تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۶۷

شب ز انده تو همی نیاید خوابمبر جامه ز غم چو گوی در طبطابم
من گاه در آتش و گه اندر آبمسنگم که به من هر چه رسد در یابم