شمارهٔ ۱۷۹ - مدح سیف الدوله محمود و تهنیت فتح اگره
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به دو خوشبختی اشاره میکند: یکی به وقوع نوروز و دیگری به پیروزی در جنگ. او از این دو واقعه شکرگزاری میکند چون شادی و اندوه به زندگی او میآید. سپس به فتح قلعهای به دست محمود از شجاعت و دلیری او سخن میگوید و از ویژگیهای جغرافیایی و طبیعی منطقه سخن میرانند.
محمود با شجاعت و نه با نیرنگ، قلعهای را تسخیر کرد و با آوردن اسیران، نمایی از پیروزی خود را نشان داد. شاعر به صفات نیک و دلاوریهای محمود اشاره دارد و او را بالاتر از دیگران میداند. او بر این باور است که این فتح باید به همه نقاط ایران و دیگر سرزمینها خبر داده شود.
در پایان، شاعر از زیبایی طبیعت و جشن و سرور میگوید و محمود را دعوت میکند تا برای تقویت دین و دفاع از کشور تلاش کند. او در نهایت امیدوار است که محمود همیشه موفق و سرشناس باقی بماند.
دو سعادت به یکی وقت فراز آمد تنگیکی از گردش سال و یکی از شورش جنگ
هوش مصنوعی: در یک زمان، دو خوشبختی به وقوع پیوست: یکی بهدلیل تغییرات سال و دیگری به خاطر هیجانهای جنگ.
ما از این هر دو به شکر و به ثنا قصد کنیمزانکه انده شد و شادی سوی ما کرد آهنگ
هوش مصنوعی: ما از هر دو جنبه، شکرگزاری و ستایش را در نظر داریم، زیرا غم و شادی به سمت ما حرکت کردهاند.
ماه نوروز دگر بار به ما روی نمودقلعه اگره درآورد ملک زاده به چنگ
هوش مصنوعی: ماه نوروز دوباره بر ما تابید و سرزمین خوبی را به ما نشان داد، مانند این که یک شاهزاده به قلعهای دست یافته است.
کشوری بود نه قلعه همه پر مرد دلیربر هوا بر شده و ساخته از آهن و سنگ
هوش مصنوعی: در این سرزمین، نه قلعهای وجود داشت، بلکه مردانی دلیر و شجاع بودند که با دلیری و ارادهای قوی، از چیزی محکم و استوار مانند آهن و سنگ ساخته بودند.
پی او رفته در آنجا که قرار ماهیسر او بر شده آنجا که بنات و خرچنگ
هوش مصنوعی: او در پی جایی رفته که ماهی قرار دارد و سر او در جایی است که دختران و خرچنگها هستند.
گرد او بیشه و کوه گشن و سبز چنانکگذر باد و ره مار درو ناخوش و تنگ
هوش مصنوعی: دور او جنگل و کوه، خشک و سبز است، بهطرزی که باد بهراحتی از آن میگذرد و راه مار در آن مکان نامساعد و تنگ است.
این چنین قلعه محمود جهاندار گرفتبه دلیری و شجاعت نه به مکر و نیرنگ
هوش مصنوعی: این قلعه به دلیل دلیری و شجاعت محمود، حاکم جهان، به دست او افتاد و نه به واسطه ترفندها و فریبکاری.
پشته ها کرد ز بس کشته در و پنجه جایجوی خون کرد به هر پشته روان صد فرسنگ
هوش مصنوعی: پشتهها به دلیل تعداد زیادی کشتهها به وجود آمدند و در هر یک از این پشتهها، جویهای خون شکل گرفت. از هر پشته، مسیر خون به مسافت صد فرسنگ ادامه پیدا کرد.
برده زنجیر به زنجیر از آن قلعه قطارهمچنانست که بر روی هوا صف کلنگ
هوش مصنوعی: بردهای که به زنجیر کشیده شده، از آن قلعهای به قلعهای دیگر میرود، و این وضعیت مثل این است که در هوا صفی از کلنگها وجود داشته باشد.
ای امیری که برون آرد بیم و فزعتطعمه از پنجه شیر و خوره از کام نهنگ
هوش مصنوعی: به ای کسی که قدرت و شجاعت تو همچون پنجه شیر و نیرومندی تو به اندازه کام یک نهنگ است، تو میتوانی از خطرات و هراسها بیرون بیایی و بر آنها غلبه کنی.
