هوش مصنوعی: این متن به اهمیت و مسئولیتهای ولایت و خلافت در اسلام اشاره دارد. نویسنده معتقد است که کار والی باید بر اساس عدل و شفقت باشد و هرگونه ظلم و فساد به شدت مذمت شده است. ولایت به علم و عمل نیاز دارد و والی باید بداند که این دنیا منزلگاه موقتی است و باید از آن به قدر ضرورت بهرهبرداری کند.
در ادامه، نکات کلیدی برای والیان ارائه میشود، از جمله:
1. رعایت عدالت در حق رعیت.
2. احترام گذاشتن به حاجتهای مردم.
3. قناعت و دوری از شهوات.
4. تعامل با رعیت به صورت ملایم و با رفق.
5. جلب رضایت مردم در راستای شرع.
6. پرهیز از تکبر و خشم.
7. نیاز به نزدیک بودن به علمای دین برای یادگیری و پرهیز از خطا.
نویسنده همچنین به خطرات ولایت و عواقب سنگین ظلم و بیعدالتی اشاره میکند و میگوید که در قیامت، والیان به حسابرسی سختی میرسند. در نهایت، ولایتی که بر اساس اصول نیکو و عدالت باشد، فضیلت بالایی دارد و نزد خداوند از ارزش زیادی برخوردار است.
هوش مصنوعی: ولایت در حقیقت مسئولیتی بزرگ و مهم است و خلافت در زمین زمانی صحیح است که بر اساس عدالت باشد. اما اگر از عدالت و شفقت خالی باشد، این خلافت میتواند به فسادهای بزرگتری منجر شود. اساس ولایت بر دانش و عمل است و دانش در مورد ولایت بسیار گسترده است. ولی باید بداند که هدف او از بودن در این دنیا چیست و جایگاه او کجاست؛ چرا که دنیا تنها یک توقفگاه است و نه یک سر منزل دائمی. او باید همچون مسافری در نظر بگیرد که رحم مادر آغاز سفرش است و قبر پایان آن. هر سال و ماه و روزی که از عمر او میگذرد، مرحلهای است که او را به منزلگاه نهاییاش نزدیکتر میکند. اگر کسی در این دنیا به دنبال ساختن قصر و خانه باشد و هدف اصلی خود را فراموش کند، نشاندهنده نداشتن خرد است. انسان عاقل تنها باید به زاد و توشه سفرش در این دنیا پرداخته و از آن حدی که نیاز دارد، بهرهبرداری کند. هر چیزی که فراتر از این باشد، تنها عذاب و حسرت خواهد بود و در زمان مرگ، انسان احساس میکند که فقط خاکستر از داراییهای او باقی مانده است. بنابراین هرچه بیشتر جمع کند، بیشتر دچار درد و حسرت میشود و در نهایت تنها به اندازه نیازش نصیب مییابد و باقیمانده به عنوان بار گران بر دوش او در آن جهان خواهد بود. در لحظه مرگ، اگرچه حلال باشد، صدری سخت بر او خواهد گذشت، و اگر از حرام باشد، خود باید عذاب و حسرت آن را تجربه کند.
هوش مصنوعی: تحمل شهوات دنیوی جز با پرهیزکاری ممکن نیست. اما اگر ایمان واقعی وجود داشته باشد، باید دانست که به خاطر لذتهایی که فقط چند روز دوام دارند و مرور زمان آنها را تلخ میکند، لذتهای اخروی را از دست خواهیم داد. لذتهای آخرت تمام و کمال و بینهایت هستند و هیچ ناپاکی به آنها راه ندارد. صبر کردن برای چند روز آسان است، مثل اینکه کسی عاشق باشد و به او گفته شود اگر امشب با معشوقت باشی، هرگز او را نخواهی دید. اما اگر صبر کنی، در عوض هزار شب او را بدون رقیب و بدون وابستگی به کسی به تو میدهیم. حتی اگر عشق به شدت باشد، صبر کردن تنها یک شب راحتتر است و به امید هزار شب ارزش دارد.
هوش مصنوعی: مدت زمان دنیا بسیار کوتاهتر از آخرت است و هیچ نسبتی با آن ندارد و لذا نمیتوان آن را به عنوان پایان در نظر گرفت. مفهوم ابدیت را نمیتوان درک کرد، زیرا اگر تصور کنی که هفت آسمان و زمین را با گاودوش پر کنی و در هر هزار سال، یک پرنده دانهای از آن برگیرد، باز هم این فرآیند پایان نخواهد داشت و هیچ چیز از ابد نخواهد رسید. زندگی انسان، حتی اگر صد سال طول بکشد و در طول آن، دنیا را به شرق و غرب مسلط شود و با خیال راحت زندگی کند، در برابر عمر بیپایان آخرت بسیار ناچیز است. بنابراین، با توجه به اینکه زندگی دنیا همواره با مشکلات و تنشهایی مواجه است، چرا باید کسی این زندگی ناپایدار و پر از چالش را به چیزی کمارزش بفروشد؟
هوش مصنوعی: والی و غیر والی باید در دل خود بیندیشند که چگونه میتوانند صبر کنند و از شهوتهای دنیوی دوری گزینند و همچنین بر رعیت خود شفقت ورزند و نسبت به بندگان خدا نیکوئی داشته باشند. این امر به آنان کمک میکند که به وظیفه ولایت خود به نحو احسن عمل کنند، چرا که ولایت با عدالت از تمامی عبادات و قربتها نزد خداوند بزرگتر است. رسول (ص) فرموده است که یک روز حاکم عادل از شصت سال عبادت مداوم برتر است. همچنین، در روایات آمده است که هفت گروه در سایه خداوند قرار میگیرند و نخستین آنها حاکم عادل است. در این باره گفته شده که عمل حاکم عادل برابر با عمل شصت صدیق مجتهد در عبادت است و او محبوبترین و نزدیکترین شخص به خداوند است در حالی که حاکم جابر عذاب الهی را خواهد دید. بنابراین، چقدر باارزش است که خداوند منصب ولایت را به کسی عطا کند که بتواند در یک ساعت عمر دیگران تاثیرگذار باشد. اگر کسی این نعمت را نشناسد و به ظلم و شهوات دنیوی مشغول شود، به طور مسلم مستحق عذاب خواهد بود و عدالت الهی را باید رعایت کند.
