تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۴۴

چشم ابرست و اشک ازو ژاله شدستیک روزه غم انده صد ساله شدست
در نای مرا دوزخ به خون لاله شدستچون نای همه نفس مرا ناله شدست