تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۴۵

دوشم همه شب چنگ چو شمشیر بخستآرام مرا چو ناخن شیر بخست
تن را پس و پیش و زبر و زیر بخستتا این تن خایه و سر . . . بخست