شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از افکار و اندوهی که او را درگیر کرده صحبت میکند. او به شدت تحت تأثیر اندیشهها و نگرانیهایش است و این موضوع باعث رنجش او شده است. شب گذشته را در عذاب و تفکر سپری کرده و امروز نیز نگران است. او به طرف مقابل (شاید معشوق یا دوست) پیشنهاد میدهد که بیاید و او را از افکار و نگرانیها رهایی بخشد. شاعر از این که خرقه و دستار (نماد زهد و ظاهرسازی) بر او سنگینی میکند ابراز ناخرسندی میکند و از طرف مقابل میخواهد که این بار سنگین را از دوش او بردارد. به بیان دیگر، او خواستار آرامش روحی و رهایی از فشارهای فکری و زندگی روزمرهاش است. در نهایت، او از گردش زمین و مشکلات زندگی ابراز نارضایتی میکند و از طرف مقابل میخواهد که او را بیشتر آزرده نکند.
بحر اندیشه فرو برده بیک بار مراخیل انده زده ره بر دل افکار مرا
هوش مصنوعی: اندیشهها و تفکرات عمیق مرا به یکباره در خود غرق کردهاند و انبوهی از افکار در دل و ذهن من شکل گرفته است.
شب دوشینه باشکنجه اندیشه گذشتنیز امروز باندیشه بمسپار مرا
هوش مصنوعی: شب گذشته با افکار آزاردهنده و سختی همراه بود، اکنون روز جدیدی آغاز شده و میخواهم امروز را فقط به تفکر و اندیشه اختصاص دهم.
سر ز اندیشه یکی کوه گران گشته و نیزمی نهی بر سر اندیشه تو دستار مرا
هوش مصنوعی: اندیشهات به اندازه یک کوه سنگین و بزرگ شده است و تو به این فکر ادامه میدهی که چگونه میتوانی بر این افکار سنگین غلبه کنی.
تو بیا تا رود اندیشه بسیار از دلور تو نائی کشد اندیشه بسیار مرا
هوش مصنوعی: اگر تو بیایی، افکار و اندیشه های زیادی از دل من برخاسته میشوند؛ و اگر تو نباشی، این افکار و احساسات مرا آزار میدهند.
تا نهم من سرو دستار پپای خم میبنه اندر بکف آن ساغر سرشار مرا
هوش مصنوعی: من در حالی که نشستهام و فنجان پر از شراب در دست دارم، نگاه میکنم به زبانی که با حالتی خمیده و زیبایی چون سرو، در حال نهادن دستار بر سرش است.
ببر این خرقه و دستار بخمار که سختکرده این خرقه و دستار گرانبار مرا
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی نشاندهندهی احساس خستگی و ناراحتی است. شخص به دیگری میگوید که لباسها و پوششهای سنگین و دشوار را از روی خود بردارد، زیرا این بار سنگین بر دوش او باعث شده که احساس سنگینی و فشار کند. او خواهان آزادی و راحتی است و به نوعی میخواهد از این بار خود را رها کند.
اگر این خرقه و دستار ز تو نستانندنیز بفروش بخمار بیکبار مرا
هوش مصنوعی: اگر این لباس و کلاه را از من بگیرند، باز هم قیمت آن را به یک بار میفروشم و به میخانه میروم.
سخت آزرده ام از گردش گردون ای ترکنیز چون گردش گردون تو میازار مرا
هوش مصنوعی: من به شدت از نوسانهای زندگی ناراحت هستم، ای یار ترک! مانند چرخش روزگار، تو هم مرا آزار نده.