هوش مصنوعی: هر فردی که در شرایطی قرار گیرد و توجه کند که خودش در مقام رعیت است و دیگری در مقام والی، باید به این نکته توجه داشته باشد که هیچکدام از آنچه که خود نمیپسندد، برای دیگر مسلمانان هم نپسندد. اگر چیزی را بپذیرد که برایش پسندیده نیست، در واقع در مدیریت و رهبری دچار خیانت شده است. در واقعهی غزوه بدر، زمانی که رسولالله (ص) در سایه نشسته بود و یارانش در آفتاب بودند، جبرئیل به او گفت که خداوند به او میگوید چرا در سایه هستی در حالی که یاران تو در خورشیدند؟ این موضوع به شدت به ایشان تذکر داده شد. رسولالله (ص) بیان کردند که هر کسی بخواهد از آتش دوزخ نجات یابد و به بهشت برود، باید در لحظهی مرگش کلمهی توحید «لا اله الا الله» را بگوید. همچنین افزودند که اگر کسی صبح را آغاز کند و غیر از خداوند هدف و همتی داشته باشد، به نوعی از بندگان خدا محسوب نمیشود و اگر در امور مسلمانان اهمیت نمیدهد، از جمع مسلمانان خارج است.
هوش مصنوعی: کسی که دعاهای مردم را در نزد خود بیاهمیت ندانسته و از خطر این امر دوری کند، نباید وقتی کسی به کمک او نیاز دارد، به هیچ عبادت دیگری مشغول شود؛ چرا که پاسخگویی به نیازهای مردم از همه عبادتهای نفل مهمتر است. روزی عمر عبدالعزیر تا زمان نماز پیشین به کار مردم رسیدگی میکرد و دچار خستگی شد. او به خانه رفت تا کمی استراحت کند. پسرش به او گفت: «چه ضمانتی وجود دارد که این لحظه، لحظه مرگ تو نباشد و کسی در درگاه تو منتظر کمک باشد و تو در حق او قصور کنی؟» عمر عبدالعزیر گفت: «حرفت صحیح است.» و فوراً برخاست و از خانه بیرون رفت.
هوش مصنوعی: کسی که به خود اجازه ندهد درگیر خواستههای نفسانی و لذتهای دنیوی شود، نشان میدهد که در زندگیاش به خوبی عمل کرده است؛ نه تنها در پوشیدن لباسهای زیبا و خوردن غذاهای خوشمزه، بلکه در هر زمینهای باید قناعت را سرلوحه کار خود قرار دهد، زیرا بدون قناعت، برقراری عدالت ممکن نخواهد بود.
هوش مصنوعی: عمر خطاب از سلمان پرسید که دربارهی من چه چیزی میدانی که برای من اهمیت دارد. سلمان پاسخ داد: «شنیدم که تو دو نانخور بر سر سفرهات داری و دو پیراهن، یکی برای روز و دیگری برای شب». عمر پرسید: «آیا چیز دیگری هم هست؟» سلمان گفت: «نه، همین کافی است».
هوش مصنوعی: کسی که در کارهای خود سعی کند با مهربانی و ملایمت رفتار کند، نه با زور و خشونت، در واقع راه درستی را انتخاب کرده است. پیامبر (ص) فرمود: «والی که با مردم به نرمی برخورد کند، روزی با او به نرمی رفتار خواهد شد»، و دعا کرد و گفت: «خدایا، هر والی که با رعیتش با ملایمت رفتار کند، تو هم با او مهربان باش و هر کسی که با خشونت رفتار کند، تو نیز با او به شدت رفتار کن». او همچنین گفت: «ولایت کار خوبی است برای کسی که در آن به حق عمل کند، اما بد است برای کسی که در آن قصور ورزد».
هوش مصنوعی: هشام بن عبدالملک یکی از خلفای اسلامی بود. او از ابوحازم، یکی از علمای بزرگ، پرسید: «چگونه میتوان در این کار نجات پیدا کرد؟» ابوحازم پاسخ داد: «باید هر پولی را از منبع حلال به دست آورد و در جایی صرف کرد که حق باشد». سپس هشام گفت: «کسی که تحمل عذاب دوزخ را ندارد و بهشت را بیشتر دوست دارد».
هوش مصنوعی: آن کسی که تلاش کند تا همه رعیت از او راضی باشند، با رعایت اصول شرعی، بهترین ائمه به شمار میآید. رسول خدا (ص) فرمودهاند: «بهترین پیشوایان، کسانی هستند که شما آنها را دوست دارید و آنها نیز شما را دوست دارند، و بدترین آنها، کسانی هستند که شما را دشمن دارند و شما هم آنها را لعنت میکنید.» والی باید در این مورد فریب نخورده و فکر نکند که چون برخی به او مدح میگویند، پس همه از او راضیاند. این مدح گاهی ناشی از ترس است. لذا لازم است که والی از افراد معتمد خود بخواهد تا وضعیت او را بررسی کنند و نظر واقعی مردم را درباره او جویا شوند، زیرا ممکن است عیوب او از زبان دیگران روشن شود.
