شمارهٔ ۹
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به احساس تنهایی و رنج خود اشاره میکند. او میگوید که حتی نزدیکانش نیز از او فاصله میگیرند و دشمنانش به او حمله میکنند. او بیان میکند که از آتش خشم یا غم او، هیچ چیز به وجود نمیآید و در بند و حبس خود به سر میبرد، بیآنکه کسی به کمکش بیاید.
خویش از پی من همی گریزد ملکادشمن بر من همی ستیزد ملکا
هوش مصنوعی: ملک من را ترک میکند و به من حمله میکند و با من به ستیز میپردازد.
از آتش من شرر نخیزد ملکااز حبس چو من کسی چه خیزد ملکا
هوش مصنوعی: از آتش وجود من جرقهای بلند نمیشود، ای پادشاه! از چنین زندانی که من هستم، چه کسی میتواند به اوج و بلندی برسد؟