شمارهٔ ۱۲۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره لذتهای زندگی و پرهیز از تعصب دینی است. ساقی در مجلس مینوشی درخت طور را در دست دارد و باده مانند نور است. پیرمردی با یک لیوان شراب، زهد و خودپسندی را از خاطر میبرد. در بیت المقدس، مکانی که باید مقدس باشد، به خرابات مغان تبدیل میشود. شعر به بازیابی یاد آدم و ابلیس اشاره دارد و میگوید که شراب از انگور است. چشم ساقی در شب مست و در صبح خراب است. رندان از ابتدای آفرینش بهرهمند شدند و کسانی که در میخانه طواف کنند، اعمالشان مقبول است. به طور کلی، این اشعار دعوت به شاد زیستن و ارزشگذاری بر لحظات خوش و عشق به زندگی میکنند.
دست ساقی دوش در محفل درخت طور بودباده چون مصباح و مینا چون زجاج نور بود
هوش مصنوعی: دست ساقی در جمعی مانند درخت طور بود و شراب همچون چراغی درخشان و مینا نیز مانند شیشهای پر از نور به نظر میآمد.
پیر ما با یک قدح می، محو کرد از خاطرشهر چه از فضل و هنر زاهد بر او مغرور بود
هوش مصنوعی: پیر ما با یک جرعه شراب، تمام آن چیزی را که زاهد به خاطر دانش و هنرش به او مینازید، از یادش برد.
بر زمین بیت المقدس شد خرابات مغانبر فلک نزد ملایک خانه معمور بود
هوش مصنوعی: در زمین بیت المقدس، منطقهای پر از فساد و بیولوگی مغان شکل گرفت، در حالی که در آسمان، ملائکه در خانهای آباد و ساکن بودند.
تا کی آدم کشت، کرد ابلیس سیرابش بخوناین می گلگون که در جام است از آن انگور بود
هوش مصنوعی: چقدر طول میکشد که آدم بکشد، شیطان او را با خون سیراب کند. این می گلگون در جام از همان انگور به دست آمده است.
چشم ساقی نیمه شب مست و سحرگاهان خرابوقت صبح از باده دوشین عجب مخمور بود
هوش مصنوعی: چشمان ساقی در نیمه شب پر از مستی و در سپیده دم گرفتار خرابی است. در صبح، از شراب شب گذشته، به طرز عجیبی سرمست و intoxicated بود.
قسمت رندان شد از روز ازل جام الستشیخ و زاهد را اگر قسمت نشد معذور بود
هوش مصنوعی: از روزگار آغاز، این تقدیر برای رندان رقم خورده است که از جام باده بهرهمند شوند. اگر شیخ و زاهد نتوانند از این نعمت بهره ببرند، به نوعی قابل بخشش و توجیه است.
هر که در میخانه بر گرد خم می زد طوافحج او مقبول بود و سعی او مشکور بود
هوش مصنوعی: هر کسی که در میخانه دور تا دور لیوان شراب میچرخید، اعمال او مانند حج مقبول و تلاشش مورد قبول خداوند بود.