شمارهٔ ۱۴۸ - هم در ثنای او
هوش مصنوعی: این متن در وصف پادشاه بزرگ و دینپرور نوشته شده و ویژگیها و صفات برجسته او را توصیف میکند. پادشاهی که به خاطر عدالت، کرامت و جودش در دل مردم عزیز است. او نه تنها در کارهای خود موفق است بلکه بر تمام اقلیمها حکمرانی دارد و قدرتش به اندازهای است که گویی آسمان و زمین را تحت اختیار دارد.
توصیفاتی از شجاعت و عزمدی او در جنگها، بردباری در برابر مشکلات و نعمتهایی که به مردم میبخشد وجود دارد. همچنین به زیبایی و زینتهای دربارش و شکوه پادشاهیاش اشاره میشود. متن به شادمانی و خوشحالی مردم از حکومت او اشاره دارد و غيرت و ولایتی که او در کارش دارد را ستایش میکند.
در بخشهای پایانی، به اوضاع دشوار زندگی و رنجهای شاعر اشاره میشود و تغییراتی که به واسطهی توجه و لطف پادشاه در زندگی او ایجاد شده است. شاعر به تمجید پادشاه در مقایسه با زیباییهای جهان و موقفاتش میپردازد و تأثیر مثبت او را بر زندگی خود و مردمش بیان میکند.
پادشاه بزرگ دین پرورشهریار کریم حق گستر
هوش مصنوعی: پادشاه بزرگی که به دین اهمیت میدهد و با سخاوت و مهربانی خود، عدالت و حق را در جامعه گسترش میدهد.
خسرو کامگار مسعودستکش زمانه ست بنده و چاکر
هوش مصنوعی: خسرو، شخصی موفق و پیروزمند است که زمانه او را بنده و خدمتکار خود قرار داده است.
شاه شاهان علاء دولت و دینآن فلک منظر ملک مخبر
هوش مصنوعی: پادشاهی که بر تمام پادشاهان برتری دارد، جزو دولت و آیین است و چهرهاش نمایانگر مملکت است.
تاجداری که رفعت نامشبر فلک برد پایه منبر
هوش مصنوعی: حکومتی که نام و مقامش به عظمت به آسمانها رفته و بر فراز منبر قرار دارد.
کامگاری که بسطت دستشبر زمین ریخت مایه کوثر
هوش مصنوعی: کسی که موفقیت و خوشبختیاش در دستانش نمایان است، به مانند بارانی از نعمت و برکت به دیگران میرسد.
صحن ملکش به دهر هفت اقلیمخیل بختش ز چرخ هفت اختر
هوش مصنوعی: در عالم هستی، سرزمین او به اندازهای بزرگ و باعزت است که هفت اقلیم را در بر میگیرد و بخت او به قدری نیکو است که مانند ستارههای هفتگانه در آسمان میدرخشد.
راعی امن او به شرق و به غربداعی جود او به بحر و به بر
هوش مصنوعی: مراقب او در شرق و غرب، و دعوت کننده سخاوت او در دریا و خشکی است.
تارک رتبت بلندش رازیبد اکلیل آسمان افسر
هوش مصنوعی: تاج و نشان آسمانی به کسی میزند که شایسته مقام بلند باشد و او را شایسته فراتر از آنچه هست، میسازد.
گردن همت بزرگش راعقد گردون سزا بود زیور
هوش مصنوعی: این گفته بیانگر این است که شخصی با همت و اراده بزرگ، لیاقت و شایستگی دارد که در زندگیاش غنای زیادی وجود داشته باشد و کارهای بزرگی را انجام دهد. در واقع، ویژگیهای او به گونهای است که باید به او احترام گذاشته شود و همه چیزهایی که به او تعلق دارد، نماد ارزش و بزرگیاش باشد.
بر در امر او به روز و به شببسته دارد فلک چو کوه کمر
هوش مصنوعی: آسمان مانند کوهی بلند، در طول روز و شب به اجرای فرمان او مشغول است و کارهایش را انجام میدهد.
در صف کین او ز چپ و ز راستکند باشد درخش را خنجر
هوش مصنوعی: او در میان صف دشمنان، از دو طرف به او حمله میشود و همچون چاقویی تیز، درخشندگی و قدرتش را به نمایش میگذارد.
در برکه ز حرص افسر اوهمچو لاله ست چهره گوهر
هوش مصنوعی: در حوضچه، به خاطر حرص و زیادهخواهی او، چهرهاش مانند گل لاله درخشنده و زیباست.
