شمارهٔ ۶۵ - در ستایش امیر ابونصر فارسی
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش شخصیتی بزرگ و برجسته اختصاص دارد که منتسب به فضایل و ویژگیهای خاصی است. شاعر با استفاده از تصویرسازیهای زیبا به توصیف صفات او میپردازد، از جمله قدرت، فضل، و تأثیرگذاریاش بر جهان. او را به اندازهای بزرگ میداند که تمامی خوبیها و فضایل از او سرچشمه میگیرند و او به عنوان دلیلی برای افتخار و سربلندی در دنیا شناخته میشود. شعر همچنین به احساسات شاعر نسبت به این شخصیت و امیدواریها و نگرانیهایش اشاره دارد و نشان میدهد که چگونه بلندیهای شخصیت و بزرگی ناکامیها و مشکلات را پوشش میدهد. در نهایت، شاعر بر دوستی و ارادت خود به این شخصیت تأکید کرده و میخواهد تا همیشه از او یاد کند.
ای آن که فلک نصرت الهیبر کنیت و نامت نثار دارد
هوش مصنوعی: ای کسی که آسمان و ستارهها به خاطر نام و شخصیتت بر تو رحمت میفرستند و یاری خداوندی برایت میفرستند.
هر چیز که گیتی بدان بنازداز همت تو مستعار دارد
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جهان به آن افتخار میشود، مدیون تلاش و تلاشهای توست.
از عدل تو دین سرفراز گرددوز جاه تو ملک افتخار دارد
هوش مصنوعی: از انصاف و عدالت تو، دین به مقام بلند و رفیع میرسد و از مقام و مرتبت تو، سرزمین و سرزمینداران به افتخار و بزرگی دست پیدا میکنند.
گردون کمال چو آفتابتبر قطب کفایت مدار دارد
هوش مصنوعی: آسمان، مانند خورشید در مرکز، همیشه از کمال و بینقصی برخوردار است و به ما یادآوری میکند که باید در زندگیمان به همان شکل برتری و کفایت دست یابیم.
نه ابر چو دست تو جود ورزدنه کوه چو طبعت وقار دارد
هوش مصنوعی: نه ابر به نیکیهای تو میافزاید و نه کوه به آرامش و وقار تو میرسد.
با جود یمین تو سنگ ناردچندان که زمانه یسار دارد
هوش مصنوعی: با دست مهربان تو، حتی سنگ را هم نمیتوان با سختیهای زمانه دشمنی کرد.
تابنده و سوزنده خاطر توچون طبع فلک نور و نار دارد
هوش مصنوعی: دل شاد و پر از نور تو مانند آسمان، هم تابناک است و هم آتشین.
این عزم تو بادی که در متانتبنیاد چو کوه استوار دارد
هوش مصنوعی: این ارادهات مانند بادی است که بر استواری و ثبات تو مانند کوهی تأثیر میگذارد و آن را محکم و پایدار نگه میدارد.
وی حزم تو کوهی که روز دشمنچون باد بزان پر غبار دارد
هوش مصنوعی: تو همچون کوهی هستی که در روز جنگ، دشمن به اندازهی باد غبارآلود و از خود بیخبر است.
من قدر تو را آسمان نگویمترسم که ازین وصف عار دارد
هوش مصنوعی: من هرگز قدر و ارزش تو را مانند آسمان نمیگویم، زیرا میترسم که تو از این توصیف خجل شوی.
بافنده و دوزنده سعادتاز بهر تو کسوت هزار دارد
هوش مصنوعی: خالق و سازنده خوشبختی به خاطر تو لباسهای زیادی دارد.
عرض تو نپوشد مگر لباسیکز فخر و شرف پود و تار دارد
هوش مصنوعی: تنها با لباسی به تو احترام میگذارند که از نظر افتخار و ارزش، بافته شده باشد.
یک بار بود شاخ را و کلکتشاخیست که صدگونه بار دارد
هوش مصنوعی: یک بار درختی وجود داشت که شاخههایش بسیار متنوع و پربار بودند. این درخت، نمادی از تنوع و فراوانی میوهها و ثمرات مختلف است که میتواند به انسانها و دیگر موجودات نفع برساند.
گشتست بر انگشت تو سواریکانگشت تو را هم سوار دارد
هوش مصنوعی: سوارکاری که بر روی انگشت تو نشسته، خود انگشت تو را هم سوار میکند.
