تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۱۴

دوشم چو شب از بنفشه رویی ننموددر هجر توام دیده چو نرگس نغنود
از دیده و دست جیب پیراهن بودچون لاله همی دریده و خون آلود