شمارهٔ ۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از معشوق خود میخواهد که در کنار او بماند و او را ترک نکند. او به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر او شکست بخورد و از دستش برود، باز هم نمیخواهد که از او فاصله بگیرد. شاعر از معشوق میخواهد که با او در باغ قدم بزند و زیباییهایش را به نمایش بگذارد. در کل، احساس عشق و وابستگی عمیق به معشوق در این شعر به وضوح نمایان است.
یارب بدست ما که داد امشب گریبان تراندهیم تا دامان حشر از دست دامان ترا
هوش مصنوعی: ای خدا، کاری کن که امشب ما به گریبان تو دست نزنیم، تا روز قیامت نیز از دامن تو دور نمانیم.
نیکت چو جان آرم ببریکدست آرم بر کمرگیرم بآن دست دگر زلف پریشان ترا
هوش مصنوعی: دست راست خود را به تو میسپارم و با دست چپم زلفهای پریشان تو را میگیرم.
طفل یتیم و سلب سرخ هر چند میدانند حیفیارب منم کاینسان برم سلب زنخدان ترا
هوش مصنوعی: این بیت به حالتی اشاره دارد که کودک یتیمی، در غم و اندوهی عمیق به سر میبرد و از خداوند درخواست میکند که چرا برخی افراد به او ظلم میکنند. او در دلگری میگوید که حیف است که انسانها به جای مهربانی و محبت، به او آسیب میزنند و به سلب آرامش او ادامه میدهند.
برخیز و پا نه در چمن دوری بزن با نسترنتا بو که بیند سر و بن قد خرامان ترا
هوش مصنوعی: بپاخیز و با نسترن در دشت بچرخ، تا دیگران قد و قامت خوشتراش تو را ببینند و از زیباییات لذت ببرند.