شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: این متن درباره قضا و قدر و نقش انسان در سرنوشت خود است. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر چه در جهان وجود دارد به اراده خداوند است و انسان نمیتواند از تقدیر الهی فرار کند. او به طبیعت و نظام خلقت اشاره دارد و بیان میکند که هر چیزی در جایگاه خود قرار دارد و نمیتوان از آن تخطی کرد. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید دارد که انسانها باید با دانایی و خرد خود زندگی کنند و از بیخردی و جاهطلبی بپرهیزند. او به پیری و گذر زمان نیز اشاره میکند و این که زندگی نباید فقط به جمعآوری مال و مقام بگذرد، بلکه باید به تکامل روح و دین نیز اهمیت داده شود. در نهایت، شاعر میگوید که اگر کسی به پند و نصیحت گوش ندهد، نباید انتظار تغییر یا بهبودی داشته باشد.
سخن از گردش قضا و قدرتا بچند ای حکیم دانشور
هوش مصنوعی: ای حکیم دانشمند، تا چه اندازه میتوان درباره تأثیرات سرنوشت و تقدیر سخن گفت؟
غیر شخص من و تو کیست قضاغیر ذات من و تو چیست قدر
هوش مصنوعی: غیر از من و تو چه کسی قضا و سرنوشت را تعیین میکند؟ خارج از وجود ما چه چیزی به عنوان سرنوشت و تقدیر وجود دارد؟
کردنی هر چه بود کرد خداهم بدانسان که بود اندر خور
هوش مصنوعی: هر آنچه که باید انجام میشد، خداوند نیز آن را به شیوهای انجام داد که با شرایط موجود سازگار بود.
چیست هستی؟ پدید کردن آنکاز ازل بد نهفته در گوهر
هوش مصنوعی: هستی چیست؟ چیزی است که از آغاز در عمق وجود نهفته و ایجاد شده است.
چیست گوهر؟ هرآنچه ممکن نیستکردن آن بهیکل دیگر
هوش مصنوعی: گوهر چیست؟ هر چیزی که ممکن نیست که آن را به شکل دیگری درآورد.
خار را گل نمیتوان کردنور کنی گل بود نه خار ایدر
هوش مصنوعی: خار را نمیتوان به گل تبدیل کرد؛ اگر گل باشی، دیگر خار نیستی.
اندر این کشت زار نیست گزیراز به و سیب و کندنا و کزر
هوش مصنوعی: در این باغ و زمین، راهی برای فرار از میوههایی همچون انار، سیب و گلابی وجود ندارد.
کرد گیتی بدان نظام اتمکه نشاید نظام از آن بهتر
هوش مصنوعی: جهان را به نظم و ترتیب خاصی آفریده است که هیچ نظامی بهتر از آن نمیتواند وجود داشته باشد.
آنکه عقل بزرگ کرده اوستکی بدو در رسد عقول بشر
هوش مصنوعی: کسی که عقل و خرد زیادی دارد، چه کسی میتواند به او برسد و مانند او باشد؟
بیخ افعی نپرورد خرماتخم حنظل نیاورد شکر
هوش مصنوعی: اگر درخت خرما بیخ افعی را پرورش ندهد، شکر هم از تخم حنظل نمیتواند بهدست بیاید. این نشان میدهد که برای بهدست آوردن چیزهای خوب و با ارزش، ریشههای سالم و مناسبی نیاز است.
هر که را سوی هرچه شایان دیدداد دادار داوران داور
هوش مصنوعی: هر کسی که لیاقت چیزی را داشته باشد، خداوند به او میدهد.
داد چبود نهادن و دادنهر کسیرا بجای خویش اندر
هوش مصنوعی: هر شخصی باید در جایگاه خود و طبق تواناییها و ویژگیهایش عمل کند و کمک کند.
اشعری گر جز این سرود خراستبشعیرش مخر که لایشعر
هوش مصنوعی: اگر کسی به جز این شعر خوب بخواند، آن را نخوان که به هیچ وجه شعر نیست.
