شمارهٔ ۱۹ - صفت زرور بربطی
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف باربد، یکی از بزرگترین نوازندگان تاریخ موسیقی ایرانی، میپردازد. او را به خاطر مهارت و زیبایی صدایش ستایش میکند و به این نکته اشاره میکند که هیچ کس توانایی او را در نوازندگی ندارد. باربد شخصیتی لطیف و مهربان دارد و از دوران کودکی، تواناییهایش او را متمایز کرده است. مردم به عشق و هنر او احترام میگذارند و از صدای او لذت میبرند. شاعر احساس حسرت و غم میکند که به چنین هنری و زیبایی دست نیافته است. در انتها، او بر این نکته تأکید میکند که زیبایی و خوشی در زندگی، به عشق و هنر وابسته است.
زرور از بربط بدیع نوابرکند لحظه ای به لحن هوا
هوش مصنوعی: تار و ساز زیبا و دلنشینی نوا را به وجود آورد و لحظهای با لحن ملایم و روحنواز خود فضا را پر کرد.
باربد زخم و سرکش آوازستشادی افزای و رنج پردازست
هوش مصنوعی: باربد با نغمههایش دلها را شاد و غمها را کم میکند و به نوعی باعث تسکین دردها میشود.
زان نواها که او تواند زدهیچ خنیاگری نداند زد
هوش مصنوعی: هیچ نوازندهای نمیتواند به زیبایی و ماهرانهای که او توانایی نوازندگی دارد، نوا بخواند.
هیچ مطرب به گرد او نرسدکه کس اندر نبرد او نرسد
هوش مصنوعی: هیچ هنرمندی به گرد او نمیرسد، چون کسی نمیتواند در مقابل او مقاومت کند.
چه شد از کودکی نکو بودستخوش عنان و لطیف خو بودست
هوش مصنوعی: چه شد که آن کودک نیکو، که سوارکاری ماهر و با روح لطیف بود، حالا اینگونه تغییر کرده است؟
من نبودم او فراز رسیدالحق از لطف دلنواز رسید
هوش مصنوعی: من در آنجا نبودم، ولی او به بالاترین مرتبه رسید. راستش خوبی و لطفی که داشت، باعث این موفقیتش شد.
خلق را صورتش نگاری شدلهو را از رخش بهاری شد
هوش مصنوعی: چهرهی او برای مردم زیبا و دلنشین است و جذابیتش باعث شادابی و نشاط میشود.
با سماع غریب دلجویشبر رخ لاله رنگ گل بویش
هوش مصنوعی: دل من با آواز دلنشین او خوشحال شده و همچون لالهای با رنگی زیبا و عطری دلانگیز، سرشار از شوق و شادابی است.
مردمان باده ها همی خوردندمهتران عیش ها بسی کردند
هوش مصنوعی: مردم مشغول نوشیدن شراب بودند و بزرگان به خوشگذرانی و تفریح پرداختند.
هم به خانه نثار کردندشبه همه خانه ها ببردندش
هوش مصنوعی: او را به خانهها میبرند و برایشان عزیز و نازنین میشود.
بر کف دست همچو آبله ایکس نکردی ز بار او گله ای
هوش مصنوعی: بر کف دستت مانند آبله نشانی از او وجود ندارد و تو هیچ شکایتی از سنگینی بار او نداری.
عامل سرسنی ازو بر خوردکه شبی ناگهان بدو برخورد
هوش مصنوعی: یک مردی که به طور ناگهانی با فردی دیگر روبرو شد، به دنبال رفتار و عکسالعمل آن شخص بود.
چون می و شیر یافت اندامیراند هر ساعتی بر او کامی
هوش مصنوعی: وقتی که شراب و جوانی به دست آمد، هر لحظه به شادی و خوشی میپردازد.
بنشستی و پیش بنشاندیهمه وقتیش نوش لب خواندی
هوش مصنوعی: تو نشستهای و همه را به خود نزدیک کردهای و از زیباییهای زندگی لذت میبری.
وآنچه خورشید کرد کس نکنددست خفاش پشت پس نکند
هوش مصنوعی: آنچه را که خورشید انجام میدهد، هیچکس نمیتواند همانند آن، کار کند و خفاش نیز نمیتواند به شیوۀ او عمل کند.
اندرو گفته بود بیچارهچون شد از درد عشق دل پاره
هوش مصنوعی: او گفت که بیچاره چگونه از درد عشق دلش پارهپاره شده است.
آن دو بینی که نام بهروزیستآخرش روشنی و پیروزیست
هوش مصنوعی: هر دو چیزی که به عنوان موفقیت و خوشبختی شناخته میشوند، در نهایت به نور و کامیابی ختم میشوند.
ای دریغا که برنخوردم منزان رخ چون گل و تن چو سمن
هوش مصنوعی: ای کاش که من به آن چهره زیبا مانند گل و به آن تن خوشبو مانند سمن دست مییافتم.
زآن نکویی گذشته یافتمشتو بره ریش گشته یافتمش
هوش مصنوعی: به خاطر زیباییهایی که در گذشته دیدهام، تو را به مانند برهای که ریشش دگرگون شده، ملاقات کردم.