شمارهٔ ۳۸۷
هوش مصنوعی: شاعر در این هجای تند و نالان در مانده است و خود را از دیگران ناتوانتر میداند. او به همسایگی با زیبایی (ماه) اشاره میکند و از تلخی و درد خود شکایت میکند. در نهایت، از شاه جهان طلب رحم و کمک میکند.
نالنده تر از نایم در قلعه نایهمسایه ماه گشتم از تندی جای
هوش مصنوعی: من مانند نای ساز، در اندوه و غم فریاد میزنم و از شدت ناراحتی، حس میکنم در میان خانهای مجاور که ماه آنجا درخشان است، جا گرفتم.
نه طبع مرا به جای و نه دست و نه پایای شاه جهان رحم کن از بهر خدای
هوش مصنوعی: ای شاه جهان، نه من به جای خودم هستم و نه توانایی و قوتی دارم. از تو خواهش میکنم که به خاطر خداوند رحم کنی و به من توجهی داشته باشی.