شمارهٔ ۱۲۰ - درخواست حضور یکی از دوستان
هوش مصنوعی: این متن شعری است دربارهی میخانه و شادی، به طوری که شاعر از فضایل و دانش معشوقش صحبت میکند و میگوید که دوستانش به میهمانی آمدهاند و از یکدیگر خسته نشدهاند. آنها در حال نوشیدن و خوشگذرانی هستند و به حضور معشوق آرزومندند. شاعر به وصف میخانه، سازها و بادهها میپردازد و با اشاره به خوشیهای زندگی و این که زمانی برای لذت و شادابی فرا رسیده، میگوید که با نشاط و سرخوشی باید از لحظات استفاده کرد. در نهایت، به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند.
ای به فضل و کفایت و دانشدور گردون چو تو نیاورده
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر فضل و دانش و کفایت خود، همچون تو در دنیا وجود ندارد.
ببر من دوستانی آمده اندهرگز از یکدیگر نیازرده
هوش مصنوعی: بیار دوستانم را، چرا که هیچکس نباید از دیگری دلخور باشد و همه باید در کنار هم خوشحال باشند.
حال ها دیده کام ها راندهباده ها خورده عیش ها کرده
هوش مصنوعی: در حالاتی که نوشیدنیها را تناول کرده و شادیها را تجربه کردهایم، به دنیا و خواستههایمان کمتر توجه کردهایم.
به حضور تو آرزومندندزان کجا با تواند خو کرده
هوش مصنوعی: افراد زیادی منتظر حضور تو هستند، زیرا عادت کردهاند که با تو باشند.
پاک رفته رهیست بی مانعباز کرده دریست بی پرده
هوش مصنوعی: روش پاک و بی مانع، همچون راهی است که به آسانی پیش میرود و دروازهای را که هیچ پردهای ندارد، به راحتی میگشاید.
بذله و بربطی و ربابی و نایبر گرفته نوای سرپرده
هوش مصنوعی: با شعر و موسیقی و سازهایی مثل بربط و رباب و نی، صدای زیبایی در فضایی دلنشین ایجاد شده است.
خربزه هست گرمه تایی چندزآن کجا نیست موسم سرده
هوش مصنوعی: خربزه در فصل گرما میروید، اما در فصل سرد خبری از آن نیست.
سهیکی هست اگر نشاط کنیاندر آب شبانه پرورده
هوش مصنوعی: اگر در شب به آب بروی و نشاط و شادی را حس کنی، نشاندهنده این است که تو آمادگی و مهارتهایی داری.
ساقی ار سرخ روی ترکی نیستهست ازین هندوی سیه چرده
هوش مصنوعی: اگر ساقی با چهرهای سرخ و مانند ترکها نیست، اما هنوز هم از این زن هندی با رنگ پوست تیره چیزی هست.
ور تنعم کنی بدین چنگیکت نهاده ست و خویش گسترده
هوش مصنوعی: اگر از زندگی لذت ببری، باید بدان که سختیهایی در انتظار توست و این خوشیها در کنار چالشها وجود دارد.