شمارهٔ ۴۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره حالت بندگی و عشق به خدا و روحانیون است. شاعر بیان میکند که بندگی او در درگاه خداوند و پیروان راستین اوست و اینکه ارزش خاکی که در راه این بزرگواران قرار دارد، بینظیر است. او به تمکین و تسلیم در برابر حق اشاره میکند و میگوید که حتی اگر خصم خود باشد، باز هم بندگی او را برمیگزیند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که اگرچه ممکن است زاهدان نسبت به او بدبین باشند، او کینهورزی را نمیپذیرد و به عشق و بندگی ادامه میدهد.
بندگی بر در مردان خدا دین من استخاک راه همه عالم شدن آئین من است
هوش مصنوعی: خدمتگزاری و بندگی در کنار مردان خدا، راه و رسم زندگی من است و مقصد من این است که خود را خاکِ پای همه انسانها قرار دهم.
توتیائی است عجب خاک ره اهل نظرکه در او روشنی چشم جهان بین من است
هوش مصنوعی: غبار پای اهل نظر عجیب است؛ زیرا در همین خاک، روشنی چشم من و بینش جهانیام نهفته است.
گر بسگبانی ایندر بپذیرند مرابندگان ره حق، غایت تمکین من است
هوش مصنوعی: اگر به عنوان یک نگهبان بپذیرند، برای من بندگان خداوند در مسیر حقیقت، اوج تسلیم و اطاعت من خواهد بود.
من همان بنده هر دشمن دیرین خودمشیخ این شهر اگر دشمن دیرین من است
هوش مصنوعی: من همچنان بنده و خادم دشمن قدیمیام هستم، حتی اگر آن دشمن همین شیخ این شهر باشد.
همه شب خفته ام و چشم عنایت بیدارپاس لطفش نگران بر سر بالین من است
هوش مصنوعی: تمام شب در خواب به سر میبرم و چشمی که به من لطف دارد، بیدار است و با نگرانی بر بالین من نظارت میکند.
خنگ تسلیم و رضا گر بودم زیر رکاباطلس چرخ نهم غاشیه برزین من است
هوش مصنوعی: اگر من هم مانند افراد نادان تسلیم و راضی بودم، زیر چرخ افراشته آسمان، دیگران بر من حکومت میکردند و من به خاکی سر فرود میآوردم.
جام کیخسرو و آئینه اسکندر اگردیده باشی، بمثل جام سفالین من است
هوش مصنوعی: اگر جام کیخسرو و آینه اسکندر را دیده باشی، باید بگم که برای من مانند یک جام سفالی است.
من بدل کین کسم نیست بگو رو خوشباشزاهد ار روز و شب اندر بدلش کین من است
هوش مصنوعی: من کسی نیستم که برای کسی کینه به دل بگیرم. به زاهد بگو که با خوشحالی زندگی کند، حتی اگر روز و شب به خاطر کینه من بگذرد.