شمارهٔ ۹ - به خواجه ابوالقاسم فرستاده
هوش مصنوعی: این شعر از خواجه ابوالقاسم به احساس غم و عشق اشاره دارد. شاعر در آن به عشق معشوقهاش و درد فراق او پرداخته و میگوید که غم عشقش کمتر از شادی وصالش نیست. او همچنین به وفای خود نسبت به معشوقه اشاره میکند و بیان میکند که با وجود سوگند وفاداری، در دلش باورهای دیگری وجود دارد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که بازگشت معشوق به او مناسب نیست و در این مکان جایگاهی ندارد.
خواجه ابوالقاسم ای بزرگ اصیلغم معشوقه هیچ کمتر هست
هوش مصنوعی: خواجه ابوالقاسم، ای بزرگ و اصیل، غم و اندوه ناشی از جدایی معشوقه کمتر از آن چیزی است که تصور میشود.
هستی آگه ز حال کآن خاتونجز تو آنجاش یار دیگر هست
هوش مصنوعی: هستی از حال تو آگاه است و میداند که آن خانم جز تو در آنجا یاری دیگر دارد.
در وفای تو گر خورد سوگندکه نخورده ست . . . باور هست
هوش مصنوعی: اگر کسی به وفای تو قسم بخورد که چنین وفایی در کار نبوده، من این را باور نمیکنم.
شادی وصل او که خواهی یافتبا غم هجر او برابر هست
هوش مصنوعی: اگر به شادی و لذت رسیدن به معشوق فکر کنی، باید بدانی که این شادی به اندازه غم و اندوهی که از دوری او احساس میکنی، ارزشمند است.
راههایی که او زند بر چنگیاد داری و هیچت از بر هست
هوش مصنوعی: راههایی که او در میان میگذارد، به یاد داشته باش و بدان که هیچیک از آنها فراموش نخواهد شد.
برد خواهیش هیچ راه آوردزین معانیت هیچ در سر هست
هوش مصنوعی: درخواست تو هیچ جایی برای من ندارد و از این موضوع هیچ چیزی در فکر من وجود ندارد.
آمدن در خورت نبود اینجابازگشتنت هیچ در خور هست
هوش مصنوعی: بازگشت تو به اینجا مناسب نیست، چون اصلاً جای تو اینجا نیست.