شمارهٔ ۶۵
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به احساس عشق و وابستگی عمیق خود به معشوقش اشاره میکند. او میگوید زمانی که عشق تو مرا دربر گرفته، هیچ زیبایی دیگری وجود ندارد. شاعر از دوستش میخواهد که در شادابی و خوشی لحظهای بیرون بیاید و خود را نشان دهد، به مانند بادامی که از پوستش بیرون میآید. در واقع، او خواهان دیدار و نزدیکی به معشوق است.
آنی که زمان زمان مرا عشق تو بوستبی روی نکوی تو نکویی نه نکوست
هوش مصنوعی: زمانی که عشق تو برای من به معنای واقعی زیبایی است، بدون دیدن چهره زیبای تو، هیچ زیبایی واقعی وجود ندارد.
در عشرت و در نشاط امروز ای دوستبیرون آیی همی چو بادام از پوست
هوش مصنوعی: امروز ای دوست، خوش باش و شاد زندگی کن، همانطور که بادام از پوستش بیرون میآید، تو هم از قید و بندها رها شو و به شادیهای زندگی بپرداز.