شمارهٔ ۶ - شکایت
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به فقدان و جدایی از محبوبش بیان میکند. او میگوید که دیگر نه جای شادمانی باقی مانده و نه چیزی برای پاره کردن از قبا. او در غم دوری از محبوب، آنقدر میگرید که گریهاش مشابه گریه داوود بر مزار، زیاد میشود و اشکهایش به حدی میرسد که مثل یاقوت بر زمین میافتند.
نه جای شخودن بماند از دو رخنه جای دریدن بماند از قبا
هوش مصنوعی: نه جایی برای خوابیدن باقی مانده و نه جایی برای پاره کردن لباس.
بگریم همی در فراقت چنانککه داود بر تربت او ریا
هوش مصنوعی: به خاطر دوری تو، به اندازهی حزنی که داود برای از دست دادن خودش نشان داد، گریه میکنم.
که از بس سرشکم بروید همیبه یاقوت انگشتری بر گیا
هوش مصنوعی: به دلیل غم و اندوهی که دارم، اشکم به حدی ریخته است که انگار به یاقوت انگشتری بر روی زمین جاری شده است.