در دل کان ز بیم بخشش اوچون زریرست باز گونه زر
هوش مصنوعی: در دل کسانی که از بخشش او ترس دارند، مانند زریر، چهرهای درخشان و زرین وجود دارد.
چون برانگیخت عزم نافذ اوزیبدش صبح و مهر تیغ و سپر
هوش مصنوعی: زمانی که اراده محکم او به حرکت درآید، شایستهاش است که صبح و خورشید با تیر و سپر در کنار او قرار گیرد.
چون فرو داشت عزم ثابت اوبرنداردش عاصف و صرصر
هوش مصنوعی: زمانی که اراده و عزم راسخ او پایین بیافتد، هیچ طوفان و بادی نمیتواند او را از مسیرش منحرف کند.
عدل او بانگ زد چنان بر ظلمکه ز گوگرد بازجست آذر
هوش مصنوعی: عدالت خداوند به قدری قوی است که بر ظلم فریاد میزند و مانند آتشی که از گوگرد فاصله میگیرد، ظلم را کنار میزند.
بر او بار لطف چندان کردکه بر آذر شکوفه گشت شرر
هوش مصنوعی: او بر کسی آنچنان رحمت و لطف نازل کرد که حتی آتش هم به گل مینشیند و جان میگیرد.
داد پر پر امیدواران راساقی جود او شراب بطر
هوش مصنوعی: ساقی بخشنده امیدهای ناامیدان را با شراب خود زنده میکند.
برد خوش خوش ضعیف حالان راساقی داد او خمار ز سر
هوش مصنوعی: ساقی به افرادی که حال خوشی ندارند، نوشیدنیای سرشار از نشاط و سرخوشی میدهد و آنها را از حال افسرده خود خارج میکند.
حمله ای کرد سطوتش چونانکفتنه را شد مصاف زیر و زبر
هوش مصنوعی: حملهای صورت گرفت که قدرتش به قدری بود که آشوب را به هم ریخت و به صورت زیر و رو درآورد.
در سر و در شکم ز شور و بلاآب و خون شد ز هول مغز و جگر
هوش مصنوعی: در سر و شکم، به خاطر اضطراب و مشکلات، زندگی به شدت نابه سامان و پر از درد شده است و از ترس، همه چیز به هم ریخته و درهم شده است.
ای جهان از کمال تو پیداوی فلک در خصال تو مضمر
هوش مصنوعی: ای دنیا، زیباییها و کمالات تو در همه جا آشکار است و از طرفی خصوصیات تو در آسمانها نهفته است.
مملکت را مناقب تو مثلمفخرت را مکارم تو سمر
هوش مصنوعی: شایستگیها و ویژگیهای برجسته تو، مانند گنجینهای از افتخار، کشور را زینت میبخشد.
از پی سازهای تاج تو راقطره در می شود به بحر اندر
هوش مصنوعی: تحت تأثیر زیبایی و جاذبه تو، قطرهای از محبت و عشق به دریایی از احساسات تبدیل میشود.
وز پی رودهای بزم تو راسر به گردون همی کشد عرعر
هوش مصنوعی: در پی جویبارهای جشن تو، سرم را به آسمان میکشد و شادابیم را نشان میدهد.
بر لب نیک خواه دولت توآب حیوان شود می ساغر
هوش مصنوعی: اگر بر لب تو دهندهی خوبی طعم زندگی نمایان شود، آبی که موجب بقا و زندگی است، همچون می در جامی برای تو خواهد بود.
در کف بدسگال دولت توبوی نفط سیه دهد عنبر
هوش مصنوعی: در دستان شخص بدخواه، ثروت و امکانات تو به مانند عطر خوشبوی عنبر، تبدیل به بوی نفت سیاه و ناخوشایند شده است.
گر نباشد به طبع همت توچنگ بگذارد از عرض جوهر
هوش مصنوعی: اگر همت و اراده تو قوی نباشد، نمیتوانی به خواستهها و آرزوهایت دست یابی.
گر بگردد ز حال فکرت توچرخ بگشاید از فلک چنبر
هوش مصنوعی: اگر حال و افکار تو تغییر کند، آنگاه دایرهای از آسمان برای تو گشوده خواهد شد.