گرینده چو ابرست و درج ها راپر نقش و نگار بهار دارد
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالاتی شاعرانه میپردازد. در آن بیان شده که گریهکننده مانند ابر است و این اشکها مانند باران، زمین را پر از نقش و نگار بهار میسازند. این تصویر بیانگر احساس عمیق و تاثیرگذار اشکهای عشق و غم است که میتواند به زندگی و نوآوری در طبیعت منجر شود.
گلهای معانی شگفته زو شدزیرا که سرش شکل خار دارد
هوش مصنوعی: گلهای مفاهیم از او شکوفا شدند، چون سر او مانند خار است.
ویحک تن پیر و سر جوانشنسبت به زریر و به قار دارد
هوش مصنوعی: با تمام پیری و کهولت جسمش، همچنان روح و ذهنی جوان و پرانرژی دارد که او را به زریر و قار پیوند میزند.
رفتار ز لیل و نهار گیردتا گونه لیل و نهار دارد
هوش مصنوعی: رفتار انسان تحت تأثیر شب و روز قرار میگیرد؛ بهطوریکه مانند شب و روز تغییر میکند.
تا پیشه او شد نگاربندیوهم و خرد جان نگار دارد
هوش مصنوعی: تا زمانی که حرفهاش جلب عشق و زیبایی است، هر دو عقل و احساس به او تعلق دارند و جانش مملو از زیبایی و عشق است.
از بهر عروسان فکرتت راآرایش مشاطه وار دارد
هوش مصنوعی: برای عروسان، ذهن و اندیشهات را به زیبایی و به طور دقیق آماده کن.
این را ز جزالت قلاده بنددوان را ز بلاغت سوار دارد
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که برخی افراد به خاطر زیبایی و ظرافتی که دارند، به زینت و زیبایی آراسته میشوند، در حالی که برخی دیگر به خاطر بیان و بلاغتی که دارند، به مقام و ارج و منزلت بالا دست یافتهاند.
سرخست و قوی روی شخص دولتتا او تن زرد و نزار دارد
هوش مصنوعی: شخصی که دارای مقام و قدرت است، در ظاهر با شکوه و قوی به نظر میرسد، حتی اگر در درون تنش ضعیف و بیمار به نظر برسد.
از بهر ولی نوش نحل داردوز بهر عدو زهر مار دارد
هوش مصنوعی: برای دوستان و حامیان، لطف و محبت دارد و برای دشمنان و مخالفان، زهر و ضرر.
پنهان کند اسرار ملک لیکناسرار سپهر آشکار دارد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در حالی که پادشاهی میتواند اسرار و رازهای خود را پنهان کند، اما رازهای آسمان و کیهانی بر everybody روشن و آشکار است. به عبارت دیگر، در دنیای عظیم و طبیعی که ما در آن زندگی میکنیم، حقایق و درسهایی وجود دارد که نمیتوان آنها را پنهان کرد.
این سرزده پای دم بریدهدر سحر نگر تا چه کار دارد
هوش مصنوعی: به صبح زود نگاه کن که چگونه پای برهنه و بیهدف حرکت میکند و چه چیزهایی را در نظر دارد.
ای آنکه فلک ظل درگهت رادر سایگه زینهار دارد
هوش مصنوعی: ای کسی که آسمان برای درگاه تو به تنگی سایه افکنده و از تو حفاظت میکند.
در عالم شیر عزیمت توچون چرخ دو صد مرغزار دارد
هوش مصنوعی: در دنیای شیر، سفر تو مانند چرخ است که دو صد دشت و مرتع را در بر دارد.
پیکار و حذر پنجه های شیرانچون پنجه سرو و چنار دارد
هوش مصنوعی: نبرد و احتیاط در برابر نیروهای قدرتمند، همانند قدرت و استقامت درختان بلند سرو و چنار است.
شیر فلک از ترس برنیایدروزی که نشاط شکار دارد
هوش مصنوعی: وقتی که زمان شادابی و شکار فرامیرسد، حتی شیر آسمان هم از ترس نمیتواند خود را نشان دهد.
تا چند بهر حادثه سپهرمنظاره گه اعتبار دارد
هوش مصنوعی: چقدر باید به حوادث و تغییرات آسمان نگاه کنم، در حالی که این نگاه برای من اعتبار و ارزش دارد؟
جانم همه در اضطراب بنددچشمم همه در انتظار دارد
هوش مصنوعی: وجود من تماماً در پیلهای از اضطراب قرار گرفته و چشمانم در حالت انتظار به سر میبرند.