هوش مصنوعی: کسی که اصول مذهبی را رعایت نکند و به دنبال جلب رضایت مردم باشد، در واقع مخالف با اصول دین عمل کرده است. عمر خطاب میگوید که هر روز که از خواب برمیخیزد، نیمی از مردم از او ناراضی هستند و به همین دلیل نمیتوان همگی را راضی نگه داشت. او معتقد است که فرد عاقل نباید به خاطر جلب رضایت دیگران، رضایت خداوند را زیر پا بگذارد. همچنین، معاویه نامهای به عایشه نوشت و خواستار مشاوره شد. عایشه در پاسخ نوشت که از پیامبر شنیده است که هر کسی که تلاش کند تا رضایت خدا را به دست آورد، حتی اگر دیگران را ناراضی کند، در نهایت خداوند او را مورد رضایت قرار میدهد. اما برعکس، اگر کسی بخواهد فقط رضایت مردم را بگیرد، خداوند از او ناخشنود خواهد شد و نیز مردم از او دور میشوند.
هوش مصنوعی: کسی که بداند مسئولیت رهبری چقدر دشوار است و کار نیکو کردن برای خلق خدا چقدر بزرگ و مهم است، اگر توفیق یابد که به این وظیفه عمل کند، به سعادتی دست مییابد که هیچ سعادتی دیگری بالاتر از آن نیست. اما اگر در این کار کوتاهی کند، به شقاوتی گرفتار میشود که مانند آن را هیچکس نخواهد دید. ابن عباس میگوید یک روز رسول خدا (ص) را دیدم که به سمت کعبه رفت و به حلقه در آن آویزه شد، در حالی که گروهی از قریشیان در آنجا بودند. آن حضرت فرمود که ائمه و rulers همیشه از قریش خواهند بود، به شرطی که سه کار را انجام دهند: اول، وقتی که از آنها رحمت خواسته شود، رحمت کنند؛ دوم، در هنگام قضاوت، به عدالت رفتار کنند؛ و سوم، آنچه را که میگویند، عمل کنند. هر کس چنین نکند، لعنت خدا و فرشتگان و همه مردم بر او خواهد بود و خداوند نه اعمال واجب او را قبول میکند و نه سنتها را. بنابراین، در نظر بگیرید که این یک کار بسیار بزرگ است، به طوری که انجام ندادن آن باعث میشود هیچ عبادتی پذیرفته نشود.
هوش مصنوعی: رسول (ص) فرمودند: «هر کس که بین دو نفر قضاوت کند و ظلمی نماید، لعنت خدا بر ظالم باد». همچنین فرمودند: «سه دستهاند که روز قیامت خدا به آنها نگاه نخواهد کرد: سلطان دروغگو، پیر زالی، و گدای متکبر». آن حضرت به یاران خود گفتند که فتح سرزمینهای شرق و غرب به زودی انجام میشود و این سرزمینها، ملک شما خواهد شد. عاملان در آن نواحی در عذاب خواهند بود، مگر اینکه از حرام بپرهیزند، به فتوای درست عمل کنند و امانت را رعایت نمایند. ایشان همچنین فرمودند: «هیچ بندهای نیست که خداوند برای او بندگانش را بسپارد و او به آنها خیانت کند و از نصیحت و شفقت که واجب است خودداری کند، جز اینکه خداوند بهشت را بر او حرام کند». و نیز فرمودند: «هر کسی را که بر مسلمانان ولایت دادند و به خوبی از آنها مراقبت نکند، مانند اینکه از خانوادهاش مراقبت نماید، جایش در آتش خواهد بود».
هوش مصنوعی: پیامبر فرمود: "دو دسته از پیروان من در روز قیامت از شفاعت محروم خواهند شد: یکی فرمانرواي ظالم و دیگری شخصی که در دین زیادهروی کند." او همچنین اشاره کرد که سختترین عذاب در روز قیامت بر عهده فرمانروايان ظالم است. سپس افزود که پنج گروه وجود دارند که خداوند به آنها خشمگین خواهد شد. اگر خدا بخواهد، ممکن است عذاب خود را در این دنیا بر سر آنها بفرستد و اگر نخواهد، محل اقامتشان آتش خواهد بود. این پنج گروه عبارتند از: امیری که از مردم حق خود را بگیرد و به آنها انصاف ندهد و ظلم را از آنها دور نکند؛ رهبر قومی که رعیتش، او را اطاعت میکنند اما به قوی و ضعیف توجه نکند و بر اساس خواستههای خود صحبت کند؛ مردی که همسر و فرزندانش را به اطاعت خدا نخواند و آنها را در امور دینی آموزش ندهد و نگران نباشد که از چه چیزی برای آنها غذا تهیه میکند؛ مردی که برای انجام کار خود، مزدوری بگیرد و تمام حق او را پرداخت نکند؛ و مردی که در مهریه همسرش ظلم کند.
هوش مصنوعی: عمر بن خطاب رضی الله عنه تصمیم گرفت بر جنازهای نماز بگذارد. یکی از افراد جلو آمد و نماز خواند. بعد از دفن کردن جنازه، او دستش را بر قبر گذاشت و گفت: «خدایا، اگر این شخص را عذاب کنی، شاید به تو نافرمانی کرده باشد و اگر رحمت کنی، به رحمت تو نیاز دارد. خوشا به حال تو ای مرد که نه امیر بودی، نه عارف، نه کاتب و نه کسی که به تو کمک کند و نه در منزلت خاصی قرار داشتی». سپس آن فرد از نظرها ناپدید شد و عمر دستور داد تا او را پیدا کنند، اما هیچ کس او را نیافت. عدهای گفتند: «این شخص خضر بود».
