شمارهٔ ۱۳۸
هوش مصنوعی: در شب دوشنبه که روز فرهی بود، من در آغوش یک معشوق زیبا بودم. آن شب تاریک و آرام بود و دیگران از حضور ما بیخبر بودند. نه کسی از شب ما چیزی میدانست و نه ما از شب دیگران خبری داشتیم. این شب زیبا و دلپذیر زمانی بود که برایم حیف بود چرا که مانند عمرم کوتاه بود.
شب دوشین که روز فرهی بودمرا در بر یکی سر و سهی بود
هوش مصنوعی: در شب گذشته، که شب روشنی بود، در آغوش یکی از زیباییها بودم که موهای خوش حالت و لطیف داشت.
شبی تاریک و خفته چشم اغیارتو گفتی گیتی از مردم تهی بود
هوش مصنوعی: در شبی که همه جا تاریک و ساکت بود، تو با خودت فکر کردی که دنیا از مردم خالی شده است.
نه کس را آگهی بود از شب مانه ما را از شب کس آگهی بود
هوش مصنوعی: نه کسی از شب ما خبر داشت و نه ما از شب کسی خبر داشتیم.
شبی خوش بود وقتی نغزصد حیفکه عیبش همچو عمرم کوتهی بود
هوش مصنوعی: شبی خوش و دلپذیر بود، اما افسوس که عمر این شب کوتاه بود و زود گذشت.