شمارهٔ ۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس عمیق و دلتنگی خود صحبت میکند. او از شبهایی میگوید که با وجود سردی و رنج، دلش گرم بوده است. صورتش به خاطر غم و درد، زرد و خونین شده و او در این شبها انواع دردها را تحمل کرده است. در پایان، شاعر تأکید میکند که تنها خداوند میداند او در این شبها چه کرده است.
تفت این دل گرم از دم سردم همه شبشد سرخ ز خون چهره زردم همه شب
هوش مصنوعی: این دل پرحرارت من به دلیل هوای سرد تو، هر شب به رنگ سرخ درآمده و چهرهام بیحالت و زرد شده است.
صد شربت درد بیش خوردم همه شبایزد داند که من چه کردم همه شب
هوش مصنوعی: من تمام شب را در حال نوشیدن صد شربت درد بودم و فقط خدا میداند که چه بر من گذشته است.