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) فرمودند: «وای بر فرمانروایان، وای بر عارفان و وای بر امانتداران. این افراد در قیامت به حالتی خواهند بود که از آسمان آویزان شدهاند و هرگز به انجام عمل نیک نپرداختهاند». همچنین ایشان اشاره کردند که هیچکس نباید به فردی که نیکوکار نیست، مسئولیت و رهبری بدهد، زیرا در روز قیامت او را با دستهای بغلکشیده به حساب خواهند کشید. اگر آن فرد نیکوکار باشد، رها میشود و اگر نیکوکار نباشد، بهانههای دیگری برای محاکمهاش ارائه میشود.
هوش مصنوعی: عمر گفت که وای بر داور زمین در پیشگاه داور آسمان. زمانی که او (داور) را ملاقات کند، باید بیرحمانه قضاوت نکند و درباره خویشاوندانش جانبداری نکند. باید تنها بر اساس کتاب خداوند قضاوت کند و آن را در نظر بگیرد. پیامبر (ص) نیز اشاره کرد که در روز قیامت، مسئولان را به حضور میآورند و از آنها میپرسند که چرا نسبت به کسانی که مجازات کردند، بیشتر از آنچه خداوند مقرر کرده بود عمل کردند. آنها پاسخ میدهند که از خشم خداوند ترسیدهاند. سپس از آنها میپرسند که چرا باید خشم شما از خشم من بیشتر باشد. همچنین، فرد دیگری را میآورند و از او میپرسند که چرا حد را کمتر تعیین کرده است. او پاسخ میدهد که به خاطر رحمت خداوند بر او رحمت آورده، و در اینجا نیز میپرسند که چرا رحمت تو باید بیشتر از رحمت من باشد. در نهایت، هر دو دسته را به دوزخ سوق میدهند؛ هم آنها که حد را زیاد کردهاند و هم آنها که کمتر تعیین کردهاند.
هوش مصنوعی: حذیقه میگوید: «من هیچوقت برای والیان، چه خوب و چه بد، مدح نمیکنم. وقتی از او پرسیدند چرا، گفت: چون از پیامبر (ص) شنیدهام که در روز قیامت، همه والیان را محاکمه میکنند، چه ظالم باشند و چه عادل. آنها را بر صراط میبرند و به صراط میگویند که آنها را به جهنم بیاندازد. هر کسی که در امور حکومتی ظلم یا رشوه گرفته باشد یا در حق دیگران کوتاهی کرده باشد، به پایین میافتد و تا هفتاد سال در دوزخ خواهند ماند تا به محل خود برسند.»
هوش مصنوعی: در خبر آمده است که داوود پیامبر (ع) بهصورت ناشناختهای به راه افتاد بهگونهای که هیچکس متوجه نشد او کیست. او از خانه بیرون آمد و از هر کسی که میدید درباره زندگی و رفتار داوود سؤال میکرد. روزی جبرئیل به شکل مردی به او نزدیک شد. داوود از او هم پرسید و او پاسخ داد که مرد نیکوکاری است، اما اگر او حقیقتاً نیکوکار بود، باید از دسترنج خود غذا میخورد و نه از بیتالمال. این صحبت داوود را به فکر واداشت و او به محراب رفت و گریه کرد و از خدا خواست که شغلی به او بیاموزد تا از زحمات خودش کسب درآمد کند. در نتیجه، خداوند به او زرهگری آموخت.
هوش مصنوعی: عمر در شبها به دور از استراحت میگشت تا اگر نقصی ببیند، آن را اصلاح کند. او میگفت که اگر گوسفندی در کنار رودخانه فرات بگذرد و کسی به آن روغن نزند، نگران بود که در روز قیامت از او سؤال شود. عمر به خاطر احتیاط و عدالت خود، بسیار مراقب بود و کسی نمیتوانست به مقام او نزدیک شود. عبدالله بن عمرو عاص میگوید که او دعا کرده بود تا خداوند در خواب عمر را به او نشان دهد. پس از دوازده سال، عمر به خواب او آمد و مانند کسی که غسل کرده باشد، پیراهنی بر تن داشت و گردن بندش را بسته بود. عبدالله از او پرسید: «ای امیرالمومنین، چقدر است که به شما نزدیک شدهام؟» عمر پاسخ داد: «دوازده سال». او گفت که تا آن زمان در حسابرسی بود و نگران بود که اعمالش نابود شود، مگر آن که رحمت خدا شامل حالش شده باشد. عمر در عالم به جز وظایف خود، به چیزی بیش از آن نمیاندیشید.
هوش مصنوعی: بزرجمهر فرستادهای را مأمور کرد تا دربارهی شخصی و کردار او اطلاعاتی به دست آورد. وقتی به مدینه رسید، از مردم پرسید که اینجا کجاست. آنها جواب دادند که ما ملتی نداریم، بلکه یک امیر داریم. او به بیرون رفت و دید که امیر در آفتاب خوابیده و زیر سرش سنگی قرار داده است. عرق از پیشانیاش روی زمین ریخته و آن را خیس کرده بود. دیدن این وضعیت تأثیر عمیقی بر دل او گذاشت، زیرا او متوجه شد که در حالی که تمام پادشاهان دنیا از این فرد نگران هستند، او در این حالت آرام و بیخبر است. او گفت: "تو به حق عدل را برقرار کردهای و بنابراین در امنیت آرام میخوری، ولی ملک ما ظلم کرده و همیشه در ترس به سر میبرد. من شهادت میدهم که دین شما دین حق است و اگر بدانم که این پیامبری که به آن آمدهام حقیقت دارد، به حال مسلمان میشوم و بعد از این برمیگردم و ایمان میآورم."
