شمارهٔ ۴۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقد نظام آموزش و دانش در جامعه میپردازد و بیان میکند که در مدرسهها فقط نفاق و فریبکاری آموخته میشود و واقعیات عمیقتر و ارزشمندتری وجود ندارد. او به بزم دل اشاره میکند که در آن حقیقت و روشنایی وجود دارد، اما در مکانهای رسمی و فرهنگی این نور و آگاهی قابل دستیابی نیست. شاعر تاکید میکند که اگر دانش واقعی و حقیقتی در این دفتر وجود داشته باشد، ارزش آن سوختن ندارد و در نهایت به این نکته اشاره میکند که دسترسی به علم واقعی و عمیق در بین مردم و دیدگاههای سطحی و ظاهری ممکن نیست.
در مدرسه علم و عمل آموختنی نیستجز درس نفاق و دغل اندوختنی نیست
هوش مصنوعی: در مدرسه، چیزی جز نفاق و فریبکاری آموزش داده نمیشود و یادگیری علم و عمل واقعی ممکن نیست.
گویند که در بزم دل افروخته شمعی استروشن، که بدیر و حرم افروختنی نیست
هوش مصنوعی: در محفل عشق، شعلهای وجود دارد که در این مکان و حالتی خاص، نورافشان است و نمیتوان آن را در مکانهای دیگر یافت.
این دفتر دانش اگر از سر حقیقتیک نکته در او هست بگو سوختنی نیست
هوش مصنوعی: اگر این دفتر دانش بر اساس واقعیت یک نکته ارزشمند داشته باشد، باید بگویم که سوختنی نیست و نابود نمیشود.
در خلق بهائم سخن از علم معارفایخواجه سپوزی عبث، اسپوختنی نیست
هوش مصنوعی: در مورد موجودات بیریشه و بیارزش سخن گفتن درباره علم و معرفت، بیهوده و بیفایده است.
آن علم بیان است که آموختنی بوداین علم عیان است که آموختنی نیست
هوش مصنوعی: علمی که باید از طریق آموزش و یادگیری به دست آید، علم بیان است. اما علمی که در اینجا مطرح است، وضوح و روشنی دارد و نیاز به آموزش و یادگیری ندارد، بلکه به صورت طبیعی درک میشود.
گر سوزن عیسی بود و رشته مریمای شیخ میان من و تو دوختنی نیست
هوش مصنوعی: اگر سوزنی که عیسی داشت و رشتهای که مریم با آن کار میکرد، در اختیار ما بود، ای شیخ، میان من و تو هیچ دوخت و پیوندی وجود ندارد.