شمارهٔ ۶۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و نورانیت معشوقهاش اشاره میکند و میگوید که هیچ چیز در دنیا به اندازهی زیبایی او درخشان و دلپذیر نیست. همچنین به توصیف زلفهای خوشبوی او میپردازد و در نهایت بیان میکند که تمام زیباییها در مقایسه با خود او بیمعنا هستند.
در ماه چه روشنی که در روی تو نیستور خلد چه خرمی که در کوی تو نیست
هوش مصنوعی: اگر روشنایی ماه را داشته باشی، ولی تو در آنجا نباشی، هیچ فایدهای ندارد. و حتی اگر بهشتی پر از خوشی و لذت باشد، باز هم اگر در حضور تو نباشد، برای من ارزش ندارد.
مشک ختنی چو زلف خوشبوی تو نیستیکسر هنری عیب تو جز خوی تو نیست
هوش مصنوعی: عطر مشک ختن، به اندازهی زیبایی و خوشبویی زلف تو نیست. به طور کلی، هیچ نقصی در تو وجود ندارد جز ویژگیهای ذاتیت.