نشگفت کز اشکم همی کنارمماننده دریا کنار دارد
هوش مصنوعی: عجب نیست که اشکهایم به اندازه دریا کناری دارند و از چشمانم سرازیر میشوند.
اندر دلم آتش که برفروزداز آب دو دیده شرار دارد
هوش مصنوعی: در دل من آتش زبانه میکشد که از اشکهای چشمم شعلهور است.
نه خنجر عزمم نیام یابدنه باره بختم عذار دارد
هوش مصنوعی: نه شمشیر ارادهام به هدف میرسد و نه بار شانس و سرنوشتم زیبایی دارد.
کز موج غم دل هوای چشممناریست ازیرا بخار دارد
هوش مصنوعی: از شدت غم، چشمانم مانند آتش میسوزند، چرا که بخار اشک آنها را پوشانده است.
می قسم دگر کس رسید گردونتا چند مرا در خمار دارد
هوش مصنوعی: به خدا قسم که هیچ کس به این سطح از بلندی و مقام نرسیده است، پس چرا هنوز من در حالت خوابآلودگی و سرگیجه هستم؟
بر دیده من روزهای روشنماننده شبهای تار دارد
هوش مصنوعی: روزهای روشن برای من مانند شبهای تاریک هستند.
روی دلم از اشک و خون دیدهآکنده و گفته چو نار دارد
هوش مصنوعی: دل من پر از اشک و خون است و چهرهام مانند آتش میسوزد.
دارد دل من غم ز غم چه پرسیزان پرس که یک غمگسار دارد
هوش مصنوعی: دل من از درد و غم پر است، پس چرا از من میپرسی که چه غمی دارم؟ چرا که من کسی را دارم که میتواند با من در این غم شریک شود.
تا چشم و سر دانشم زمانهبا چشم و سرم کارزار دارد
هوش مصنوعی: زمانی که دانش و آگاهی من با دنیای اطرافم در تب و تاب و نبرد است.
این دوخته گاهم چو باز خواهدوان کوفته گاهم چو مار دارد
هوش مصنوعی: این عرقهایی که به خاطر زحماتم به دست آوردهام، وقتی دوباره به حال خودم برگردند، درد و مشکلاتی که تحمل کردهام را به یادم میآورند.
گویی همه بر من نگار بنددهر شعبده کاین روزگار دارد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که همه چیز در این دوره و زمانه جلب توجه و محبت من شده است. هر حرکتی یا نمایشی که در این روزها وجود دارد، به نوعی به من مربوط میشود.
چون زاغ گهم جفت کوه سازدچون مار گهم یار غار دارد
هوش مصنوعی: گاهی اوقات مانند زاغ، همدمی پیدا میکنم و در برخی مواقع مانند مار، یار و همراهی دارم که در مخفیگاهها با من است.
پیوسته مرا زیر راه هیونیصحرا بر و دریا گذار دارد
هوش مصنوعی: مدام سفر و حرکت در دشت و دریا مرا درگیر خود کرده است.
چون خضر و سکندر مرا همیدونتا زنده سوی هر دیار دارد
هوش مصنوعی: من مانند خضر و سکندر، همیشه در حال سفر و جستجو هستم و تا زمانی که زندهام، به سوی هر سرزمین و دیاری میروم.
پایم نخرامد ز جای و دستممشغول عنان و مهار دارد
هوش مصنوعی: قدمهایم از مکان خود تکان نمیخورد و دستانم درگیر کنترل و راندن است.
آسیمه سر و رنجه دل تنم رانه غبن ضیاع و عقار دارد
هوش مصنوعی: با دل آشفته و سر در گم، تنم از درد و رنج میلرزد و این وضعیت ناشی از ضرر به مال و دارایی نیست.
پیوسته مرا در همه فضیلترایت ز همه اختیار دارد
هوش مصنوعی: همیشه در تمام خوبیها، علم و فضیلت من تحت تأثیر انتخابهای خودم است.
این طبع سخن سنج من وسیلتدر خدمت تو بی شمار دارد
هوش مصنوعی: استعداد و ذوق شاعرانه من به وفور در خدمت توست.
آن زهره بود چرخ را که در غمزینگونه مرا بی قرار دارد
هوش مصنوعی: آن ستاره (زهره) است که در آسمان باعث میشود من اینگونه بیقرار و ناآرام باشم.
