شمارهٔ ۱۳۰
هوش مصنوعی: غزل یادآور روزهایی است که هیچ کس جز خود ما در محفل حضور نداشت. صرفاً دل ما بود و عشق، و هیچ چیز دیگری در کار نبود. هر شب با یاد معشوق و عشق او تا صبح در مستی به سر میبردیم. در پیچ و خم زلفهای او، دلهای بسیاری ریخته شد، اما هیچ کس جز ما در این بازی عشق شرکت نداشت. زلفها و زیباییهای او چنان سنت شکن بودند که در دنیا نظیری نداشتند. داستانهای وفاداری و بیوفایی عاشقان دربارهاش روایت شده، اما من هرگز به آنها باور نکردم. دیروقت، در حال مستی، عزمی برای کشتن ما بود، ولی مردم به خاطر حسرتی که داشتند، نتوانستند آن را دریافت کنند. همچنین اشکهای من و چهره زردم برای او ارزش کهنهای داشت و به طلا و نقره نیازی نداشت.
یاد آنروزیکه کس را ره در این محضر نبودما و دل بودیم و غیر از ما کسی دیگر نبود
هوش مصنوعی: به خاطر دارم روزهایی را که هیچکس در این مکان نبود. فقط ما و دلهایمان بودیم و هیچ موجود دیگری برای ما وجود نداشت.
آشنا با لعل دلجوی تو هر شب تا سحروقت مستی جز لب ما و لب ساغر نبود
هوش مصنوعی: هر شب تا صبح در حال شادی و سرمستی بودیم و تنها چیزی که در این لحظات ما را همراهی میکرد، لبهایمان و جام شراب بود.
در خم زلف گرهگیر تو چون بند و شکناین همه دل ریخته بر روی یکدیگر نبود
هوش مصنوعی: در خم زلفهای پیچیدهات، مانند بند و شکن، این همه دلها که روی هم انباشته شدهاند، وجود ندارد.
جز زبان شانه و دست من و باد صبادست کس با زلف مشکین تو بازیگر نبود
هوش مصنوعی: هیچکس به جز زبان من، شانه من و باد صبا نمیتواند با زلفهای مشکین تو بازی کند.
زلف جادویت بدینسان جادوئی در سر نداشتچشم هندویت چنین طرار و حیلت گر نبود
هوش مصنوعی: زلف جادویی تو به این اندازه سحری ندارد، اگر چشمان سیاهچشمی اینگونه فریبنده و زیرک نبودند.
قصه ها از بیوفائی های تو با عاشقانبر زبانها گفته شد لیکن مرا باور نبود
هوش مصنوعی: داستانها درباره بیوفاییهای تو با عاشقان در زبانها پراکنده شده است، اما من هرگز این حرفها را باور نکردم.
دوش در مستی بعزم کشتن ما خاست لیکمردم از حسرت که در دستش چرا خنجر نبود
هوش مصنوعی: دیروز در حالت مستی، تصمیم گرفت که ما را بکشد، اما مردم به خاطر حسرتی که داشتند، ناراحت بودند که چرا در دست او خنجر نبود.
چهر زرد و اشک گلگونم بها و قیمتیداشت در نزد تو و حاجت به سیم و زر نبود
هوش مصنوعی: چهرهی زرد و اشکهای سرخ من در نظر تو ارزش و اهمیت داشت و نیاز به ثروت و جواهر نداشتم.