شمارهٔ ۴۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره تنشها و تضادهای میان زندگی مذهبی و دینی و زندگی دنیوی و لذتجوئی است. شاعر به شیخ شهر یادآوری میکند که بین حساب و کتاب الهی و رفتار انسانها تفاوت وجود دارد. او به شیخ میگوید که خود نیز سالها در دنیای میخانه و مسجد بوده و از ترس دوزخ و عذاب الهی چیزی نمیگوید. شاعر به بینتیجه بودن بحثهای سنتی و مذهبی اشاره کرده و به جستجوی حقیقت و آزادی در زندگی دنیوی تأکید دارد. در نهایت، او از نبود مرز بین دنیا و آخرت سخن میگوید و به شیخ یادآوری میکند که در این دنیای خراب، خراج و مالیاتی وجود ندارد.
ما را بشیخ شهر سوال و جواب نیستزیرا که در میانه حساب و کتاب نیست
هوش مصنوعی: ما از اینکه در شهر، سوال و جواب کنیم، بینیازیم چون در میان ما، حساب و کتابی وجود ندارد.
تو میروی بمسجد و من سوی میفروشای نور دیده جای عتاب و خطاب نیست
هوش مصنوعی: تو به مسجد میروی و من به سمت میفروشی میروم. ای نور چشمم، جای گله و شکایت نیست.
گوئی که حق عذاب کند گر خوری شرابعذب است اگر عذاب کند حق، عذاب نیست
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که اگر خداوند بخواهد تو را تنبیه کند، نوشیدن شراب با طعم خوش نیز میتواند عذاب به حساب آید. اما اگر خداوند عذابی بکند، آن عذاب واقعاً عذاب نخواهد بود.
من سالها بمسجد و میخانه بوده امجز در سرای پیر مغان، فتح باب نیست
هوش مصنوعی: سالها در مسجد و میخانه بودهام، اما در خانه پیر مغان (عارف) هیچ در و ورودی وجود ندارد، یعنی به اینجا راهی نیست.
تا چند بیم میدهی از دوزخ و عقابافزون ز صحبت تو بدوزخ عقاب نیست
هوش مصنوعی: چند وقت دیگر میخواهی با حرفهای خود به من ترس از آتش جهنم و عذاب بدهی؟ صحبت با تو برای من از هر عذابی بدتر است.
آن مژده ای که عقده ای از دل گشایدتجز بانگ چنگ و نغمه ساز و رباب نیست
هوش مصنوعی: آن خبری که میتواند غمواندوهت را از بین ببرد، تنها از صدای چنگ و نغمه ساز و رباب به دست میآید.
از ما و شیخ فصل خصومت کجا شودزیرا که گوش شیخ بفصل الخطاب نیست
هوش مصنوعی: ما و شیخ در مورد اختلافاتمان کجا میتوانیم به نتیجه برسیم، چون شیخ به حقایق و دلایل درست گوش نمیدهد.
من دفتر و و کتاب بسی درس گفته اماین علم، علم دفتر و بحث و کتاب نیست
هوش مصنوعی: من کتاب و دفتر زیادی درسی را مطالعه کردهام، اما این دانش تنها محدود به اطلاعات موجود در کتابها و بحثها نیست.
از ما حساب کار چه جوئی، تو شیخ شهر!امروز اگر بزعم تو روز حساب نیست
هوش مصنوعی: ای شیخ شهر! چه نیازی به حساب و کتاب با ما داری؟ امروز اگر از نظر تو روزی برای حسابرسی نیست، پس چرا به ما اهمیت میدهی؟
درویشرا نصیبه بجز نیستی کجاست؟از ما مجو زکوه که ما را نصاب نیست
هوش مصنوعی: درویشان تنها نصیبشان نیستی است، پس از ما چیزی نخواهید زیرا ما هم چیزی نداریم.
ننهاده شه بملک خرابات باج و خرجآری خراج در خور شهر خراب نیست
هوش مصنوعی: شاه در شهر خرابات هیچ باجی نمیگیرد و هزینهای هم از آنجا نمیخواهد، زیرا مالیات اینجا به اندازهای نیست که به شهر خراب شده تعلق بگیرد.