تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۱۰

سرما چون شد ز دست صحرا شد گلدر چادر سبز کار پیدا شد گل
بسیار همی خندد رعنا شد گلنه نه که چو روی دوست زیبا شد گل