شمارهٔ ۱۱۶
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از درد و رنجی که از عشق نسیب او شده صحبت میکند. او میگوید که گوشش جز صداهای سرد و دلش جز محنت و درد از معشوق چیزی نشنیده و نگرفته است. با این حال، او به این اندوه و غم نباید توجه کند و از خود میپرسد که در مواجهه با این مشکلات چه باید کرد و چگونه باید آنها را تحمل کرد.
گوشم ز تو نشنود بتا جز همه سرددل بهره نیافت از تو جز محنت و درد
هوش مصنوعی: گوشم به صدای تو نمیرسد، ای معشوق، و دل سرد من هیچ بهرهای از تو نبرده است، جز رنج و درد.
با این همه اندوه نمی باید خوردچو خورد و چه پوشید کجا رفت و چه کرد
هوش مصنوعی: با وجود همه این ناراحتیها، نباید حسرت خورد. اگر چیزی خورده یا پوشیدهایم، به کجا رفته و چه کردهایم.