شمارهٔ ۱۵ - از زبان پادشاه
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر درباره ی محبوب خود سخن میگوید و او را به عنوان دارندهی زیباییها و صفات عالیه معرفی میکند. شاعر به عواطف و احساسات عمیق خود نسبت به این محبوب اشاره کرده و او را عزیزتر از هر چیزی میداند. همچنین، او دوستی خالصانه و بیگناهیاش را مطرح میکند و به نحوی از اتهاماتی که به او وارد شده، دفاع مینماید. شاعر احساس درد و غم ناشی از جدایی را بیان کرده و با ذکر مراتب خود و محبوبش به عظمت عشق اشاره میکند، در نهایت به قدرت الهی و عدالت نیز تأکید میکند و خود را همراه با دین و عدالت میداند.
ای لعبت و بت و صنم و حور و شاه منوی سوسن و گل و سمن و مهر و ماه من
هوش مصنوعی: ای محبوب من، تو همچون عروسک و بت و پیکر زیبا و حوری و پادشاه من هستی، تو همانند گل و سوسن و عطر و نور ماه برای من میباشی.
ای جان دل عزیزتر از هر دویی و هستایزد بر این که دعوی کردم گواه من
هوش مصنوعی: ای جان، تو برای من از هر چیزی ارزشمندتری و خداوند گواهی بر این ادعای من است.
ای دوست بی گناه مرا متهم کنیجز دوستی خویش چه دانی گناه من
هوش مصنوعی: ای دوست، تو که بیگناهی، چرا مرا متهم میکنی؟ جز دوستیام نسبت به تو، چه چیزی از من میدانی که بتوانی مرا گناهکار بدانی؟
گفتی چرا گرفتی جعد دراز منوآن گه چرا کشیدی زلف دو تاه من
هوش مصنوعی: گفتی چرا موهای فر دراز من را گرفتی و چرا زلفهای دوگانهام را کشیدی؟
ای مهر و ماه چند کشم در غم تو آهترسم که مهر و ماه بسوزد ز آه من
هوش مصنوعی: ای خورشید و ماه، چرا من در غم تو این قدر ناله میزنم؟ میترسم که به خاطر دلتنگی من، خورشید و ماه هم بسوزند.
ما هر دو پادشاهیم ار نیک بنگریممن پادشاه گیتی تو پادشاه من
هوش مصنوعی: اگر خوب نگاه کنیم، متوجه میشویم که ما هر دو در جایگاه خود سلطنت داریم؛ من به عنوان پادشاه دنیا و تو به عنوان پادشاه وجود من.
سلطان ابوالملوک ملک ارسلان منمکامروز عدل و مردی و رأیست راه من
هوش مصنوعی: من سلطان ابوالملوک، ملک ارسلان هستم و امروز تجلی عدالت، مردانگی و عقلانیت من در این راه است.
پر کلاه من که برون آید از حجابنجم پرن بسوزد پر کلاه من
هوش مصنوعی: پر کلاهم که از پوشش بیرون میآید، باعث میشود که پر نجم پرن بسوزد.
آباد شد زمانه ز جاه من و که دیداندر زمانه هرگز جاهی چو جاه من
هوش مصنوعی: زمانه به خاطر مقام و جایگاه من رونق یافت و هیچکس در دنیا چنین مقامی را که من دارم، ندیده است.
باک از سپاه دشمن کی باشدم چو هستگردون و مهر و ماه و ستاره سپاه من
هوش مصنوعی: نگران از لشکر دشمن نیستم؛ زیرا که آسمان و خورشید و ماه و ستارهها، نیروهای من هستند و از همراهی آنها مطمئنم.
افکنده گشته دشمن و افتاده دوست مستدر رزمگاه من بود و بزمگاه من
هوش مصنوعی: دشمن در میدان جنگ سرگردان شده و دوستی که مست است، در جایگاه من حضور دارد.
حق دستیار من شد و من دستیار عدلمن در پناه ایزد و دین در پناه من
هوش مصنوعی: خداوند کمک من شد و من همواره پشتیبان عدالت خواهم بود و در سایهی خدا و دین، حمایتگر من خواهند بود.
من شادمان ز بخت و ز من ملک شادمانمن نیکخواه خلق و فلک نیکخواه من
هوش مصنوعی: من از روزگار خود و از وضعیت خوب کشورم خوشحالم. من دوستدار مردم هستم و آسمان هم به نیکی از من حمایت میکند.