شمارهٔ ۱۴۴ - قطعه
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عدالت و علم سخن میگوید و به مقام خود در این زمینه اشاره دارد. او میگوید که میخواهد عدالت خود را به وضوح بیان کند و به این وسیله نشان دهد که چگونه در دنیا شناخته خواهد شد. شاعر به زیبایی و جلال یاقوت سرخ اشاره میکند و آن را نمادی از شادی و افتخار میداند. او بیان میکند که دانش و علم، الهام گرفته از روحالامین (فرشته وحی) است و افرادی که به این حقیقت ایمان ندارند، در جهل و گمراهی باقی میمانند. در نهایت، او تأکید میکند که تغییر و تحول در مقام ملکه ممکن نیست و این گفته درست و مسلم است.
ز اقبال تو شاها گفت خواهمیکی مشروح دستی با دلالت
هوش مصنوعی: از خوش شانسی تو ای پادشاه، میخواهم که یک دست واضح و بیانگر داشته باشم.
من آن عدلم درین معنی به گفتارکه در گیتی بخوانندم عدالت
هوش مصنوعی: من در این باره به گونهای سخن میگویم که در جهان نامم به عنوان نماد عدالت ثبت شود.
مرا یاقوت خاتم سرخ روی استاز آن شادی نام با جلالت
هوش مصنوعی: من یک یاقوت سرخ دارم که شگفتی و زیباییام را به نمایش میگذارد و این شادی و بزرگیام از آن نتیجه میگیرد.
اگر یاقوت ها هم سرخ رویندولیکن سرفرویند از خجالت
هوش مصنوعی: اگر یاقوتها هم رنگ قرمز داشته باشند، اما به خاطر خجالت از روی خود پایین بیندازند.
مرا فکرت چنین گفت و درین ریاببه دانش می کند فکرت حوالت
هوش مصنوعی: توجه من به این موضوع معطوف شده که فکر و اندیشهام در این باره چه چیزهایی میگوید و در این شگفتی، دانش به من کمک میکند تا به نتایج روشنتری برسم.
چنین دانم که دانش نه ز خود گفتکه از روح الامین بود این مقالت
هوش مصنوعی: من میدانم که علم و دانش نه از خود انسان، بلکه از فرشتهای الهی سرچشمه میگیرد که این سخن را مطرح کرده است.
هر آنکو این سخن باور نداردندارد جز ره جهل و ضلالت
هوش مصنوعی: هرکسی که به این حرف اعتقادی ندارد، جز در راه نادانی و گمراهی را نمیپوید.
درستست این سخن نی مستحیل استکه ملکت را نباشد استحالت
هوش مصنوعی: این سخن درست است که هیچ چیز نمیتواند به طور کامل از وضعیت خود خارج شود و دگرگون شود.