داد را خود ستود و داد نکردشه بر این فعل زشت مستنکر
هوش مصنوعی: شه خود را ستایش کرده و به نادیده گرفتن رفتار زشتش پرداخته است.
با چنین بیخرد چه شاید گفتکه خرد سوی او بود منکر
هوش مصنوعی: با وجود چنین آدم نادانی، چه چیز را میتوان گفت، که خرد و دانایی از او دور است و او به آن اعتقادی ندارد.
هر که را دید لایق افسارکی نهد بر سرش حکیم افسر
هوش مصنوعی: هر کس را که شایسته و لایق ببیند، حکیم و دانا بر او تسلط نخواهد داشت.
خه بر آن خر که رنج بادافزامی نداند ز گنج باد آور
هوش مصنوعی: در این بیت به شخصی اشاره شده که از زحمات و مشکلات زندگی آگاهی ندارد و قدر ثروت و امکاناتی که به دست میآورد را نمیداند. به عبارتی، به آن کسی که زحمت و تلاش را نادیده میگیرد و تنها به دنبال راحتی و ثروت است، انتقاد میشود.
زهر از پاد زهر نشناسدمی نداند کبست از شکر
هوش مصنوعی: زهر به پادزهر آشنا نیست، ولی میداند که شکر چیست.
ای خردمند مرد با تدبیرچند پوئی بکاخ میر و وزیر
هوش مصنوعی: ای شخص دانا و با تدبیر، چرا به جستجوی قدرت و مقام میپردازی و به دنبال فرمانروا و وزیر میروی؟
میر را گشته بنده فرمانکه بمیری گرت بگوید میر
هوش مصنوعی: اگر میرت به تو فرمان دهد که بمیری، باید اطاعت کنی.
پای صدر کبیر را بوسیکه نشاند ترا بدست کسیر
هوش مصنوعی: به احترام پای سلطان بزرگ بوسه بزن، چرا که این کار تو را به مقام و منزلت بالایی خواهد رساند.
بهر نان مشت و سیلی از دربانخورده چندان که گشته خرد و خمیر
هوش مصنوعی: به خاطر تأمین معاش و نان، بارها ضربه و توهین را از نگهبان تحمل کردهام، به اندازهای که روح و روانم آسیب دیده و خُرد شده است.
تا بخواند مگرت شاه نیدمتا بگوید مگرت میر سمیر
هوش مصنوعی: اگر شاه را به ساحت خواست ببینی، باید بگویی که آیا میر سمیر را نیز میخواهی ملاقات کنی؟
بهر دو نان بخدمت دو نانپیر گشتی و مینگشتی سیر
هوش مصنوعی: برای هر دو طرف نان میبردی و به خدمت میرفتی، و در عین حال از پیر نیز سیر میشدی.
رنگ ریشت سیاه و بور و سپیدگشت و رنگ دلت همان چون قیر
هوش مصنوعی: رنگ ریشت سیاه و سفید و خاکستری شده، اما دل تو هنوز تاریک و سوزان است.
صورت ظاهرت بسی تغییرکرد و باطن نداده ای تغییر
هوش مصنوعی: ظاهر تو تغییرات زیادی کرده است، اما باطن و درونت تغییر نکرده است.
خانه دنییت بسی تعمیرگشت و دین را نکرده ای تعمیر
هوش مصنوعی: دنیا را خوب آباد کردهای، اما به دین و معنویت خود توجهی نداشتهای و آن را نادیده گرفتهای.
چه شد آنطره سیاه چو قیرچه شد آن چهره سپید چو شیر
هوش مصنوعی: چرا آن چهره سیاه مانند قیر و آن چهره سفید مانند شیر تغییر کردهاند؟
رخ چون گلستانت گشت خزانرنگ چون ارغوانت گشت زریر
هوش مصنوعی: چهرهات مانند گلستان در فصل پاییز زیبا شد و رنگات همچون ارغوان درخشانی یافت.
از پس پیری آیدت مردنهمچو مرداد کاید از پی تیر
هوش مصنوعی: با نزدیک شدن به پیری، مرگ به سراغت میآید، همانطور که مرداد به پایان تابستان نزدیک میشود.