تو ولی گویی و به هیچ مهملفظ تدبیر تو نبوده مگر
هوش مصنوعی: تو اما میگویی که هیچکدام از حرفهای تو به تدبیر و برنامهریزی مربوط نیست.
جزم فرمانی و به هیچ مثالشرط فرمان تو نبوده اگر
هوش مصنوعی: قطعا من طبق دستوری عمل میکنم و هیچ مثالی نمیتواند شرط اجرای دستور تو باشد.
همه شادی شهی نهاد کزوشد شکفته بهار دولت و فر
هوش مصنوعی: تمام شادی از آن کسی است که به او مربوط میشود و به همین دلیل بهار خوشبختی و نعمتها شکوفا شده است.
چون تف کارزار برزد جوشقرص خورشید شد چو خاکستر
هوش مصنوعی: هنگامی که جنگ آغاز شد، حرارت و شدت آن مانند تابش خورشید به اوج رسید و همه چیز را مانند خاکستر پراکنده کرد.
چهره را خاک بیخت گونه پوستدیده را خار زاد نور بصر
هوش مصنوعی: چهره را پوشاندن به خاک و پوست گونه را به خاری تشبیه کردن، نشان از درد و رنج در بینایی و روشنایی دارد. این بیان میتواند به غم و ناامیدی اشاره کند که نور چشم را دچار خراش و مشکل میکند.
تیره دیدند رنگ های امیدتیز دیدند چنگ های خطر
هوش مصنوعی: آنها رنگهای امید را تیره و ناامیدکننده دیدند و خطر را به طور شدید و تند احساس کردند.
گردها کرده چشم گیتی کورکوس ها کرده گوش گردون کر
هوش مصنوعی: در این دنیا، چشمها به دلایلی نابینا میشوند و گوشها نیز از شنیدن واقعیتها ناتوان میگردند.
تیغ چون مورد گشت چون لالهروی چون لاله شد چو نیلوفر
هوش مصنوعی: تیغ وقتی که مورد استفاده قرار میگیرد، همچون چهره زیبا و دلفریب لاله میشود و مانند نیلوفر جلوهگری میکند.
سینه چون کوره تفته در جوشنمغز چون کفته غنچه در مغفر
هوش مصنوعی: سینهای چون کورهی آتش که در آن حس و شور زیادی وجود دارد، و مغزی مانند غنچهای که در یک پوشش سخت و محافظ قرار دارد.
بر بساط بسیط خوف و رجابرکشیده قضا حشر به حشر
هوش مصنوعی: در گستره وسیع ترس و امید، تقدیر هر فرد به تدریج شکل میگیرد و حرکت میکند.
در طریق مضیق عمر و فنابرفکنده بلا نفر به نفر
هوش مصنوعی: در مسیر تنگ زندگی و نابودی، بلا و مصیبت به شکل متوالی بر سر هر فرد میبارد.
در مصاف و مجال هر سرداردر شتاب و درنگ هر صفدر
هوش مصنوعی: در هر میدان نبرد و در مواجهه با هر فرمانده، حرکات و تصمیمات هر رزمنده باید سریع و بیتخیر باشد.
آتش و آب و باد و خاک شدهابرش و خنگ و بور و جم زیور
هوش مصنوعی: آتش، آب، باد و خاک ترکیب شدهاند تا ابر بسازند، و این عناصر به حالتهای مختلفی در آمدهاند که زیبایی و جذابیت خاصی ایجاد کردهاند.
چون سر سنگ پشت و روی املگشته پنهان ز بیم تیغ و تبر
هوش مصنوعی: وقتی که سر سنگی مانند لاکپشت شده و روی آن نیز با چرم یپوشیده شده، به خاطر ترس از شمشیر و تبر خود را پنهان کرده است.
خارپشتی شده ز نیزه و تیراجل جان شکار عمر شکر
هوش مصنوعی: مرگ به مانند نیزه و تیر به جان فرد فرو میآید و عمر او را به ناچار هدف قرار میدهد. با این حال، عمر همچنان شیرین و دلپذیر است.
آن زمان لا اله الا اللهوهم نادرست کرد بر تو گذر
هوش مصنوعی: در آن زمان، کلمات نادرستی درباره تو به زبان آورده شد که حقیقت را پنهان میکرد.
موی بشکافتی به طعن و به ضربکوه برداشتی به کر و به فر
هوش مصنوعی: موهایت را به زیبایی و هنرمندی شکافتی، مانند کسی که با قدرت و صلابت کوهی را جا به جا میکند، تو هم به روشنی و شکوهمندی در عرصه زندگیات پیش میروی.
