شمارهٔ ۱۷۴
هوش مصنوعی: این شعر به یک گفتوگوی صمیمانه و یادآوری لحظاتی شیرین و خاص تعلق دارد. شاعر به شب گذشته اشاره میکند و سوالاتی در مورد سخنانی که رد و بدل شده و حال و هوای آن شب میپرسد. او به مستی و شادی مستان، زیباییهای عشق و رازهایی که در دل عاشقان وجود دارد، میپردازد و از کارهای رندان و محبتهای آنان سخن میگوید. در نهایت، شاعر خواستار یادآوری جزئیات آن شب میشود و از طرف مقابل میخواهد که نظرش را بگوید. شعر فضایی از دوستی، محبت و خاطرات شیرین را به تصویر میکشد.
حرف ما با تو شب دوش چه بودسخن آن لب مینوش چه بود
هوش مصنوعی: گفتوگو و حرفهایی که شب گذشته با تو زدم، چه گونه بود؟ و آن لبهای شیرینت چه گفتند؟
سخنی بود که از خاطر ماسر بسر گشت فراموش چه بود
هوش مصنوعی: سخنی بود که از ذهن ما بیرون رفته و فراموش شده است، اما نمیدانیم چه بوده.
نشاه مستی مستان خرابزان خم باده سر جوش چه بود
هوش مصنوعی: مست بودن مستان از آن خم باده خوشگوار، چه دلیلی دارد؟
همه شب در بر رندان دغلکار آن ترک قبا پوش چه بود
هوش مصنوعی: هر شب در کنار جوانان فریبکار و خوشلباس چه میگذشت؟
با دل شیفتگان شام و سحرراز آن زلف و بنا گوش چه بود
هوش مصنوعی: دلباختگان در شب و صبح به چه چیزی در مورد آن زلف و گوش زیبا فکر میکنند؟
تا بخال و خط رعنا پسرانکار یاران قدح نوش چه بود
هوش مصنوعی: تا وقتی که جوانان به زیباییهای چهره و خط و خال معشوقهها دل بدهند، کار دوستان و یاران چه ارزشی دارد، وقتی که در حال نوشیدن شراب هستند؟
از خرابات مغان تا بفلکهمه شب غلغله نوش چه بود
هوش مصنوعی: صدای شادمانی و شیشههای نوشیدنی از خرابات تا آسمان، همهجا را پر کرده بود.
من بگویم که شب دوش گذشتتو بگو باز شب دوش چه بود
هوش مصنوعی: من بگویم که شب گذشته چه احساسی داشتم، تو هم بگو آن شب چه بر تو گذشت.