شمارهٔ ۲
هوش مصنوعی: این شعر به بیان وحدت وجود و رهایی از دوگانگیها میپردازد. شاعر میگوید که باید خود را در خاک پنهان کنیم و دوئی و جدایی را کنار بگذاریم. وجود ما تنها یک طلسم جادویی است و برای رهایی از این طلسم باید به سوی یکتایی برویم. او تأکید میکند که در هر مسیر نرویم، باید به سوی بیسویی، یعنی حقیقت مطلق، حرکت کنیم. از راههای نادرست و زشت باید دوری گزینیم و به حقیقت و زیبایی واقعی بپیوندیم. در نهایت، شاعر خاطرنشان میکند که شناخت جمال الهی نیازمند دوری از دوگانگیها و ناپاکیهاست.
نهان در خاک کن ما و توئی رایکی کن در همه عالم دوئی را
هوش مصنوعی: در زمین ما را دفن کن و وجود تو و من را در یکدیگر یکی ساز، تا در تمام دنیا دوگانگی از بین برود.
وجودت جز طلسم جادوئی نیستز هم بشکن طلسم جادوئی را
هوش مصنوعی: وجود تو چیزی جز سحر و جادو نیست؛ از هم بشکن این جادو را.
بهر سوئی که پوئی ره نجوئیمگر پوئی تو سوی بیسوئی را
هوش مصنوعی: هر کجا که بروی، راه را جستجو نکن، مگر اینکه به طرف بیرهی بروی.
نثار بیشه شیران حق کنهمه غنج و دلال آهوئی را
هوش مصنوعی: به جنگل شیران بخشش کن و تمام ناز و نازنازی آهو را نادیده بگیر.
دوئی غیر از طریق مانوی نیسترها کن این طریق مانوی را
هوش مصنوعی: دوگانگی و جدایی جز مسیر مانوی نیست، پس از این راه مانوی دست بردار.
ره بدخوئی از ما و توئی خاسترها کن راه زشت بدخوئی را
هوش مصنوعی: بدخوابی و بدرفتاری میان ما و تو آغاز شده است، بنابراین بهتر است این مسیر ناپسند و زشت را رها کنیم.
نگردد جام جم دل، تا نبینیدر او پیدا جمال خسروی را
هوش مصنوعی: هرگز دل به تماشای جمال و زیبایی شاهان نپرداز، مگر اینکه چهره آنها را در جام جم بیابی.