شمارهٔ ۳۹۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وداع با معشوقی میپردازد که برای سفر آماده شده است. معشوق به او سوگند میخورد که به خاطر خدا، در سفر، عهد و پیمانی که با هم دارند را نشکند و به او بگوید که از او فاصله نگیرد. شاعر با حسرت و تاثر این لحظه را توصیف میکند.
چون دید که بر عزم سفر دارم رایآمد به وداعم آن بت روح افزای
هوش مصنوعی: وقتی دید که عزم سفر دارم، تصمیم گرفت برای خداحافظی پیش من بیاید و من را همراهی کند. آن معشوق خوشگل و روحافزا به دیدارم آمد.
سوگند همی داد که از بهر خدایای عهد شکسته در سفر بیش مپای
هوش مصنوعی: او به من قسم میخورد که برای خدا از سفر دوری کن و پای به سفر نگذار، ای کسی که عهد را شکستهای.