نور شد حربه تو از بس خونکه زدش بر برخش و پهلو و بر
هوش مصنوعی: تو به سلاحی از نور تبدیل شدهای، زیرا به خاطر خونهایی که بر بدن و پهلویت ریخته شده، اینچنین درخشان شدهای.
بازوی عون تو گرفته قضاخنجر فتح تو کشیده قدر
هوش مصنوعی: تو اقبال و سرنوشت را در آغوش گرفتهای و پیروزیات را رقم زدهای.
در خوی و خون شده زران و کفتباره نصرت و عنان و ظفر
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که ویژگیها و خصوصیات انسانها به کمک نیروهای حمایتکننده و هدایتگر در سرشت و ذاتشان شکل گرفته است. در واقع، این نیروها باعث پیروزی و موفقیت آنها میشوند و به آنها قدرت و اراده برای پیشرفت و ترقی میبخشند.
وان همه صاعقه به یک ذرهدر دل بأس تو نکرده اثر
هوش مصنوعی: تمام آن رعد و برقها که به آنها اشاره شده، نتوانستهاند در وجود تو کمترین تأثیری بگذارند.
ملک جویان سهم کام روادهر گیران گرد نام آور
هوش مصنوعی: ملکجویان، کسانی که در پی دستیابی به مقام و ثروت هستند، در دنیا به آرزوها و خواستههای خود میرسند و به خوبی نامی از خود به جا میگذارند.
همه از هول گرز مسعودیبر سرافکنده چون زنان معجر
هوش مصنوعی: همه به خاطر ترس از گرز مسعودی، مانند زنان محجبه سر به زیر و سرافکنده هستند.
یکی افتاده در میانه شوردیگری خسته بر کرانه شر
هوش مصنوعی: یک نفر در دل هیجان و شور قرار دارد، در حالی که فرد دیگری در کنار و حاشیه، به شدت خسته و فرسوده به نظر میرسد.
این رها کرده همچو ماران پوستوان برآورده همچو موران پر
هوش مصنوعی: این شخص مانند ماری که پوست خود را رها میکند، یک مرحله از زندگی یا ویژگیهایش را پشت سر گذاشته است. و آن دیگری مانند موری که بالهایش را نشان میدهد، خود را برای مرحله جدیدی آماده کرده است.
یک جهان را به بازوی معروفبر کشفتی به حمله منکر
هوش مصنوعی: تو با قدرت و توانایی خود، جهانی را در برابر نافرمانان و منکران به اهتزاز درآوردی و به چالش کشیدی.
بازگشتی به قطب شاهی شادعون یزدان و سعی چرخ نگر
هوش مصنوعی: به سرزمین پادشاهی خوشبختی برگرد و تلاش آسمان را تماشا کن.
تارک تاج را به صد دامنپایه تخت را به صد زیور
هوش مصنوعی: کسی که برای به دست آوردن افتخارات و مقامها، جاودانگی را رها کرده و با لباسهای ساده و بدون زینت زندگی میکند. او به جای تکیه بر ظواهر، به ارزشهای واقعی و معنوی اهمیت میدهد.
در بپاشید بخت نیک چو ابرزرد پراکند نجم سعد چو خور
هوش مصنوعی: خوشبختی و شانس خوب را مانند ابر زرد پراکنده کنید، مثل اینکه ستاره سعد نور خود را مانند خورشید منتشر کند.
هر سویی زان ظفر به هر ساعتبرسانید جبرئیل خبر
هوش مصنوعی: هر لحظه، جبرئیل پیام پیروزی را از سوی خداوند به گوش هر کس میرساند.
آفرینش مزاج کرد بدلزود از آن مژده در جهان یکسر
هوش مصنوعی: خداوند به سرعت دل انسانی را تغییر میدهد و به همین خاطر به زودی خبر خوشی در سراسر جهان پخش میشود.
گشت از اقبال آن عبیر گلابخاک در دشت و آب در فرغر
هوش مصنوعی: از خوششانسی آن گل خوشبوی گلاب، خاک در دشت و آب در دریاچه با هم هماهنگ شدهاند.
شب تاری نمود گونه روززهر قاتل گرفت طعم شکر
هوش مصنوعی: در شب، غبار و تاریکی چهره روز را پوشانده و زهر کشنده گلابی، طعم شیرینی را به خود گرفته است.
