شمارهٔ ۱۱
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر، از دل دیوانهای صحبت میکند که شب را در خانهاش سپری کرده و صبح سحر، غیب شده است. با فرا رسیدن شب دوباره دلش را گم کرده و امیدی به بازگشتش نیست. اشاره به روزنی دارد که زمانی نور خورشید به خانهشان میتابید، اما اکنون به دلیل چشم حسود، بسته شده و خانهاش تاریک شده است. شاعر به ناامیدی و ویرانی خانه اشاره میکند و میگوید ممکن است تنها راه نجاتشان ویران کردن همه چیز برای بازگشت روشنی و محبت باشد.
دل دیوانه بدر شد سحر از خانه ماشام شد باز و نیامد دل دیوانه ما
هوش مصنوعی: دل بیتاب و سرگشتهی ما در سحرگاه از خانه بیرون رفت، اما وقتی غروب شد، دوباره به خانه نیامد.
روزنی بود در این خانه که گاهی خورشیدتابشی داشت ز روزن بسوی خانه ما
هوش مصنوعی: در این خانه روزنهای وجود داشت که گاهی نور خورشید از آن به داخل تابیده میشد و به سمت ما میآمد.
روزن خانه فرو بسته شد از چشم حسودتیره شد چون دل دشمن همه کاشانه ما
هوش مصنوعی: چشم حسود بر زندگی ما سایه انداخته و باعث شده که خوشیها و زیباییهای خانهمان محو شود؛ درست مثل دل دشمن که همیشه پر از کینه و حسرت است.
مگر این خانه سراسر همه ویرانه کنیمتا فتد روشنی مهر بویرانه ما
هوش مصنوعی: آیا نمیتوانیم این خانه را به طور کامل ویران کنیم تا نور عشق و محبت در زندگیمان بتابد؟