هوش مصنوعی: خطر حاکمیت این است که حاکم باید همیشه به علمای دیندار نزدیک باشد تا از دانش آنها بهرهبرداری کند و مسیر دین را درست بیاموزد. این نزدیکی به علمای دین میتواند به او کمک کند که خطرات ناشی از حاکمیت را بهتر درک کند و با آنها مقابله کند.
هوش مصنوعی: آن که تشنه علم و معرفت است، همیشه به ملاقات عالمان دیندار میرود و مشتاق شنیدن نصایح آنان است. او از علمای دنیاطلب دوری میکند، زیرا که این افراد ممکن است با زبان چرب و نرم، او را فریب دهند و برای جلب رضایتش، او را ستایش کنند تا از او بهرهبرداری کنند. ولی عالم دیندار، کسی است که به دنیا طمع ندارد و چون شقیق بلخی به هارون الرشید گفت، او میتواند نصیحتهای دلسوزانهای ارائه دهد. او به سیاست و وظایف خود در مقام قدرت اشاره میکند و به هارون میگوید که چون در مقام رهبری قرار دارد، باید بین حق و باطل تمایز قائل شود و از ظلم دوری کند. همچنین به او یادآوری میکند که اگر نتواند وظایفش را بهدرستی انجام دهد، خود در عذاب خواهد بود و مردم نیز از او پیروی خواهند کرد. در نهایت، او به این نکته مهم اشاره میکند که اگر او مانند چشمهای از علم و خوبی باشد، میتواند دیگران را هدایت کند و در غیر این صورت، تاریکی در دنیا حاکم خواهد شد.
هوش مصنوعی: هارون الرشید به همراه عباس که یکی از افراد خاص او بود، به نزد فضیل عیاض میرفتند. وقتی به در خانه او رسیدند، فضیل در حال خواندن قرآن بود و به آیهای رسید که میگفت آیا کسانی که کارهای بد انجام دادهاند را با کسانی که ایمان آورده و کارهای نیک کردهاند برابر میدانیم؟ این قضاوت نادرستی است. هارون به عباس گفت در بزند و او نیز این کار را کرد و بیان کرد که امیرالمؤمنین در اینجا است. فضیل پاسخ داد که امیرالمؤمنین چه کار میتواند برای من انجام دهد. عباس گفت که باید از او اطاعت کرد و نهایتاً فضیل در را باز کرد.
شب بود و هارون چراغ را خاموش کرد و به سمت فضیل در تاریکی دست برد تا او را لمس کند. فضیل گفت که اگر کسی به این دست نرم او رحم کند، باید از عذاب نجات یابد. سپس به هارون گفت که باید برای روز قیامت آماده باشد، زیرا خداوند از او حساب خواهد کشید. هارون به گریه افتاد، اما عباس او را آرام کرد. فضیل به هارون گفت که او و قومش باعث هلاکت او شدهاند و نباید از او بخواهد که سکوت کند. هارون گفت که فضیل او را به هامان تشبیه کرده و به همین خاطر ناراحت است. سپس هزار دینار به فضیل داد و گفت که این پول حلال است. اما فضیل پاسخ داد که به او نیاز ندارد و بهتر است این پول را در راه خدا صرف کند و از آنجا رفت.
هوش مصنوعی: عمر بن عبدالعزیز به محمد بن کعب قرطی گفت: «ویژگیهای عدالت را برای من توضیح بده.» او پاسخ داد: «با مسلمانانی که از تو کوچکترند مانند پدر رفتار کن، با آنهایی که بزرگترند مانند پسر رفتار کن و با کسانی که همسطح تو هستند مانند برادر. مجازات هر فرد را متناسب با ظرفیت و توانایی او در نظر بگیر و مراقب باش که به هیچ وجه از خشم خود به تازیانه استفاده نکن، زیرا در این صورت جایگاهت در جهنم خواهد بود.»
هوش مصنوعی: یکی از زهاد به نزد خلیفه زمان رفت و از او خواست که نصیحتی به او بکند. خلیفه گفت که من به چین رفته بودم و ملک آنجا، که ناشنوا شده بود، بسیار گریه میکرد و میگفت: "من به خاطر ناتوانی شنواییام نمیگريم، بلکه به این دلیل گریه میکنم که مظلومان در دروازه من فریاد میزنند و من نمیتوانم صدایشان را بشنوم. اما چشمانم باز است و بگویید که هر کس شکایتی دارد، باید لباس سرخ بپوشد." پس هر روز بر شتر مینشست و بیرون میآمد و هر کس که لباس سرخ به تن داشت را میخواند. سپس به خلیفه گفت: "ای امیرالمؤمنین! این روشی بود که یک کافر در مورد رحمت به بندگان خدا از خود نشان میداد، حال آن که تو مؤمن هستی و از اهل بیت رسول خدا. با کمال دقت نگاه کن که رحمت تو چگونه است؟"
هوش مصنوعی: ابوقلابه به نزد عمر عبدالعزیز رفت و از او خواست که پندی به او بدهد. عمر گفت: «هیچ خلیفهای از زمان آدم تا به امروز وجود نداشته است جز تو.» ابوقلابه از او خواست که توضیح بیشتری بدهد. عمر گفت: «نخستین خلیفهای که مزد تو خواهد بود، خود تو خواهی بود.» او دوباره درخواست کرد که توضیحات بیشتری ارائه دهد. عمر ادامه داد: «اگر خدا با تو باشد، از چه چیزی میترسی و اگر خدا با تو نیست، به چه چیزی پناه میبری؟» ابوقلابه گفت: «این کافی است و من از این گفتهات بسنده میکنم.»