داشت روز نشستن تو به ملکفضل آن شب که داشت پیغمبر
هوش مصنوعی: شبی که پیامبر به معراج رفت و در عالم ملکوت قرار گرفت، روزی بود که تو در سرزمین فضل و برکت نشسته بودی.
بهر آتشکده که در گیتی استراست چون یخ فسرده شد اخگر
هوش مصنوعی: در اینجا به معنای این است که در دنیای بزرگ، آتشکدهای وجود دارد که روح و جان آن مانند آتش شعلهور است، ولی در اثر یخ و سردی، سست و خاموش شده است. این تصویر نشاندهندهی کاهش گرما و انرژی در دل یک محیط روشن و زنده است.
شد سیه روی صورت مانیشد نگون فرق لعبت آذر
هوش مصنوعی: صورت مانی به تیرهروئی افتاد و سر لعبت آذر به نابودی رسید.
شادباش ای ملوک را مخدومدیر زی ای زمانه را داور
هوش مصنوعی: ای ملوک، شاد باشید که زمانه شما را مورد قضاوت قرار میدهد.
ملک در جمله آن مراد بیافتکه همی بودش از فلک برتر
هوش مصنوعی: پادشاه در تمام آنچه که میخواست به موفقیت رسید و همواره از آسمان بالاتر بود.
نه عجب گر ز فر دولت توجان پذیرد همی نبات و حجر
هوش مصنوعی: جای تعجب نیست که به خاطر عظمت و قدرت تو، حتی گیاهان و سنگها نیز جان بگیرند.
حرکت گیرد و بصر یابدپنجه سرو و دیده عبهر
هوش مصنوعی: درخت سرو به آرامی در حال حرکت است و همچنان چشمها و نگاههای زیبایی از آن به اطراف مینگرد.
داند ایزد که زود خواهی دیدباختر زان خویش چون خاور
هوش مصنوعی: خدا میداند که بهزودی شاهد تغییرات و تحولاتی خواهی بود، همانطور که غرب بهزودی به سمت شرق میچرخد.
هفت کشور گرفته و بسزابنده ای را سپرده هر کشور
هوش مصنوعی: مجموعهای از هفت سرزمین را به دست آورده و به درستی خدمتی را به هر یک از این سرزمینها واگذار کردهاند.
تو در آن هفته چون مه و خورشیدکرده و ساخته مسیر و ممر
هوش مصنوعی: تو در آن زمان مانند ماه و خورشید هستی که راه و مسیر را روشن کرده و از نو ساختهای.
گفت احوال تو فلک پیمایکرد احکام تو ستاره شمر
هوش مصنوعی: فلک از احوال تو صحبت میکند و ستارهها به عنوان گواهی بر سرنوشت تو عمل میکنند.
تا ابد خسروی تو خواهی کرداز چنین ملک خسروا برخور
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانی سلطنت و بزرگی تو را از چنین سرزمین سلطنتی دور کنی.
ملکا حال خویش خواهم گفتنیک دانم که آیدت باور
هوش مصنوعی: من حال و احوال خود را برای تو بازگو میکنم، چرا که خوب میدانم که به حرفهایم ایمان خواهی آورد.
در جهان هیچ گوی نشنیدستآنچه دیدست چشم من ز عبر
هوش مصنوعی: در این دنیا، هیچ کس نمیتواند آنچه را که چشمان من از عبرتها و تجربهها دیده است، بشنود یا درک کند.
سالها بوده ام چنان که بودبچه شیر خواره بی مادر
هوش مصنوعی: سالهاست که مانند بچه شیری هستم که بدون مادر بزرگ میشود و در تنهایی به سر میبرد.
گه بزاری نشسته ام گریانخان های ز سمج مظلم تر
هوش مصنوعی: درد و رنج بسیار باعث شده که من در حالت نشسته و مغموم بگریم، گویی بر من ظلم و ستم میرود و زندگیام سختتر از همیشه شده است.
گه به سختی کشیده ام نالانبندهای گرانتر از لنگر
هوش مصنوعی: زمانی در زندگی، با دلخوری و غم، بارهای سنگینی را تحمل کردهام که از لنگر هم سنگینتر بودند.
گهی آن کرد بر دلم تیمارکه کند زخم زخمه بر مزمر
هوش مصنوعی: گاهی کسی بر دلم چنان تأثیر میگذارد که جراحتی عمیق میزند و زخمهایی بر جانم مینهد.
