بخش ۹۵ - پیدا کردن آن که دارو ناخوردن در بعضی از احوال فاضلتر و آن مخالفت رسول (ص) نبود
هوش مصنوعی: در این متن درباره دلایل عدم استفاده برخی از بزرگان از دارو و روشهای درمانی سخن گفته شده است. نویسنده شش دلیل را مطرح میکند:
1. **مکاشفه**: برخی از انبیا مانند رسولالله (ص)، چون میدانستند که اجل آنها نزدیک است، از دارو استفاده نمیکردند.
2. **فکر در آخرت**: بیمارانی که مشغول به فکر در آخرت هستند، ممکن است دل به درمان ندهند.
3. **مزمن بودن بیماری**: در برخی از موارد، به دلیل نادر بودن اثرات مثبت دارو، پزشکان درمان را موثر نمیدانستند.
4. **عدم تمایل به زوال بیماری**: ممکن است بیماران بخواهند بیماریشان ادامه یابد تا پاداش صبر را دریافت کنند.
5. **کفاره گناهان**: برخی معتقدند بیماری میتواند به عنوان کفارهای برای گناهان عمل کند.
6. **نگرانی از غفلت**: بعضی ممکن است بیماری را به عنوان یک یادآوری برای دوری از معصیت و غفلت در نظر بگیرند.
در نهایت، نویسنده به اهمیت توکل بر خدا در کنار استفاده از اسباب درمان اشاره کرده و به داستانهایی از زندگی صحابه پیغمبر (ص) و تفکرات آنها درباره بیماری و درمان نیز اشاره میکند.
هوش مصنوعی: بسیاری از بزرگان درمان نمیشدند و ممکن است کسی بگوید: «اگر این درمانی مؤثر بود، پیامبر (ص) از آن استفاده نمیکرد.» اما این سوال به دلایل مختلفی پاسخ داده میشود و باید بدانیم که عدم استفاده از دارو دلایل ششگانهای دارد.
هوش مصنوعی: نخست این که شخصی الهی بود و میدانست که زمان فوتش نزدیک شده است. به همین دلیل به او گفتند که آیا باید پزشکی را بخوانیم؟ او پاسخ داد: «طبیب من را دیده است» و افزود: «من آنچه را بخواهم انجام میدهم».
هوش مصنوعی: دلیل دوم این است که بیمار به فکر آخرت و نگرانیهای آن مشغول است و نمیتواند به درمان خود بپردازد. به همین دلیل، وقتی از ابوالدردا پرسیدند که از چه چیزی ناراحت است، او پاسخ داد که از گناهانش نالان است. وقتی از او خواستند که آرزویش را بگوید، گفت که فقط آرزوی رحمت خداوند را دارد. زمانی که پیشنهاد کردند طبیبی برای او بیاورند، او گفت که خودش به واسطه دردهایش، به نوعی پزشکش را پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: ابوالدردا به دلیل جراحات چشمی که داشت، وقتی از او پرسیدند که آیا درمان نمیکند، پاسخ داد که مشغولیتی دارد که برایش از این مشکل مهمتر است. مثال این موضوع شبیه به موقعیتی است که فردی را نزد سلطانی میبرند تا امور را سامان دهد. در اینجا شخصی میگوید که آیا نانی نخوردهای؟ او پاسخ میدهد که نگران نان و گرسنگی نیست. این انتقاد نسبت به کسی که خورده و در مقابل آن مخالفتی نکرده، درست نیست. همچنین در بحثی از سهل، وقتی از او میپرسند که قوت چیست، او میگوید که ذکر خداوند حی قیوم است. سوالات ادامه پیدا میکند و او توضیح میدهد که قوام به علم مربوط میشود و در نهایت به این نتیجه میرسد که برای تغذیه جسمی، باید توجه را از تن برداشته و به خالق تسلیم کرد.
هوش مصنوعی: علت این که بیماریهای مزمن در افراد به سختی درمان میشود، به این دلیل است که داروهایی که برایشان تجویز میشود، نتایج محدودی دارند و خیلی از داروها تأثیر زیادی نمیگذارند. ربیع بن خثیم اشاره میکند که تصمیم گرفته بوده بیماری خود را درمان کند، اما به این فکر افتاده که اقوام قدیمی مثل عاد و ثمود، با این که با پزشکان زیادی در ارتباط بودهاند، باز هم از بیماریهای خود جان سالم به در نبردند و در نهایت داروهای پزشکی به آنها کمک نکرده است. این نشان میدهد که او به اثرات واقعی داروها و علم پزشکی شک کرده است.
هوش مصنوعی: چهارمین دلیل این است که بیمار نمیخواهد بیماریاش از بین برود تا پاداش و ثواب آن را دریافت کند. او همچنین در صبر خود را آزمایش میکند، زیرا در احادیث آمده که خداوند بنده را با بلایا میآزماید همانطور که طلا را در آتش میسوزانند. برخی از افراد از این آزمایش موفق بیرون میآیند و برخی دیگر فاسد میشوند. دیگران به آنها دارو میدهند، اما خود بیمار با وجود اینکه دچار بیماری است، از مصرف دارو خودداری میکند و میگوید: "بیماری که با رضایت تحمل میشود از بیماران سالمی که میایستند بهتر است."
