شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و تنهایی یک شاعر میپردازد. او از دلبستگیاش به محبوبش صحبت میکند و تأثیر شادی و زیبایی او را بر زندگیاش توصیف میکند. شاعر به زیبایی چهره محبوبش، مانند لاله و نرگس، اشاره میکند و از غم و درد درونی خود سخن میگوید. او از محبوبش میپرسد که چرا به او لطفی نکرده، در حالی که معشوق از زیباییاش قدرت و جذابیت میسازد. در نهایت، شاعر به دوستی با یاری بد و نهی از نزدیک شدن به معشوقهای بیادب اشاره میکند و بر اهمیت وفاداری تأکید میورزد.
بدم دوش با آن نیازی به همزده پیشم از بی نیازی علم
هوش مصنوعی: دیشب با کسی که نشان از نیاز داشت، صحبت کردم و از بینیازیام آگاه شدم.
همه گوی از روی او لاله رنگهمه حجره از موی او مشک شم
هوش مصنوعی: تمامی گویها به رنگ لاله و زیبایی اوست و هر گوشه از این مکان به خوشبویی موی او معطر شده است.
نشاط اندر آمد ز در چون نسیمز روزن برون رفت چون درد و غم
هوش مصنوعی: شادی و شوق مانند نسیمی از در وارد شد، اما درد و غم مانند سایهای از پنجره بیرون رفت.
ز شادی رویش بخندید جامز اندوه جانم بنالید بم
هوش مصنوعی: از خوشحالی چهرهاش خندیدم و از غم جانم ناله کردم.
چو نرگس همه چشم گشتم از آنکچو لاله همه روی بود آن صنم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت آن معشوق، تمام حواسم به چشمانش معطوف شده است، زیرا او مانند لالهای است که تمام زیبایی و جلوهگری را در خود دارد.
بدو گفتم ای کرده جانم غمیبدو گفتم ای کرده پشتم به خم
هوش مصنوعی: به او گفتم، ای کسی که جانم را گرفتهای، غمی برای تو دارم. و همچنین به او گفتم، ای کسی که باعث شدهای پشت من خم شود.
نعم از برای چه ناموختیهمه زلف تو پر حروف نعم
هوش مصنوعی: چرا به خاطر زلف زیبایت، این همه حرف خوب و خوش را یاد نگرفتی؟
به من گفت اینم که بینی همینه افزون شوم زینکه هستم نه کم
هوش مصنوعی: به من گفت که آنچه میبینی همان چیزی است که هستم و نه بیشتر و نه کمتر از آن.
گزیده ترین عادت من جفاستستوده ترین خصلت من ستم
هوش مصنوعی: عادت اصلی من خیانت است و بهترین ویژگی من ظلم کردن به دیگران است.
مپیوند با یار بد مهر مهرمکن پیش معشوقه محتشم
هوش مصنوعی: با کسی که شخصیت خوبی ندارد، ارتباط برقرار نکن و در حضور محبوب خود، احترام و محبت را نشان نده.