هوش مصنوعی: سلیمان بن عبدالملک، خلیفهای بود که روزی در فکر فرو رفت و به این اندیشه کرد که در زندگی دنیایی خود از نعمتها بهرهمند شده است، اما وضعیت او در قیامت چگونه خواهد بود؟ او به بوحازم، عالمی زاهد، پیامی فرستاد و از او خواست تا چیزی برای او بفرستد که در روزهاش افطار کند. بوحازم مقداری سبوس را بریان کرده و برای او فرستاد و گفت که خودش آن را در شب خواهد خورد. سلیمان وقتی این را دید، گریه کرد و دلش تحت تأثیر قرار گرفت و به مدت سه روز روزه گرفت و هیچ غذایی نخورد و فقط در شب سوم روزهاش را افطار کرد. گفته میشود که در آن شب با اهل صحبت کرد و پسرش، عبدالعزیز، ظهور کرد که به عنوان یک فرد عادل و شبیه به عمر خطاب شناخته میشد. گفته شده که این خیر و برکت از نیتی نیکو ناشی شده بود که او از آن غذا استفاده کرده بود.
هوش مصنوعی: عمر عبدالعزیز را پرسیدند چه چیزی باعث شد تا توبه بکنی؟ او گفت: «روزی یک بنده را زدم. او به من گفت به خاطر بیاور آن شبی را که صبح آن روز قیامت خواهد بود. این حرف در دل من تأثیر گذاشت.»
هوش مصنوعی: هرون الرشید، یکی از حاکمان بزرگ، مردی را دید که در عرفات با پای برهنه و سر برهنه، زیر سنگریزهای ایستاده و دستش را به آسمان بلند کرده بود و میگفت: «بارخدایا! تو خدا هستی و من بندهام. کار من این است که هر بار گناهی مرتکب شوم و کار تو این است که هر بار بر من رحمت کنی.» بزرگان حاضر گفتند: «ببینید، چگونه بزرگترین فرد زمین در مقابل بزرگترین خداوند آسمانها و زمین زاری میکند.»
هوش مصنوعی: عمر عبدالعزیز به بوحازم گفت: «مرا نصیحت کن.» بوحازم پاسخ داد: «بر زمین بخواب و مرگ را در نظر داشته باش. هر کاری که انجام میدهی، بدان که ممکن است مرگ ناگهانی به سراغت بیاید و گناهی در آن کار داشته باشی. از هر کاری که نمیخواهی انجامش دهی دوری کن، زیرا ممکن است مرگ به تو نزدیک باشد.»
هوش مصنوعی: بنابراین، کسی که دارای مقام و قدرت است باید این داستان را در نظر داشته باشد و نصیحتهایی که به دیگران داده شده را بپذیرد. او باید از افرادی که دانش و تجربه دارند یاد بگیرد و از آنها نصیحت بگیرد. همچنین باید مراقب باشد که کسی که نصیحتهای خوبی را میبیند، آنها را از دست ندهد و حقیقت را نادیده نگیرد. نباید اجازه دهد که غرور او را بفریبد و فکر کند که در مشکلات و ظلمها شریک است.
هوش مصنوعی: کسی که فقط بر این تمرکز کند که خود از ظلم دست بردارد، اما بر سرکوبگران و خدمتگزاران خود نظارت و کنترل داشته باشد و اجازه ندهد که آنها به ظلم ادامه دهند، در واقع نمیخواهد از ظلم خود پرسیده شود، اما دیگران را به خاطر ظلمشان مورد سؤال قرار میدهد.
هوش مصنوعی: عمر خطابی به ابوموسی اشعری نوشت که به عنوان نماینده او فعالیت میکند. او در این نامه بیان میکند که خوشبختترین والی کسی است که رعیتش به خوبی و خوشبختی زندگی کند و بدبختترین آنها کسی است که رعیتش در بدبختی به سر میبرد. او هشدار میدهد که اگر ولایتی سستی کند، کارگزاران او ممکن است مانند شخصی باشند که در میان سبزهها میچرد و از آنها میخورد تا چاق شود، اما همین چاقی سبب نابودی او خواهد شد. وی اشاره میکند که هر ظلمی که از طرف کارگزاران و نمایندگان سلطان اعمال شود، در نهایت به گردن آن والی خواهد بود و او باید بداند که هیچکس نادانتر از کسی نیست که دین و آخرتش را برای دنیای دیگران بفروشد. در واقع، کارگزاران و زیر دستان بیشتر برای تأمین منافع دنیوی خود کار میکنند و ظلم را در چشمان والی زیبا جلوه میدهند در حالی که خودشان در پی اهداف خود هستند. همچنین، او میپرسد که آیا بزرگتر از دشمنی وجود دارد که در نابودی تو تلاش کند به خاطر مقداری پول که بهدست میآورد؟
هوش مصنوعی: در این متن، ایده اصلی این است که شخصی نمیتواند با دیگران به انصاف رفتار کند، مگر اینکه ابتدا در درون خود عدل و انصاف را رعایت کند. برای دستیابی به این عدل، باید از شهوت و خشم فراتر رفته و عقل را بر آنها مسلط کرد. در واقع، عقل به عنوان نیرویی الهی و پاک مطرح میشود، در حالی که شهوت و خشم به نوعی نیروهای منفی و شیطانی به شمار میروند. اگر کسی عقل خود را در خدمت شهوت و خشم قرار دهد، نمیتواند در روابط خود با دیگران عادل باشد. بنابراین، نخستین قدم برای ایجاد عدل در جامعه، پرورش و تقویت عدل در درون خود فرد است، چرا که اگر نتوانید در خود این نور را بیابید، نمیتوانید آن را به دیگران منتقل کنید.