هوش مصنوعی: پنجمین دلیل این است که انسان گناهان زیادی دارد و باید به نوعی از بیماری دچار شود تا گناهانش پاک شوند. در روایتی آمده که تب بر بندهای میافتد تا زمانی که او را از گناهانش پاک کند؛ گناهانی که در واقع در او وجود نداشتهاند. عیسی (ع) فرمود: «هیچ عالم نیست که در زمان بیماری و مصیبت در بدن و مال خود خوشحال نباشد و به امید پاک شدن از گناهان نباشد.» همچنین موسی (ع) زمانی که به بیماری نگریست، از خداوند خواست که بر او رحمت کند. خداوند پاسخ داد: «چگونه میتوانم به کسی که از طریق این بیماری پاداش گناهانش را میدهم، رحمت کنم؟»
هوش مصنوعی: ششمین دلیل این است که باید دانست که نداشتن تندرستی، به دلیل غفلت و بیتوجهی به خود به وجود میآید و ممکن است باعث طغیان شود. فرد ممکن است بخواهد که بیماری او ادامه پیدا کند تا در دام غفلت نیفتد. هر کس که برای دیگران خیرخواهی کرده باشد، همواره باید او را با مشکلات و بیماریها تنبیه کند. گفته شده که مؤمن از سه چیز خالی نیست: فقر، بیماری و ذلت. همچنین در روایتی آمده که خداوند فرمود بیماری از بندگان من است و فقر زندان من است. من کسی را در بند و زندان میکنم که دوستش دارم. پس وقتی که تندرستی فرد را به سمت معصیت سوق دهد، در واقع عافیت در بیماری نهفته است.
هوش مصنوعی: امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) مردمی را دید که آراسته و خوشحال به نظر میرسیدند. از آنها پرسید: «این چه میباشد؟» پاسخ دادند: «امروز روز عید ماست». ایشان فرمودند: «برای من روز عید آن روزی است که معصیت نکنم». یکی از بزرگان شخصی را پرسید که حالش چگونه است، او گفت: «من سالم و در عافیت هستم». آن بزرگ گفت: «روزهایی که در آنها معصیت نمیکنی و در عافیت هستی، همان روزهای خوب است. ولی اگر در گناه باشی، آن عافیت نیست و بیماری سختتر از این است».
هوش مصنوعی: در تاریخ آمده است که فرعون به خاطر این که به مدت چهارصد سال زندگی کرد و هرگز به بیماری یا مشکلی دچار نشد، ادعای خدایی کرد. اگر او فقط برای یک ساعت هم دچار سردرد میشد، به این موضوع اهمیتی نمیداد. گفتهاند اگر بندهای چند بار بیمار شود و توبه نکند، ملک الموت به او میگوید: «چند بار باید به تو تذکر بدهم و تو توجه نمیکنی؟». همچنین گفتهاند که باید مؤمن هر چهل روز حداقل با رنج، بیماری، ترس یا زیانی روبرو باشد. رسول الله (ص) خواستگاری از زنی کرد که گفته شد هیچگاه بیمار نشده است. ایشان فرمودند: «هرگز او را نمیخواهم». یک روز وقتی حدیثی در مورد سردرد مطرح بود، یکی از اعراب گفت: «سردرد چیست که من هرگز آن را تجربه نکردهام؟» رسول الله (ص) پاسخ داد: «از من دور باش، هر که نخواهد در زمره اهل دوزخ باشد به این سخن توجه کند». عایشه از رسول الله (ص) پرسید که آیا هیچ کس در مقام شهیدان وجود دارد؟ ایشان پاسخ دادند: «بله، کسی که روزی بیست بار به مرگ فکر کند». و روشن است که یادآوری بیماری به مرگ نزدیکتر است.
هوش مصنوعی: به همین دلیل، گروهی درمان نکردند و پیامبر (ص) نیازی به درمان نداشتند. احتیاط نسبت به عوامل ظاهری با توکل منافات ندارد. زمانی که عمر (رض) به شام میرفت، خبری رسید مبنی بر طاعون شدید در آن منطقه. عدهای گفتند نرویم و عدهای دیگر گفتند از سرنوشت خود نترسیم. عمر گفت: "برای فرار از مقدر الهی، به مقدر الهی پناه میبریم." او همچنین گفت: "اگر یکی از شما دو دره داشته باشد، یکی پر از علف و دیگری خشک، باید به هر کجا که گوسفند ببرد، برود." سپس از عبدالرحمن بن عوف خواست تا نظرش را بگوید. او گفت: "من از پیامبر (ص) شنیدم که وقتی میشنوید جایی وبا است، به آن جا نروید و اگر در آنجا بودید، در آن جا بمانید و از آنجا فرار کنید." عمر از اینکه نظر او با سخن پیامبر همخوانی داشت، خوشحال شد و صحابه نیز با این امر هم نظر بودند. اما نهی از خروج به این خاطر است که اگر سالمندان بیرون بیایند، بیماران آسیبپذیر میشوند و ممکن است هلاک گردند. همچنین گفته شده است که فرار از این بیماری همانند فرار از میدان جنگ است، زیرا دلهای بیماران تحت فشار قرار میگیرد و کسی نیست که به آنها غذا و آب دهد و به یقین آنها از بین میروند، مگر اینکه آن فرد فرار کند و در تردید باشد.