خاطرم گاهی از عنا آن دیدگه به تف عود بیند از مجمر
هوش مصنوعی: گاهی خاطرم به یاد آنها میافتد که در آتش عشق مانند عود میسوزم و بخار آن به مشام میرسد.
چه حکایت کنم که می بودمزآتش و خاک بالش و بستر
هوش مصنوعی: میخواهم بگویم که داستان زندگیام چگونه بوده است؛ من در میان آتش و خاک زندگی کردهام و به سختی بر روی بالشی از خاک و بستر آتش آرامیدهام.
غرقه روی و رنج راحت و خشکتشنه کور و چشم انده تر
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که شخصی با چهره زیبا و دلربا غرق در رنج و سختی است، در حالی که به نظر میرسد از بیرون راحت و شاداب به نظر میرسد. همچنین، گویی عطش و نیاز درونش به گونهای است که او را کور کرده و نمیتواند حقیقت را ببیند.
بر سر کوههای بی فریادشد جوانی من هبا و هدر
هوش مصنوعی: جوانی من در بالای کوههای ساکت و بیصدا هدر رفت و بیثمر بود.
شعر من باده شد به هر محفلذکر من تازه شد به هر محضر
هوش مصنوعی: شعر من مانند نوشیدنی خوشمزهای در هر جمعیتی محبوب شده و نام من در هر مکان تازه و مورد توجه قرار گرفته است.
عفو سلطان نامدار رضیبر شب من فکند نور قمر
هوش مصنوعی: عفو سلطان مشهور و بزرگ، همچون نوری در شب تار من تابید.
التفات عنایتش برداشتبار رنج از تن من مضطر
هوش مصنوعی: توجه و لطف او موجب شد که بار سنگین رنج از دوش من که در困جه نیستم، برداشته شود.
اصطباع رعایتش دریافتروزگار مرا به حسن نظر
هوش مصنوعی: به خاطر رفتار خوبش، روزگار به من لطف کرده و احوالاتم را بهتر کرده است.
داد نان پاره ای که هست کفافمر مرا با عشیرتی بی مر
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که من فقط به مقدار کمی نان نیاز دارم که بتوانم با آن زندگیام را بگذرانم، و این را در کنار خانوادهام میخواهم، حتی اگر ثروت و دارایی زیادی نداشته باشم.
سوی مولد کشید هوش مرابویه دختر و هوای پسر
هوش مصنوعی: هوش من به سمت زادگاه و nostalgia دختر و آرزوی پسری میکشد.
چون به هندوستان شدم ساکنبر ضیاع عقار پیر پدر
هوش مصنوعی: زمانی که به هندوستان رفتم و در زمینهای پدریام ساکن شدم.
بنده بونصر برگماشت مرابه عمل همچو نایبان دگر
هوش مصنوعی: خدای من، همچون دیگر نایبان، مرا برای انجام کار به خدمت گرفته است.
نایبی نیستم چنانکه مراسازی و آلتی بود در خور
هوش مصنوعی: من مجری یا نمایندهای نیستم که تو مرا به دلخواه خود بسازی، و من نیز ابزاری نیستم که به راحتی بتوان با من کار کرد.
مردکی چند هست بس لترهاسبکی چند هست بس لاغر
هوش مصنوعی: بعضی از مردان وجود دارند که به اندازه کافی چابک و کارآمد هستند، اما تعدادی دیگر نیز هستند که سبکوزن و لاغرترند.
گاه طبلی زنم به زیر گلیمگه تیغی کشم به زیر سپر
هوش مصنوعی: گاهی زیر فرش صدای طبل به راه میاندازم و گاهی نیز شمشیری را زیر سپر بیرون میآورم.
گه جهم همچو رنگ بر کهسارگه خزم همچو مار در کردر
هوش مصنوعی: گاهی همچون ابرهای تیره بر فراز کوهها میآید و گاهی همچون مار در دل زمین میخزد.
این همه هست و شغل های عملسخت با نظم و رونق است اندر
هوش مصنوعی: در این دنیا مشاغل و فعالیتهای زیادی وجود دارد که به خوبی و با نظم انجام میشوند و رونق دارند.
حشمت عالی علایی تودر جهان خود همی کشد لشکر
هوش مصنوعی: مقام و عظمت تو در دنیا، همچون لشکری است که بهخوبی قدرت و نفوذ تو را نشان میدهد.
