تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۱۴

چون روی بتان گشت به باغ اندر گلچون آب حیات شد به جام اندر مل
در هر چمنی خاست ز بلبل غلغلبر گل می نوش بر نوای بلبل