هوش مصنوعی: عدل از کمال عقل ناشی میشود و کمال عقل به این معناست که انسان بتواند امور را آنگونه که هستند ببیند و به عمق حقیقت و باطن آنها پی ببرد، بدون آنکه فریب ظاهر آنها را بخورد. به عنوان مثال، اگر کسی به دنبال عدل در دنیای بیرونی باشد، باید بداند که هدفش از این دنیا چیست. اگر هدفش صرفاً لذت بردن از غذاست، باید درک کند که در واقع به حالت حیوانی افتاده است. اگر هدفش فقط پوشیدن لباسهای زیبا باشد، باید بداند که در واقع امری زنانه را به تقلید از مردان انجام میدهد. اگر میخواهد خشم خود را بر دشمنانش تسلط یابد، در واقع مانند یک درنده میشود، و اگر به دنبال خدمت گرفتن از دیگران است، در حقیقت در دام خواستههای نفسانی خود گرفتار آمده و خود را به عنوان یک شخصیت جاهل نشان میدهد. خدمتکاران او تنها به خاطر تغذیه و شهوت او خدمت میکنند و اگر زمان به تغییر سرنوشت او برسد، به راحتی از او رو برمیگردانند. در نهایت، عاقل کسی است که به روح و حقیقت کارها توجه کند و نه صرفاً به ظاهر آنها. کسانی که این حقیقت را نمیدانند، عاقل نیستند و کسانی که عاقل نیستند، عادل هم نخواهند بود و سرنوشتشان جهنم خواهد بود. لذا میتوان گفت که عقل سرمنشأ همه سعادتهاست.
هوش مصنوعی: این متن بیان میکند که اگر کسی به تکبر دچار شود، ممکن است این خصلت او را وادار به خشم و انتقامجویی کند. خشم بر عقل غلبه پیدا میکند و ضررهای زیادی به همراه دارد. درمان این مسئله در متون اخلاقی بررسی شده است. اما وقتی تکبر بر فرد غالب باشد، او باید تلاش کند تا در همه امور به سمت عفو و بخشش حرکت کند و صبر و بزرگواری را سرلوحه کارهایش قرار دهد. به این ترتیب، فرد میتواند به راه و روش انبیا و شخصیتهای بزرگ نزدیکتر شود و از رفتارهای ناپسند و وحشیانه دوری کند.
هوش مصنوعی: روزی بوجعفر خلیفه تصمیم گرفت که یکی از خیانتکاران را مجازات کند و دستور قتل او را صادر کرد. در این حین، مبارک بن فضاله که در آنجا حضور داشت، گفت: «ای امیرالمؤمنین، آیا اجازه میدهی ابتدا روایتی از رسول خدا (ص) برایت بگویم؟» خلیفه پاسخ داد: «بگویید.» مبارک ادامه داد: «حسن بصری نقل میکند که پیامبر (ص) فرمودند: در روز قیامت، وقتی تمام انسانها در یک صحرا جمع میشوند، منادی ندا میدهد که هرکس دستی بر اعمالش دارد، برخیزد و تنها کسانی که عفو کردهاند، از جا برمیخیزند.» سپس خلیفه دستور داد آن فرد خیانتکار را رها کنند و گفت: «من از او گذشتم.» در این مواقع، افراد باید به خاطر داشته باشند که عیسی (ع) به یحیی (ع) گفت که اگر کسی به تو راست بگوید، شکرگزاری کن و اگر دروغ گفت، شکر بیشتری کن؛ چون در این صورت، اعمال آن شخص بدون زحمت تو به دیوان تو افزوده میشود.
هوش مصنوعی: در میان مردم معمولاً گفته میشد که فردی بسیار قوی و نیرومند است. وقتی از او پرسیدند چرا، دلیلش این بود که او در هر مبارزهای میتواند حریف خود را زمین بیندازد. ولی پیامبر (ص) فرمود: «قدرت و شجاعت واقعی آن است که انسان بتواند بر خشم خود غلبه کند، نه آن که فقط بتواند دیگران را به زیر بیندازد.» ایشان همچنین گفتند: «سه نشانه وجود دارد که هر کس به آنها برسد، ایمانش کامل خواهد بود. نخست وقتی خشمگین میشود، اقدامی ناحق انجام نمیدهد. دوم، وقتی راضی است، حق را از دست نمیدهد. سوم، هنگام قدرت، از حقوق خود بیش از آنچه که دارد، نمیگیرد.» عمر (رضی الله عنه) نیز اشاره کرد که هیچ کس را در زندگی نباید بر اساس ظاهر او قضاوت کرد تا زمانی که خشم او را نبینیم، و همچنین بر دین کسی اعتماد نکرد تا در زمان طمع او را آزمایش کرده باشیم.
