هوش مصنوعی: خلاصه متن به این صورت است که اگر سلطانی مالی را به عالمی ارسال کند تا آن را بین خیرات تقسیم کند، در صورتی که آن مال متعلق به مالک مشخصی باشد، عالم نباید آن را تقسیم کند و باید به خداوند آن را بسپارد. اگر مالک مشخص نباشد، برخی از علما از قبول و تقسیم چنین مالی خودداری کردهاند. بهتر است تا این مال از دست آنها خارج شود و ظلمی در آن نباشد و درویشان از آن بهرهمند شوند.
در تقسیم این مال، سه شرط وجود دارد:
1. علمای دین نباید به مال حلال بودن آن اعتبار کنند؛ چرا که این میتواند موجب شود که افراد به کسب حرام روی آورند.
2. عالم نباید در محلی باشد که دیگران از او پیروی کنند و به او اقتدا نمایند چرا که این ممکن است موجب جلب نظر و اعتماد به او شود.
3. باید از شکلگیری دوستی با ظالم پرهیز شود، چرا که دوستی با ظالم ممکن است به معصیت و انحراف اخلاقی منجر شود.
در نهایت، برخی علما و بزرگان نیز به این نکته اشاره کردهاند که حتی اگر مال از طرف ظالم به نوعی به آنان رسیده باشد، باید با احتیاط عمل کنند تا از انحراف دور بمانند.
هوش مصنوعی: اگر یک سلطان مالی را نزد یک عالم بفرستد تا آن مالی را بین خیرات تقسیم کند، اگر بداند که آن مال متعلق به شخص خاصی است، نباید این کار را انجام دهد؛ بلکه باید اجازه بگیرد که آن مال را به صاحبش بدهد. اما اگر مالک مشخصی وجود نداشته باشد، برخی از علما از قبول و تقسیم این مال خودداری کردهاند. در نظر ما بهتر است که از این علما درخواست شود تا آن مال را تقسیم کنند تا دیگر به دست آنان نیفتد و به عنوان وسیله ظلم استفاده نشود. این امر به نفع بینیازان خواهد بود، اما این تقسیم باید تحت سه شرط انجام گیرد.
هوش مصنوعی: شرط اول این است که به خاطر دریافت مال از سلطان، عقیدهاش این نباشد که این مال حلال است. در غیر این صورت، اگر اعتقادی به حلال بودن نداشته باشد، ممکن است به سمت کسب درآمد از راههای نادرست و حرام گرایش پیدا کند که این وضعیت بدتر از مشکلات و تفرقههای دیگر خواهد بود.
هوش مصنوعی: شرط دوم این است که فرد عالم در شرایطی نباشد که دیگران بتوانند از او پیروی کنند و به راحتی به تفرقهافکنی او غافل شوند. برخی افراد، به غلط از عالم شافعی بهعنوان دلیل استفاده میکنند و فراموش میکنند که او همواره تفرقه ایجاد کرده است. وهب بن منبه و طاووس هر دو نزد برادر حجاج ظاهر شدند. یک صبح سرد، طاووس مشغول نصیحت او بود. برادر حجاج از او خواسته بود تا عبا یا طیلسانی بر دوش طاووس بگذارند. طاووس در حال سخن گفتن و حرکت بود که آن طیلسان از دوشش افتاد. برادر حجاج به این وضعیت پی برد و خشمگین شد. بعد از خروج، وهب به طاووس گفت: «اگر این طیلسان را برمیداشتی و به درویشی میدادی، بهتر بود تا اینکه او را خشمگین میکردی.» طاووس پاسخ داد: «من مطمئن نبودم که آیا کسی به من اقتدا کند و اموال آنها را بگیرد و در عین حال ن sabeد که من آن را به درویشی بخشیدم.»
هوش مصنوعی: شرط این است که دوستی با ظالم در دل تو شکل نگیرد و به خاطر اینکه او مالی برای تو فرستاد، سبب نشود که تو در پی تفرقهافکنی باشی. دوستی با ظالمان میتواند باعث ارتکاب معصیت شود و موجب مداهنت (آشتی با گناه) گردد. این کار میتواند تو را به این فکر بیندازد که از مرگ و برکناری او ناراحت شوی و به خاطر قدرت و ثروت او خوشحال شوی. رسول الله (ص) فرمودهاند که خدایا هیچ فاجر یا بدکاری را به من نیکی نرسان، زیرا این باعث میشود که دل من به او متمایل شود. و این برای این است که قلب انسان به طور طبیعی به کسی گرایش پیدا میکند که با او نیکی کند. خداوند میفرماید که نباید به کسانی که ظلم کردهاند، متمایل شوید؛ در غیر این صورت، آتش شما را خواهد سوزاند. یکی از خلفا ۱۰ هزار درم به نزد مالک دینار فرستاد و او همه آن پول را تفرقه کرد و یک درم هم نگرفت. محمد بن واسع این را دید و از او پرسید که آیا دلش به دوستی با آن شخص متمایل شده است یا نه؟ او جواب داد که بله، متمایل شده است. محمد بن واسع گفت: «من از این میترسیدم، زیرا پولهای او اثر بدی بر تو گذاشتهاند.»
هوش مصنوعی: یکی از شخصیتهای بزرگ بصره به مال سلطان رحم نکرد و آن را تقسیم کرد. وقتی از او پرسیدند که آیا نمیترسد دوستی آنها در دلش رخنه کند؟ پاسخ داد که اگر کسی دست او را بگیرد و به بهشت ببرد، اما در این حال معصیت کند، او را دشمن خواهد داشت و همچنین دشمن کسی است که او را مسخر کرد تا دستش را بگیرد و به بهشت ببرد. او معتقد بود که وقتی چنین قدرتی وجود دارد، نگرانی از تقسیم مال آنها وجود ندارد.