شمارهٔ ۸۰
هوش مصنوعی: این شعر به عواطف و احساسات عاشقانه و همچنین نقد زهد و ریاکاری در دین میپردازد. شاعر با اشاره به خانهای پر از هیاهو، از لذتهای بشری و عشق حقیقی صحبت میکند و به شیخ یا زاهد توصیه میکند که به جای زهد ساختگی، در میخانه به شادی و نوشیدن بپردازد. او به توبههای ظاهری میخندد و دعوت میکند که از دنیای ریا به دنیای واقعیت و شادی بیایند، زیرا این خانه مملو از تجربههای واقعی و شور و شوق زندگی است.
این خانه که پیوسته در او جوش و خروش استاز کیست؟ مگر مصطبه باده فروش است
هوش مصنوعی: این خانه که همیشه هیاهو و جنب و جوش دارد، متعلق به کیست؟ آیا اینجا محل فروش شراب است؟
این مستی می نیست که هنگامه عشق استوین ناله نی نیست که آواز سروش است
هوش مصنوعی: این شور و شوقی که در من است نتیجه عشق است و این صدای نالهای که به گوش میرسد، آواز ملائکه نیست.
از زهد ریائی چه دلت رسته شد ای شیخمستانه بمیخانه بزن جام که نوش است
هوش مصنوعی: ای شیخ مستان، زهد ظاهری و ساختگی را رها کن و به میخانه برو، زیرا شراب خالص است و نوشیدن آن لذتبخش.
گر توبه ز تزویر و ریا میکنی ای شیخوقت است که امشب قدح باده بجوش است
هوش مصنوعی: اگر قصد داری از نیرنگ و تظاهر دوری کنی، ای شیخ، اکنون وقت آن است که ش bottle را باز کرده و از شراب بنوشی.
دوشینه ز مسجد بخرابات کشیده استاین شیخ قدح نوش که سجاده بدوش است
هوش مصنوعی: دیشب این شیخ که همیشه سجاده به دوش دارد، از مسجد خارج شد و به میخانه رفت و قدحی نوشید.
راهی بگشائید کز این خانه بر آئیدکین خانه پر از بانگ سباع است و وحوش است
هوش مصنوعی: راهی پیدا کنید که از این خانه خارج شوید، زیرا این خانه پر از سر و صدای درندگان و حیوانات وحشی است.