شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: این شعر انتقادی به وضعیت برخی روحانیون و شیخهاست که به آنها اشاره میشود که به جای دعوت به حقیقت و معنویت، به دنبال جلب توجه و قدرت هستند. شاعر از شیخ میپرسد که چرا عمامه را گرانتر میکند و در زمان دعوت، هیچ گونه صمیمیتی ندارد. همچنین به عدم توجه به واقعیتها و تفسیرهای نادرست قرآن اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که این شیخها در تلاش برای به دام انداختن دیگران هستند، اما خودشان از آلودگی و خطا دور نمیمانند.
شیخنا تا کی گرانتر میکنی عمامه راتا کنی هنگام دعوت گرمتر هنگامه را
هوش مصنوعی: ای شیخ، تا چه زمانی میخواهی عمامهات را سنگینتر کنی تا در زمان دعوت، صحنه را باشکوهتر و پرهیاهوتر کنی؟
رشته تحت الحنک بر چین که وقت صید نیستدر ره خاصان منه ای شیخ دام عامه را
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به نکتهای اشاره میکند که نباید در زمان مناسب و در هنگام شکار، به دنبال کارهای خاص و ویژه رفت. بلکه باید از فرصتهای عمومی و عمومیتر نیز بهرهمند شد. به عبارت دیگر، نیاز به توجه به امور عمومی و غفلت نکردن از آنها بیشتر احساس میشود.
صید عنقا می نشاید کرد با بال مگسدانش آموزی نیارد مکتبی علامه را
هوش مصنوعی: پرندهی افسانهای (عنقا) با بالهای یک مگس شکار نمیشود، و کسی که هنوز دانشآموز است، نمیتواند به مدرسهی یک علامه (عالم بزرگ) برسد.
افکنی در پیش و پس تا کی بصید خرمگسان کبیر الهامه را وان قصیر القامه را
هوش مصنوعی: چرا به دنبال شکار مگسهای بزرگ و کوچک هستی و وقت خود را تلف میکنی؟ تا کی میخواهی تلاش کنی و به سوی جلو و عقب بروی؟
تامی آلوده نگردد دامنت، چون بگذریدر خرابات مغان ای شیخ برچین جامه را
هوش مصنوعی: تا زمانی که در مکانهای آشفته و نابسامان قدم میزنی، سعی کن خود را از آلودگیها پاک نگهداری. ای شیخ، قبل از ورود به این مکانها، بهتر است که لباس خود را مرتب کنی.
میکنی تفسیر قرآن با همه زرق و نفاقتا بکی زحمت دهی این آسمانی نامه را
هوش مصنوعی: تو با زرق و برق و نفاق تلاش میکنی تا تفسیر قرآن را بگویی، اما تا کی میخواهی این نامه آسمانی را به زحمت بکشی؟