هوش مصنوعی: متن بیان میکند که در تجارت مشترک، دو طرف باید در تصرف و توزیع سود و زیان سهیم باشند. اگر مال هر دو طرف مساوی باشد، سود نیز باید به طور مساوی تقسیم شود. در صورتی که یکی از طرفین کار بیشتری انجام دهد، میتوان با توجه به زحمات او، شرطی برای تقسیم سود تعیین کرد.
اما سه نوع شرکت ذکر شده که باطل است:
1. شرکت حمالان و پیشهوران که در آن شرایط میگذارند که هر درآمد مشترک است.
2. شرکت مفاوضه که در آن همه چیز جمع میشود و سود و زیان به اشتراک گذاشته میشود.
3. شرکتی که یکی از طرفین سرمایه دارد و دیگری اعتبار.
در نهایت، این متن بر اهمیت شناخت اصول معاملات تأکید دارد و میگوید که دانستن این موارد برای جلوگیری از افتادن در معاملات حرام ضروری است.
هوش مصنوعی: چون دارایی مشترک بود، اصل بر این بود که هر یک از طرفین میتوانند دستور تصرف را به دیگری بدهند و پس از آن، سود به دو نصف تقسیم میشد. اگر دارایی هر دو برابر بود، تقسیم به این صورت انجام میشد و اگر نابرابر بود، به همین منوال ادامه پیدا میکرد و اگر یکی از طرفین کار بیشتری انجام میداد، میتوانستند به خاطر کار اضافهاش برای او توافق کنند. این وضعیت مشابه تقسیم سرمایه در شرکتها بود.
2
اماسهشرکتدیگرعادتاستوآنباطلاست.
هوش مصنوعی: اما سه شرکت دیگر به یک عادت تبدیل شدهاند و این وضعیت نادرست است.
هوش مصنوعی: یک شرکت میان حمالان و پیشه وران وجود دارد که توافق کردهاند هرچه بدست آورند به صورت مشترک تقسیم شود، اما این شرط باطل است زیرا مزد هر نفر متعلق به خود اوست.
هوش مصنوعی: در این نوع قرارداد، شرکتکنندگان همه چیز خود را با هم ترکیب میکنند و اعلام میکنند که هرگونه سود و زیان باید به صورت مشترک تقسیم شود. این توافق نیز غیرقابل قبول است.
هوش مصنوعی: و همچنین اگر کسی دارای مال باشد و دیگری دارای مقام و قدرت باشد و شخص اول مال خود را به کسی که دارای مقام است بفروشد تا هر دو سود کنند، این نیز صحیح نیست.
هوش مصنوعی: آموختن حداقل این میزان از دانش در معاملات برای هر کسی ضروری است، چرا که نیاز به این آگاهی وجود دارد. اما فراتر از این اطلاعات، موارد نادری پیش میآید. اگر فردی این دانش را داشته باشد، میتواند در مورد هر موضوعی سوال کند و اطلاعات لازم را به دست آورد. اما اگر کسی این آگاهی را نداشته باشد و در دام موارد ممنوعه بیفتد و از آن بیخبر باشد، نمیتواند بهانهای برای این ناآگاهی داشته باشد.