رنجور شود خاطری که بر منبر مدح تو حق جوار دارد
هوش مصنوعی: دل کسی که درباره تو سخن نیک میگوید و تو را ستایش میکند، آزرده و بیقرار میشود.
واندل که ز خون مدحت تو سازدشاید که غم او را فگار دارد
هوش مصنوعی: شاید کسی که برای تو شعر میسراید، به خاطر غم و اندوهش بتواند از احساساتش بکاهد.
بر باطل کی صبور باشدآن کس که چو تو حق گزار دارد
هوش مصنوعی: آن کسی که مانند تو به حق پایبند است، هرگز بر باطل صبر نخواهد کرد.
از سیل کجا ترسد آن کسی کومأوا همه بر کوهسار دارد
هوش مصنوعی: کسی که در بلندیها و کوهها زندگی میکند، از طغیانی که ناشی از سیل باشد نمیترسد، زیرا پناهگاه او در جای امنی قرار دارد.
من مدح تو را بس عزیز دارمهر چند مرا سخت خار دارد
هوش مصنوعی: من به تو خیلی ارادت دارم و تو را بسیار گرامی میدارم، هرچند که این مدح تو برایم درد و رنج به همراه دارد.
نزدیک تو شعرم چه قیمت آردورچه ز براعت شعار دارد
هوش مصنوعی: شعر من در کنار تو چه ارزشی دارد، اگر تو فقط شعاری از زیباییات را بگویی؟
کامروز تو را مادحیست حریکز عرق نبوت تبار دارد
هوش مصنوعی: امروز تو را کسی میستاید که از اصل و نسل نبوت و پیامبری برخاسته است و به همین دلیل در راز و رمزهای معنوی آگاهی دارد.
پر دل بود اندر مصاف دانشزیرا که زبان ذوالفقار دارد
هوش مصنوعی: دل پر از شجاعت و قوت دارد چون در برابر دانش میجنگد، زیرا که توانایی و قدرت بیان مانند ذوالفقار را دارد.
ور هست چنین بس عجب نباشدباشد که زجد یادگار دارد
هوش مصنوعی: اگر چنین حالتی وجود داشته باشد، جالب نیست و ممکن است که یادگاری از نیاکان داشته باشد.
نی یار نخوانمش در این مدحزیرا که ز توفیق یار دارد
هوش مصنوعی: من او را یار نخواهم خواند، چرا که فقط به لطف و یاری توست که او به این مقام و مدح رسیده است.
تا از گل و گوهر نژاد گلبنگه محتفه گه گوشوار دارد
هوش مصنوعی: گل و گوهر میگویند که درخت گلابی (گلبن) هم زمانی میتواند میوههای زیبا و ارزشمند داشته باشد، هم میتواند زینتهای آویخته شده به گوش انسان را به نمایش بگذارد. در واقع، این جمله به زیبایی و ارزشهای مختلف موجود در طبیعت اشاره دارد.
تا کوکب سیاره هفت باشدتا گیتی ارکان چهار دارد
هوش مصنوعی: تا زمانی که ستاره هفتم در آسمان وجود دارد، زمین نیز دارای چهار عنصر اصلی و بنیادین خواهد بود.
تا تیر گشاید شهاب سوزانتا ماه ز خرمن حصار دارد
هوش مصنوعی: زمانی که شهاب آتشین پرتاب میشود، تا زمانی که ماه از میان موانع بیرون میآید.
تا روز طرب در بهار عشرتبازار می خوشگوار دارد
هوش مصنوعی: تا روزی که شادی و خوشی برقرار است، بازار خوشبختی و لذت در بهار، رونق و زیبایی خود را ادامه میدهد.
تا بر گل سوری هزار دستانآئین نواهای زار دارد
هوش مصنوعی: تا بر گل سرخ، هزار دستان نغمههای حزین و غم انگیز مینوازد.
اقبال تو را شادمان نشاندایام تو را کامگار دارد
هوش مصنوعی: تو را خوشحال خواهد کرد و روزهای تو را به موفقیت خواهد رساند.
ای آن که نهال شریف نصرتاز کنیت و نام تو بار دارد
هوش مصنوعی: ای کسی که درخت باعزت پیروزی به خاطر نام و رفتار تو رشد میکند.
