شمارهٔ ۶۳
هوش مصنوعی: این متن شعر به دنبال راهیابی از قیودات دنیوی و رهایی از خرافات و محدودیتهاست. شاعر از یک پیر خردمند درخواست میکند تا او را به دنیای آزاد و عاری از دغدغهها هدایت کند. او به شراب اشاره میکند که نماد رهایی و شادمانی است و از زندگی روزمره و عقاید مذهبی که او را محدود کردهاند، بیزار است. شاعر بر این باور است که این وجود مادی و بیمحتوا باید رها شود تا به حقیقت و هستی واقعی دست یابد.
ای مغبچه کو ره خراباتتا باز رهم از این خرافات
هوش مصنوعی: ای دختر شرابفروش، مسیر خرابات را نشانم بده تا از این افکار بیهوده و اعتقادات پوچ رها شوم.
از شاهی عرصه گاه شطرنجصد بار نکوتر ار شوم مات
هوش مصنوعی: اگر در دنیای شطرنج به مقام شاه دست یابم، حتی اگر بارها به شکست دچار شوم، ارزش و زیبایی آن منزلت از هر چیز دیگری بیشتر است.
ای پیر خرد ره رهائیدانی تو که چیست زین مخافات
هوش مصنوعی: ای مرد دانا، آیا میدانی چه چیزی از این تعبیرات و ترسها در مسیر رهایی نهفته است؟
یک جرعه می کرم کن ای پیربیزار شدم از این کرامات
هوش مصنوعی: مراجرعهای از شراب بنوشان، ای رفیق، که از این ویژگیهای خاص و بزرگوارانه دلخور و خسته شدم.
در صومعه نیم عمر شد فوتاز میکده جو قضای مافات
هوش مصنوعی: نیمی از عمر من در صومعه گذشت و از میکده، بخت و سرنوشت گذشتهام را از دست دادم.
مردانه کرامتی کن ای پیرتاخیر مکن که هست آفات
هوش مصنوعی: ای پیر، خواهش میکنم با بزرگواری و شرافت عمل کن و درنگ نکن، چون مشکلات و موانع وجود دارند.
این هستی عاریت رها کنبیزار شو از حیات اموات
هوش مصنوعی: این دنیا و زندگی موقتی است، پس از آن دل خوش نکن و به زندگی مردگان دلبستگی نداشته باش.
نابود کن این وجود بی بودتا نفی زنفی گردد اثبات
هوش مصنوعی: وجود بیهویت و بیمعنی خود را از بین ببر تا بتوانی به حقیقت و واقعیت دست یابی.