شمارهٔ ۷۵
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و ارتباطات انسانی است. شاعر به دوستیها و دشمنیها اشاره میکند و میگوید که از دوستان نمیتواند ملامت کند و از دشمنان نیز نظری به خستگی ندارد. او از عشق انتقام میگیرد و به جایگاه عدالت در عشق اشاره میکند. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و بیان میکند که برای عشق باید با جدیت پیامبر عشق بود. در نهایت، او با یادآوری احساسات و آرزوهایی که از ترس و شرم ناشی میشود، اهمیت عشق را بر قواعد عقل و فتاوی بررسی میکند.
با دوستان ثشسته چه جای ملامت استاز دشمنان گسسته چه وقت ملالت است
هوش مصنوعی: اگر با دوستان خوب و صمیمی باشید، دیگر جایی برای سرزنش وجود ندارد و از طرفی، وقتی با دشمنان قطع ارتباط کردهاید، دیگر دلیلی برای ناراحتی نیست.
از عقل خیره میکشم امروز انتقامدر پیشگاه عشق که بیت العدالت است
هوش مصنوعی: امروز قصد دارم از عقل خود انتقام بگیرم، چون عشق را به عنوان میزان انصاف و عدالت میشناسم.
خطی نوشته بر لب میگون بمشک نابکانجا برات روزی مردم حوالت است
هوش مصنوعی: بر لبان دختر میگون، خطی نوشته شده است که به رنگ مشکی است و نشان میدهد آنجا روزی برای مردم مطلبی مهم وجود دارد.
از من رسول عشق تو باشی بسوی خویشورنه در این میانه چه جای رسالت است
هوش مصنوعی: اگر تو به عشق من پاسخی دهی و به سویی از آن برسی، این خوب است؛ وگرنه در این بین هیچ معنایی برای فرستادن پیام وجود ندارد.
با اشک و آه کرده ام از چشم و دل برونهرچشم و آرزو که ز خوف و خجالت است
هوش مصنوعی: من با اشک و ناله از دل و چشمانم رنج و اندوه را بیرون ریختهام، هر آرزو و امیدی که به خاطر ترس و شرم در من پنهان بود.
هربیع و عقد را که بفتوای عقل بوداندر حضور مفتی عشقم اقالت است
هوش مصنوعی: هر بهار و پیمانی که بر اساس عقل و خرد باشد، در حضور عشق من، با اجازه و رأی محبت من معتبر است.