شمارهٔ ۹۲ - شکوه از موی
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به موضوع پیری و تغییر رنگ موها اشاره میکند. او میگوید که هر بار مویی سفید از سرش کنده است، به اندازه ده موی سیاه از دست داده است. با خندهای که در چهرهاش دارد و ریشش، به نظر میرسد که تحمل این تغییرات سخت است. او به این فکر میکند که زندگی را چگونه ادامه دهد و در نهایت آرزو دارد که همچنان زنده بماند تا بتواند این قصه را برای دوستانش روایت کند.
پیوسته من از سپید موییحجام بروت کنده باشم
هوش مصنوعی: من همیشه در حال بیرون آوردن موهای سفید از سرم هستم.
تا می بکنم سپید موییده موی سیاه کنده باشم
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که وقتی موی سپیدی پیدا میکنم، برای هر تار موی سفید، یکی از موهای سیاه خودم را از دست بدهم.
با ریش چنین که من برآرمسخت از در ریش خنده باشم
هوش مصنوعی: با داشتن ریشی که من دارم، به راحتی میتوانم بخندم و شوخی کنم.
با موی خودم چو برنیایمبا چرخ کجا بسنده باشم
هوش مصنوعی: وقتی که با موهای خودم خود را از چرخ زمان بالا بکشم، دیگر در کجا میتوانم به چیزی اکتفا کنم؟
وین قصه به دوستان رسانمگر بگذارند زنده باشم
هوش مصنوعی: اگر اجازه بدهند زنده بمانم، این داستان را به دوستانم منتقل میکنم.