تا باره تو بر زمین خرامدبر چرخ زمین افتخار دارد
هوش مصنوعی: هر بار که تو بر زمین قدم میگذاری، زمین به خود میبالد و افتخار میکند.
بر دریا طبع تو سرفرازدوز گردون رای تو عار دارد
هوش مصنوعی: خلاقیت و استعداد تو بر دریای وسیع میبالد و آسمان از نظرات تو شرمنده است.
هر کس که چو تو نامجوی باشدبر جاه چو تو نامدار دارد
هوش مصنوعی: هر کسی که همچون تو دنبال نام و آوازه است، باید مثل تو در مقام و اعتبار نیز شناخته شده باشد.
چون درگه سامیت را بدیدمگفتم بر من غم چکار دارد
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و شکوه تو را دیدم، دیگر غم و اندوه برای من چه معنایی دارد؟
جایی که مرا از بلا و محنتاندر کنف زینهار دارد
هوش مصنوعی: جایی که من را از مشکلات و دردسرها در امان نگهمیدارد.
بنگر که کنون آفتاب رایتروزم چو شب تیره تار دارد
هوش مصنوعی: نگاه کن که اکنون مانند شب تاریک، روشنی روزم به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.
امروز بیابان حشمت توچون باد مرا خاکسار دارد
هوش مصنوعی: امروز بیابان به خاطر عظمت تو، مانند نسیمی من را خاکی و فروتن کرده است.
خشم تو بخیزد همی چو صرصراحوال مرا پر غبار دارد
هوش مصنوعی: خشم تو همانند طوفانی تند و گرد و غبارآلود بر زندگی من تاثیر میگذارد و حال مرا دچار آشفتگی میکند.
اندوه نظر چشم تیره ام رابر اشک رونده سوار دارد
هوش مصنوعی: غم و اندوه باعث شده که چشمانم پر از اشک شود و این اشکها همچون سوارانی در حال حرکت هستند.
نه خنجر فهمم صقال داردنه آتش طبعم شرار دارد
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که نه درک و فهم من تیز و برّنده است و نه آتش روح من شعلهور و پرحرارت است. به بیان دیگر، نه توانایی تجزیه و تحلیل مسائل را دارم و نه احساسات و شور و شوق من به اندازهای قوی است که بتواند آتشین باشد.
ویحک دم سرد و سرشگ گرممآئین خزان و بهار دارد
هوش مصنوعی: ای کاش نمیمردم! دلم سرد و چشمانم پر از اشک است. حالتی که دارم، شبیه به تغییر فصلهاست؛ هم زمان آغاز خزان را نشان میدهد و هم نشانههای بهار را دارد.
در صف شقاوت سپاه اندهبا جان و تنم کارزار دارد
هوش مصنوعی: در میدان زندگی، نیروی غم و اندوه با تمام وجودم در جنگ و نبرد است.
ناخورده می شادی از چه معنیمغز طربم را خمار دارد
هوش مصنوعی: میگوید که خوشی و شادابی من از چه سبب وجود دارد، در حالی که من هنوز ذوق و سرور واقعی را تجربه نکردهام و حالتی از مستی و غم در وجودم وجود دارد.
این پیر دو تا گشته چرخ مسعودبازیچه چنین صد هزار دارد
هوش مصنوعی: این انسان که سالها عمر کرده و تجربههای زیادی داشته، در برابر چرخهای زمان و تقدیر، از خود به عنوان یک بازیچه و ابزار یاد میکند و میگوید که زندگی پر از اتفاقات و چالشهای زیادی است.
تا چند بزرگی تو دلم رااندر قلق و انتظار دارد
هوش مصنوعی: تا چه مدت بزرگی تو در دل من به آشفتگی و انتظار ادامه خواهد داشت؟
تا دایره گنبد معلقبر مرکز سفلی مدار دارد
هوش مصنوعی: تا وقتی که دایرهی گنبد بالای زمین به دور مرکز پایینی میچرخد، برقرار است.
تا روی زمانه نگار طبعیاز چرخ زمانه نگار دارد
هوش مصنوعی: تا وقتی که دنیا به شکل و رنگ و حالتی از خودش را به نمایش میگذارد، نشاندهندهی حال و هوای روزگار است.
از دوده پاکیزه وزارتایام تو را یادگار دارد
هوش مصنوعی: از دود و غبار نابسامانیها، خاطرهای از روزهای خوب و باطلنشدهات باقی مانده است.