یک روز علی بن حسین (رضی الله عنه) به مسجد میرفت که فردی به او توهین کرد. غلامان او خواستند به آن فرد حمله کنند، اما علی بن حسین گفت: «او را رها کنید. چه نیازی دارد که ما برای او برآوریم؟ آنچه از ما پنهان است، بیشتر است.» این سخن باعث شد که آن مرد خجالت بکشد. سپس علی بن حسین به او لباس و هزار درهم بخشید و او در حالی که میرفت، گفت: «شهادت میدهم که او جز فرزند پیامبران نیست.» همچنین از او روایت شده که یک بار غلامش را دو بار صدا کرد، اما او جواب نداد. علی بن حسین از او پرسید: «چرا جواب ندادی؟» غلام گفت: «چون از نیکی شما میدانستم که مرا آزار نخواهید داد.» علی بن حسین گفت: «خدا را شکر که بنده من از من احساس امنیت دارد.»
هوش مصنوعی: غلامی بوذر را داشت که پای گوسفند را شکست. بوذر از او پرسید: «چرا این کار را کردی؟» غلام پاسخ داد: «این کار را عمداً کردم تا تو را عصبانی کنم.» بوذر گفت: «من اکنون باید کسی را عصبانی کنم که تو را چنین آموخت، یعنی ابلیس.» سپس بوذر او را آزاد کرد. در ادامه، کسی به غلام دشنام داد. غلام در پاسخ گفت: «ای جوانمرد، میان من و دوزخ یک مانع وجود دارد. اگر بتوانم از آن مانع عبور کنم، به سخنان تو اهمیتی نمیدهم و اگر نتوانم از آن عبور کنم، خودم بدتر از چیزی هستم که تو گفتی.»
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) فرمودند: «چه کسی میتواند با حلم و عفو و مقامهای صابر و قائم باشد و هیچکس جز اهل خانوادهاش بر او سلطه نداشته باشد؟» و همچنین فرمودند که جهنم دربی دارد که هیچکس وارد آن نمیشود مگر اینکه خشم خود را به خلاف دستور شرع کنترل کند. روایت شده که ابلیس نزد موسی (ع) آمد و گفت: «من سه چیز به تو میآموزم که با آنها میتوانی از خداوند درخواست کنی.» موسی (ع) پرسید: «این سه چیز چیست؟» ابلیس گفت: «از تیزی و تندخویی پرهیز کن، زیرا هرکه تندخو باشد، من با او مانند کودکان با توپ بازی میکنم؛ از زنان بپرهیز، چراکه هیچ دام و فریبی را برای گمراه کردن مردم بهتر از زنان نیافتم؛ و از بخیلی دوری کن، زیرا هرکه بخیل باشد، من دین و دنیایش را در خطر قرار میدهم.»
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) فرمودند: «کسی که خشم خود را فرو بخورد و توانایی کنار گذاشتن آن را داشته باشد، خداوند دل او را با امنیت و ایمان پر خواهد کرد. و کسی که لباس تجمل نپوشد تا در مقابل خداوند تواضع کند، خداوند او را با لباس کرامت میپوشاند». همچنین فرمودند: «وای بر کسی که خشمگین شود و خشم خداوند را فراموش کند». یکی از افراد نزد پیامبر (ص) آمد و گفت: «به من یاد بده تا به بهشت برسم». پیامبر پاسخ دادند: «خشمگین نشو و بهشت از آن توست». او ادامه داد: «دیگر چه باید بکنم؟» پیامبر فرمودند: «از هیچکس هیچ چیز نخواه و بهشت از آن توست». باز پرسید: «دیگر چه؟» پیامبر گفتند: «بعد از نماز، هفتاد بار استغفار کن تا گناهان هفتاد سالهات بخشیده شود». او پاسخ داد: «من گناه هفتاد سالهای ندارم». پیامبر گفتند: «گناه مادرت». او گفت: «مادرم گناه زیادی ندارد». پیامبر فرمودند: «گناه پدرت». او گفت: «پدرم هم گناه زیادی ندارد». سپس پیامبر گفتند: «گناه برادرانت».
هوش مصنوعی: عبدالله بن مسعود نقل میکند که پیامبر (ص) مالی را بین مردم تقسیم کرد. یکی از افراد گفت که این تقسیم به نفع خدا نبوده و عادلانه نیست. ابن مسعود این سخن را به پیامبر اطلاع داد و او عصبانی شد و چهرهاش سرخ گردید. او تنها این جمله را فرمود که خدای بزرگ بر برادر من موسی رحمت کند، چرا که او را به مراتب بیشتر از این آزردند، ولی او صبر کرد.
هوش مصنوعی: این جمله به خوبی نشان میدهد که نصیحت کسانی که در مقام رهبری و ولایت هستند، به چه معناست. اگر پایههای ایمان در دل انسان برقرار باشد، تأثیراتی خواهد داشت، اما اگر تأثیر نگذارد، این به معنای خالی بودن دل از ایمان است. در چنین حالتی، تنها سخنها و احادیثی بر زبان میآید، در حالی که حقیقی بودن ایمان که در دل است، با ایمان ظاهری متفاوت است. نمیدانم چگونه ممکن است کسی سالها پول حرامی را دریافت کند و به دیگری بدهد، به گونهای که در قیامت تمامی مسئولیتها بر عهده او باشد و منفعت به دیگری برسد. این نشانهای از غفلت و عدم مسلمان بودن واقعی است.
هوش مصنوعی: رکن اول و دوم از کتاب کیمیای سعادت به پایان رسید. سپاس خداوند جهانیان و درود بر بهترین مخلوقش، محمد، و خانواده پاکش، و دعا میکنم همیشه در سلامتی باشند.