باد را هیچ نباشد گه خشم تو شتابکوه را هیچ نباشد گه حلم تو درنگ
هوش مصنوعی: باد هیچ تاثیر نخواهد پذیرفت از خشم تو، همچنان که کوه نیز در برابر بامصیرتی تو بیحرکت میماند.
ای تو را فر فریدون و نهاد جمشیدوی تو را سیرت کیخسرو و رای هوشنگ
هوش مصنوعی: تو از ویژگیهای و صفات بزرگانی مانند فریدون، جمشید، کیخسرو و هوشنگ برخورداری.
ای به صدر اندر بایسته تر از نوشروانوی به حرب اندر شایسته تر از پور پشنگ
هوش مصنوعی: ای آن کسی که در صدر نشینی از نوشروان شایستهتری و در میدان جنگ از پور پشنگ برتری.
چرخ گردنده با پایه او رنگ تو پستباد پوینده بر مرکب رهوار تو لنگ
هوش مصنوعی: چرخ زمان با حمایت او، تو را به خاطر موقعیتات کوچک و ناپسند میسازد و بر اسب تندروی تو، باد ناتوان و لنگی دارد.
زیر پای ولی و در دو کف ناصح توخاک چون عنبر سارا شود و بید خدنگ
هوش مصنوعی: زیر پای ولی و در دستان ناصح، خاک به قدری ارزشمند میشود که مانند عطر خوش عنبر و بید جوان به نظر میآید.
بر تن حاسد و بد خواه تو و کام عدوخز چون خار مغیلان شود و شهد شرنگ
هوش مصنوعی: بر تن کسی که حسادت و کینه تو را دارد، غمی به سنگینی خارهای درخت مغیلان نمایان شود و به جای شیرینی، تلخی و زهر را بچشد.
زود باشد که ازین فتح خبر کرده شودبه خراسان و عراق و حبش و بربر و زنگ
هوش مصنوعی: به زودی خبر این پیروزی به خراسان و عراق و حبشه و بربر و زنگ فرستاده خواهد شد.
این گلی بود ز بستان فتوحت خوشبوشاخکی بود ز ریحان مرادت خوش رنگ
هوش مصنوعی: این یک گل زیبا و خوشبو از باغ پیروزیها بود و شاخهای از آن به رنگ دلخواه تو شبیه ریحان است.
زین سپس نامه فتح تو سوی حضرت شاهدم دم آید همی از معبر چین و لب گنگ
هوش مصنوعی: از این پس، نامه پیروزی تو به سوی شاه به آرامی از راه چین و از جانب لبی خاموش میرسد.
میل بعضی ملکا سوی نشاطست و طرباندرین فصل و سوی خوردن بگماز چو زنگ
هوش مصنوعی: برخی از پادشاهان تمایل دارند در این فصل به شادی و لذت بپردازند و به خوشگذرانی و خوردن بپردازند، همانطور که زنگی بر سر یک گنبد به صدا درمیآید.
زانکه بستان شده از حسن بسان مشکویزانکه صحرا شده از نقش بسان ارتنگ
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی، باغ مانند عطر مشک شده است و دشت به خاطر نقش و نگار خود مانند کهنسالی رنگارنگ است.
مرغزار و کهسار از سپر غم و خیریراست چون سینه طاوس شد و پشت پلنگ
هوش مصنوعی: در دشت و کوه، از غم و خوشی محافظتی به وجود آمده که مانند سینه طاووس زیبا و پشت پلنگ قوی است.
اختیار تو درین وقت سوی عزم سفراز پی قوت دین و قبل حمیت و ننگ
هوش مصنوعی: انتخاب تو در این زمان برای سفر، به خاطر تقویت دین و حفظ شرف و عفت است.
حرب کفار گزیده بدل مجلس بزمبانگ تکبیر شنوده بدل نغمه چنگ
هوش مصنوعی: جنگ و نبرد با دشمنان، هوا و حال جشن و شادی را عوض کرده است، و به جای نغمههای خوش آهنگی، صدای تکبیر شنیده میشود.
تا همی تازد بر مفرش دشت آهوی غرمتا همی یازد بر دامن که بچه رنگ
هوش مصنوعی: آهویی خوشجلوه و رنجیده در دشت میدود و در کنار دامن مادری که بچهاش به رنگی زیباست، قرار میگیرد.
تو بمان دایم وز فر تو آراسته بادتاج و تخت شهی و افسر ملک و اورنگ
هوش مصنوعی: تو بمان همیشه و بگذار که بر اثر وجود تو، تاج و تخت پادشاهی و دیوانگی سرزمین، همچنان زینت داده شود.