تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۶۶

در خواب گه از دل به شب آتش بیزمچون خاکستر هر روز ز آتش خیزم
هر گه که کند عشق تو آتش تیزمچون شمع ز درد بر سر آتش ریزم