رخ نشسته دو گانه ننهادهکه بتازی دو اسبه بر در میر
هوش مصنوعی: صورت زیبا و دلنشینی که در برابر من نشسته، نباید به خاطر دلرباییاش بیتابی کند؛ چون این زیبایی همانند دو اسبی است که در آستانهی ورود به میخانه به سرعت میتاختند.
پیش از آندم که نوبتی نوبتزند و مرغ صبحگاه صفیر
هوش مصنوعی: قبل از اینکه زمان به نوبت خود بیفتد و صبحگاه با آواز سر زدنش آغاز شود،
دهن ظلمرا سوی دوزخاز پی شمر میکنی تشمیر
هوش مصنوعی: شما در حال ارسال ظلم و ستم به دیگران هستید و این اعمال شما شما را به سوی عذاب و جهنم سوق میدهد.
بعبث میگریزی ای خواجهکه نباشد تو را ز مرگ گزیر
هوش مصنوعی: ای آقا، بیهوده از مرگ میگریزی، زیرا که هیچکس نمیتواند از آن فرار کند.
لبت از گفتگو فرو ماندبسخن گر فرزدقی و جریر
هوش مصنوعی: لبت از سخن گفتن سراسر خاموش است، اگر که بحثی در مورد شعرهای فرزدق و جریر پیش بیاید.
قصر جاهت بسر فرود آیدبمثل گر خورنق است و سدیر
هوش مصنوعی: اگر به سرزمینهای بزرگ و باعظمتی مانند خورنق و سدیر هم بروی، مقام و اعتبار تو به زودی به زمین خواهد افتاد.
کرده گیتی چنانکه باید کردحضرت کردگار حی قدیر
هوش مصنوعی: جهان را آن طور که باید، آفرینش کرده است خدایی که همیشه زنده و تواناست.
روزی مور و مار و پشه و پیلهمه بنهاده از قلیل و کثیر
هوش مصنوعی: روزی همه موجودات کوچک و بزرگ، از مور و پشه تا مار و فیل، در کنار هم جمع شدند.
نکند کاستی و افزونیهر که تقصیر کرد یا توفیر
هوش مصنوعی: هر کس که خطا کرده، باید بداند که نه کم و کاستی وجود دارد و نه اضافی، بلکه آنچه اهمیت دارد، عمل اوست.
طلب رزق را بنه گامیدوبد انسان که گفته شرع منبر
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن روزی، باید قدمی برداری و تلاش کنی، زیرا دین و مذهب به ما آموختهاند که باید در این مسیر فعال باشیم.
که چو کودک بگریه آغازدمادر مهربانش بخشد شیر
هوش مصنوعی: وقتی که کودک گریه میکند، مادر مهربانش به او شیر میدهد.
نه بدانسان که با قضا و قدربستیزی به پنجه تدبیر
هوش مصنوعی: نه به گونهای که بخواهی با قضا و قدر مقابله کنی، بلکه با تدبیر و عقل خود پیش برو.
کار چون بسته گردد و دشواربگشایش بناله شبگیر
هوش مصنوعی: زمانی که کارها به پیچیدگی و سختی میرسند، در نیمههای شب دلتنگانه به فکر چاره میافتی.
که من این ناله را فزون دانماز تکاپوی این و آن تاثیر
هوش مصنوعی: من احساس میکنم که این ناله و زاری من تاثیر بیشتری دارد از تلاشهای دیگران.
کار یک تیره آه می نایداز دو صد نیزه و دو صد شمشیر
هوش مصنوعی: صدای یک تیره، مانند آوای آه، از حملهها و جنگهای بسیاری به گوش میرسد.
هر که او پنجه فقیر شکستبشکند پنجه اش خدای فقیر
هوش مصنوعی: هر کسی که به فقیر ظلم کند و او را مورد آزار قرار دهد، در حقیقت به لطف خداوند آسیبپذیری را میشکند که در زندگیاش وجود دارد.