کبک و شاهین همی پرد همبالشیر و آهو همی رود همبر
هوش مصنوعی: پرندهای مانند کبک و شاهین در حال پرواز هستند و در عین حال شیر و آهو نیز در کنار هم در حال حرکتاند.
سرکشان را کجاست آن یاراکه برآرند بر خلاف تو سر
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از افرادی است که به طرز نا به جایی رفتار میکنند و بر خلاف خواستهها و آرزوهایت عمل میکنند. به دنبال کسی هستی که بتواند آنها را سر جای خود بیاورد و از مسیر نابجا بازدارد.
گردنان را کجاست زهره آنکپای عصیان برون نهند از در
هوش مصنوعی: کجاست آن مردانگی که از مسیر نادرست خارج شود و به حقیقت دست یابد؟
گر ز مدح تو حال و جاه مرامستزادی بود عجب مشمر
هوش مصنوعی: اگر بخواهم تو را مدح و تعریف کنم و حال و موقعیتم را به نام تو خوب بدانم، باید بدانید که این امر عجیبی نیست.
ور وجیهی شوم ز خدمت توراست باشد ز مقتضای هنر
هوش مصنوعی: اگر در نزدیکیتان مورد احترام و منزلت قرار بگیرم، این کاملاً طبیعی است و از ویژگیهای هنر است.
من شنیدم که میر ماضی رابنده بود والی لوکر
هوش مصنوعی: من شنیدم که حاکم گذشته، بندهای را به نام والی لوکر داشت.
بس شگفتی نباشد ار باشدمادحت قهرمان چالندر
هوش مصنوعی: اگر تو ستایش کنندهای چون قهرمان چالندر داشته باشی، تعجبی نخواهد بود.
تا رساند به جشن هر نظمینقش کرده ز مدح یک دفتر
هوش مصنوعی: تا به جشن هر زیبایی برساند، نقش و نگاری که از ستایش یک کتاب ایجاد شده است.
سازد از طبع درج های ثناقیمتی تر ز درج های درر
هوش مصنوعی: طبع شاعر میتواند با بیان هنر و شعر، چیزهایی بسازد که از جواهرات و الماسها نیز گرانبهاتر باشد.
لیکن از بس که دید شعبدهاگام ننهد همی مگر به حذر
هوش مصنوعی: اما به دلیل اینکه از ترفندها و حقهها زیاد دیده است، نمیتواند به راحتی قدم بردارد و همواره با احتیاط عمل میکند.
ترسد از عاقبت که دانستستعادت عرف گنبد اخضر
هوش مصنوعی: او از عاقبت کار خود میترسد، زیرا میداند که عادت و رفتار مردم در این جهان چگونه است.
دشمنان دارد و عجب نبوددشمن آمد تمام را ابتر
هوش مصنوعی: دشمنانی دارد و تعجبی ندارد که دشمن بر همه چیز تسلط پیدا کرده و آن را بیثمر کرده است.
باز چون نیک تر در اندیشهنهراسد ز هیچ نوع ضرر
هوش مصنوعی: زمانی که انسان با نگاهی عمیقتر و دقیقتر به مسائل فکر میکند، دیگر از هیچ نوع آسیبی نمیترسد.
که دل و طبع تو ز رحمت و عفوآفریدست خالق اکبر
هوش مصنوعی: دل و روح تو از رحمت و بخشش خالق بزرگ شکل گرفتهاند.
تا هیولی است اصل هر عنصرتا بود عنصر اصل هر پیکر
هوش مصنوعی: تا زمانی که ماده و جوهر وجود دارد، هر کدام از عناصر هم وجود خواهند داشت و تا زمانی که این عناصر هستند، هر شکل و پیکری نیز به وجود خواهد آمد.
اصل ملک تو باد ثابت فرعفرع اصل تو باد نافع بر
هوش مصنوعی: سرزمین تو باید همواره پایدار و ماندگار باشد، و بخشهای دیگر آن به تو سود برسانند.
امرهای زمانه وصف تو رامهر همراه و مشتری همبر
هوش مصنوعی: فرمانهای زمانه همیشه با عشق و علاقه به تو گره خورده و به نوعی به تو وابستهاند.
بزم های سپهر نعت تو راماه ساقی و زهره خنیاگر
هوش مصنوعی: در مجالس آسمان، توصیف تو را ماه به عنوان ساقی و زهره به عنوان خواننده بیان میکنند.