تناجی
مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۲۲ - صفت یار لشکری گوید

رفتی به جنگ و جز تو که دید ای صنم صنمکو با هزار مرد مبارزه فره بود
باز آمدی مظفر و پیروز و روز نوآری چو تو صنم همه جا روز به بود
لابد مظفر آید آن کس که گاه جنگاز غمزگان و زلفش تیر و زره بود