که ستمدیده چون کشد آهیاثرش بگذرد ز چرخ اثیر
هوش مصنوعی: ستمدیده وقتی که آهی بکشد، اثر آن از چرخ زمان عبور میکند و تأثیر خود را بر جا میگذارد.
ای بسا تاجدار کش بیدادسرنگون کرد از فراز سریر
هوش مصنوعی: بسیاری از پادشاهان و قدرتمندان که بر تخت سلطنت نشستهاند، به سبب ظلم و ستمی که کردند، از مقام و جایگاه خود به زیر کشیده شدهاند.
دل بدین آرزوی بی پایانخواب نادیده میکند تعبیر
هوش مصنوعی: دل به آرزویی بیپایان میسپارد و خوابهایی را که ندیده، تعبیر میکند.
تا کند گرد درهم و دینارخواجه بیهوده میبرد تشویر
هوش مصنوعی: انگار برای به دست آوردن پول و ثروت، تلاشهای بیهودهای انجام میدهد و در نهایت همه چیز را به هم میریزد.
دو سخن گویمت حکیمانهاز سخن هایی آن بشیر نذیر
هوش مصنوعی: دو نکتهای که میخواهم به تو بگویم، خردمندانه هستند و از گفتار آن پیامآور حکایت میکنند که هم بشارت میدهد و هم هشدار میدهد.
طالب علم و طالب دنیا استدو گرسنه که مینگردد سیر
هوش مصنوعی: دو نفر که یکی به دنبال علم و دانش است و دیگری در پی مال و ثروت، هرچند که هر کدام خواستههای خود را دنبال میکنند، در واقع هر دو در حال گرسنگی و نیاز به چیزهای بیشتر هستند و هیچ کدام به حقیقت سیر نشدهاند.
آرزویش جوان شود با آزآدمیزاده هر چه گردد پیر
هوش مصنوعی: آرزوهای او زنده و جوان میماند، هرچند که انسان با گذر زمان پیر شود.
صورت کار این جهان است آنکباد بر آب می کند تصویر
هوش مصنوعی: این جهان مانند آبی است که باد بر آن تاثیر میگذارد و تصاویر را در آن ایجاد میکند. به این معنی که واقعیتها و شکلهای زندگی تحت تأثیر عوامل مختلف دائماً در حال تغییر و دگرگونی هستند.
طبل نوبت زدند و صبح دمیدخواجه از خواب مینگشت آژیر
هوش مصنوعی: وزهی طبل نواخته شد و صبح فرا رسید، در حالی که شخص محترم از خواب بیدار نمیشد و به صدای آژیر توجهی نمیکرد.
نیمی از روز عمر خواجه گذشتنیز نیم دگر گذاشته گیر
هوش مصنوعی: نیمهای از روز زندگی خواجه سپری شده است، حالا نیمه دیگر را هم برداشت کن و از آن بهره ببر.
روز روشن چو رفت نیمی از اوبزوالش کنند می تعبیر
هوش مصنوعی: وقتی روز روشن به نیمه میرسد، به آرامی به سمت تاریکی و زوال میرود.
گر کنی گور مردگانرا بازنشناسد کسی غنی ز فقیر
هوش مصنوعی: اگر گور مردگان را باز کنی، کسی غنی را از فقیر نمیشناسد.
بحث دانش کنی و مینکنیفرق موج حصیر و نقش صریر
هوش مصنوعی: در مورد دانش و علم صحبت میکنی، اما توجه نداری که تفاوت بین یک موج بر روی حصیری و تصویر صدای اشیاء چقدر است.
سوی دانشوران میاور لافکه بهر کار ناقدند و بصیر
هوش مصنوعی: به نزد دانشمندان نمیتوان با لاف و گزاف صحبت کرد، زیرا آنها در کارهای خود دقیق و آگاه هستند.
من همه پند دادمت لیکنچکنم چون نه ای تو پند پذیر
هوش مصنوعی: من همواره به تو نصیحت کردم، اما چه کنم که تو هیچگاه نصیحتپذیر نبودی.