شمارهٔ ۱۷۸ - شکایت از حاسدان
هوش مصنوعی: این شعر از مسعود سعد سلمان به بیان حسرت و مشکلات زندگی میپردازد. شاعر از بیقدری و بیرنگی خود در میان مردم و تقدیر نادرست زندگیاش گلایه میکند. او از شبها و روزهای دردناک خود صحبت کرده و به تیرهروزیهایی اشاره میکند که همچون شمعی در شب میسوزد. شاعر با تصاویری از طبیعت، از سختیها و رنجها مینویسد و به پوچی زندگی و تلاشهای بیفایده اشاره دارد. در نهایت، او به باطل بودن حسد و مبارزه در زندگی تأکید کرده و بر لزوم تلاش برای دستیابی به نور و رنگ در زندگی تأکید میکند.
تاکیم از چرخ رسد آذرنگتا کیم از گونه چون باد رنگ
هوش مصنوعی: تا زمانی که از آتشفشانی آتشزا بگذرم، چهرهام مانند باد تغییر رنگ خواهد داد.
خاکم کز خلق مرا نیست قدرآبم کز بخت مرا نیست رنگ
هوش مصنوعی: من که در نظر دیگران بیارزش و بیمقدار هستم، مثل خاک به حساب میآیم، و مانند آبی که از سرنوشتم بیرنگ و بیخاصیت است.
شب همه شب زار بگریم چو شمعروز همه روز بنالم چو چنگ
هوش مصنوعی: در شب، هر شب مانند شمع به خاطر غم و اندوه میگریم و در طول روز مانند آواز چنگ، به ناله و فریاد ادامه میدهم.
عیشی در انده تیره چو گلطبعی از دانش روشن چو رنگ
هوش مصنوعی: زندگی در غم و اندوهی تاریک همچون گلی است که از علمی روشن و درخشان بهرهمند است.
در دل و در دیده من سال و ماهآذر برزین بود و رود گنگ
هوش مصنوعی: در دل و چشمان من، همیشه یاد و خاطرهای از آذر برزین و رود گنگ وجود دارد.
پشتم بشکست ز آسیب چرخزانکه بکبر اندر بینم پلنگ
هوش مصنوعی: پشتم به خاطر آسیبهایی که زمانه به من زده، شکسته است، چون من در دوران پیری، پلنگی را میبینم.
طبع و دلم پرگهر دانش استزانهمه سختی که کشیدم چو سنگ
هوش مصنوعی: روح و دل من پر از دانش و خرد است، به خاطر تمامی دشواریهایی که مانند سنگ تحمل کردهام.
باشد پیوسته سپهر ای شگفتبا بد و با نیک به صلح و به جنگ
هوش مصنوعی: در هر حال، آسمان همیشه باقی است و با وجود خوبیها و بدیها، هم در صلح و هم در جنگ ادامه مییابد.
تیغ جهان گیران زنگار خوردآئینه غران صافی زرنگ
هوش مصنوعی: تیغ قوی فاتحان در اثر گذشت زمان کهنه و زنگ زده شده است، اما آینهای که به خوبی صیقل داده شده، همچنان درخشان و صاف باقی مانده است.
هین منشین بیهده مسعودسعدبرکش بر اسب قضا تنگ تنگ
هوش مصنوعی: به خودت بیا و بیهوده وقت را هدر نده. مسعود سعد، بر اسب سرنوشت سوار شده و به سختی در مسیر خود پیش میرود.
خرد مکن طبع نه چرخیست خردتنک مکن دل نه جهانیست تنگ
هوش مصنوعی: عقل و فکر خود را کوچک نکن، زیرا دنیای اطراف همچون چرخش طبیعت بیپایان و وسیع است. دل خود را نیز تنگ نگیر، چرا که حقیقتاً دنیا محدود نیست.
نه نه از عمر نداری امیدنه نه در دهر نداری درنگ
هوش مصنوعی: نه امیدی به عمرت نداشته باش و نه در زندگیات درنگی کن.
از پی یک نور مبین صد ظلاموز پی یک نوش مخور صد شرنگ
هوش مصنوعی: در پی یک نور روشن، سرگردانیهای بسیاری وجود دارد و برای به دست آوردن یک نوش لذتبخش، باید از صدها تلخی و زهر بگذری.
تات نپرسند همی باش گنگتات نخوانند همی باش لنگ
هوش مصنوعی: اگر تو خود را گنگ و بیصدا نشان دهی، کسی از تو سوال نخواهد کرد؛ و اگر لنگ و ناتوان باشی، کسی تو را مورد قضاوت قرار نمیدهد.
سود چه از کوشش تو چون همیروزی بی کوششت آید به چنگ
هوش مصنوعی: سودی از تلاش تو نیست، چون روزی که باید به دست آوری، بدون زحمت هم به تو میرسد.
روزی بی روزی هرگز نمانددر دریا ماهی و در کوه رنگ
هوش مصنوعی: هرگز در دریا ماهی یا در کوه رنگی بدون روزی نمیماند.
ای که مرا دشمن داری همیهست مرا فخر و تو را هست ننگ
هوش مصنوعی: تو که با من دشمنی میکنی، برای من افتخار به حساب میآید و برای تو ننگ و عار است.
مردم روزی نزید به حسوددریا هرگز نبود بی نهنگ
هوش مصنوعی: هرگز روزی مانند روزی که دریا به حسود نزدیک باشد، برای مردم نبوده است، و این روز بدون وجود نهنگ نخواهد بود.
والله اگر باشی همسنگ منگرت بسنجد به ترازوی سنگ
هوش مصنوعی: به خدا قسم، اگر هم سطح من باشی، حتی اگر تو را با دقیقترین ترازوی سنگین بسنجند، ارزش واقعی تو مشخص نخواهد شد.