شمارهٔ ۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره تأمل شاعر در زندگی و تاثیر چرخ فلک (سرنوشت) بر اوست. شاعر اشاره میکند که اگرچه ظاهر و شخصیتش از چرخ دیگر تغییر کرده، اما باطنش تغییری نکرده است. او به تجارب زندگی، آرزوها، و تمایلاتش میپردازد و میگوید هرچه بیشتر به دنبال خوشی و علم رفته، بیشتر به آرزوها و آمال خود وابسته شده است.
شاعر بیان میکند که عمرش را در جستجوی معنا و کمال سپری کرده، اما در نهایت به این نتیجه میرسد که تمام علم و دانش بدون فضل خدا ارزش چندانی ندارد. در نهایت، او امیدوار است که خداوند آرزوهایش را در دو جهان برآورده کند و رحمت و لطف خود را نثار او نماید.
کرد چرخ دورو، دو موی مراتا چه آید از این دو، روی مرا
هوش مصنوعی: چرخ زمان به گونهای میچرخد که موهای من را دو رنگ کرده است. حالا ببینیم از این دو رنگ، چه چیزی بر چهرهام خواهد آمد.
روی و مویم ز چرخ دیگر شدلیک دیگر نگشت خوی مرا
هوش مصنوعی: چهره و ظاهر من تحت تأثیر زمان تغییر کرده است، اما باطن و شخصیت من همچنان ثابت و تغییر ناپذیر باقی مانده است.
هر چه سالم فزون تر آمد، نیزشد فزون آز و آرزوی مرا
هوش مصنوعی: هر چه من در زندگی به چیزهای بهتری دست یافتم، آرزوها و خواستههای من نیز بیشتر و افزونتر شد.
عمر باید بجستجوی رودرفت اینک بگفتگوی مرا
هوش مصنوعی: باید عمر خود را به دنبال رودخانه گذراند، حالا بیایید درباره من صحبت کنیم.
رفت آبم ز جوی و می نایدآب رفته دگر بجوی مرا
هوش مصنوعی: آب من از جوی خارج شده و حالا دوباره به جوی بازمیگردد.
چند پیچید گرد کوی بتاندل سرمست یاوه پوی مرا
هوش مصنوعی: مدتهاست که در کوچههای پر از زیبایی و جذابیت با دل سرشار از شور و شوق میچرخم و به دنبال معشوقان میگردم.
چند گردید گرد علم و هنرجان دانای نکته گوی مرا
هوش مصنوعی: چند بار به دور علم و هنر چرخیدم تا به جان دانای سخنگوی من برسم.
گرد کردم زهر دری دانشتا فزاید بهای و هوی مرا
هوش مصنوعی: زهر دانشی را که به دست آوردهام، مانند گردی میافشانم تا ارزش و عظمت من بیشتر شود.
لیک بی فضل حق همه دانشمینیرزد بیک تسوی مرا
هوش مصنوعی: اما بدون لطف و کرم الهی، هیچ علمی ارزش ندارد و من به یک تسوی (قضا و قدر) نیاز دارم.
ساقی فضل حق دمادم ریختباده عیش در سبوی مرا
هوش مصنوعی: ای ساقی، همواره و بیوقفه از کرم و لطف خدا، شراب خوشی را در پیالهام بریز.
نشد از لطف حق بخاک دریریخته هرگز آبروی مرا
هوش مصنوعی: هرگز آبروی من در برابر لطف خداوند به خاک نیفتاده است.
بخت و اقبال و دولت و دانشگرد آمد ز چار سوی مرا
هوش مصنوعی: بخت و اقبال، نعمت و دانش همه به دور من جمع شدهاند.
هر چه کردم بدی، خدای حبیبداد پاداش بد، نکوی مرا
هوش مصنوعی: هر کاری که کردم و بد بود، خدا به من پاداش نیکو داد.
دارم امید آنکه در دو جهانمی ببخشد هم آرزوی مرا
هوش مصنوعی: امیدوارم که در هر دو جهان، میتواند آرزوی مرا برآورده کند.