شمارهٔ ۷۹
هوش مصنوعی: این شعر به تضاد میان محافل عاشقان و دیگران اشاره دارد. در محفل دیگران، نشاط و شادی وجود دارد، اما در جمع عاشقان، رنج و غم حاکم است. شاعر از این میپرسد که چرا وصل عاشق دلخسته حرام است، در حالی که برای دیگران ملامت نشده و حلال است. همچنین به زحمات عاشقان و جذابیتهای دنیای عشق اشاره میکند. در نهایت، حتی در کنار گدایان، عاشق احساس بزرگی و جلال میکند و عشقش را ارزشمند میداند.
در محفل اغیار همه غنج و دلال استدر مجلس عشاق همه رنج و ملال است
هوش مصنوعی: در جمع کسانی که برای دل خود محبوب نیستند، همه چیز به خوشی و ناز و مورد توجه است، اما در محفل عاشقان، تنها سختی و غم و اندوه وجود دارد.
چونست که بر عاشق دلخسته حرام استوصلش که بیاران هوسناک حلال است
هوش مصنوعی: چرا برای عاشق دلbroken عشق او حرام است، در حالی که برای دوستداران پر از خواسته، این وصل کردن حلال است؟
در مجلس ما خیره تر از آتش سوزانبا غیر گوارنده تر از آب زلال است
هوش مصنوعی: در جمع ما، کسی وجود دارد که از آتش سوزان تماشاییتر و از آب زلال، تحملناپذیرتر است.
با لعل لبش گشته هم آغوش یکی خالکس دیده حمیرا که هم آغوش بلال است
هوش مصنوعی: زبان و لبان سرخ او باعث شده که مانند یکدیگر در آغوش هم باشند، مانند خالی که بر صورت دختری به نام حمیرا وجود دارد و او هم در آغوش شخصی به نام بلال است.
تا کوی ویم گرچه یکی گام فزون نیستاز غیرت اغیار و هاد است و تلال است
هوش مصنوعی: هرچند که من یک قدم بیشتر به کوی من نمیروم، اما حسودان و دشمنان همیشه در حال تماشا و حسرت به من هستند.
با خیل گدایان اسیرش چه سر و کار؟شاه است و امیر است و همه عز و جلال است
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم با آن همه گدایان که به او وابستهاند، درگیر شوم؟ او شاه و امیر است و همه چیزش پر از عظمت و شکوه است.