شمارهٔ ۱۷۸
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر تاثیر شگرف لطف و محبت خداوند بر دنیا و مخلوقات آن هستند. در اینجا، محبت خداوند میتواند سنگ را به جواهر تبدیل کند و خاک را به طلا. همچنین از بینهایت بخششهای الهی یاد میشود که در هر لحظه به زندگی انسانها جود میکند. شاعر همچنین به محافظت الهی از خود در زمان حوادث اشاره دارد و میگوید که در خواب، خداوند مثل یک دژ محکم به او کمک میکند. در نهایت نیز به بازگشت خورشید از باختر به خاور اشاره میشود، که نماد تجدد و نو شدن است.
لطف تو سنگ را بنظر گوهر آوردمهر تو خاک را بتجلی زر آورد
هوش مصنوعی: محبت و مهربانی تو باعث میشود که سنگ مانند جواهر به نظر برسد و خاک نیز با درخشش تو به طلا تبدیل شود.
صد کاروان ز جود تو در هر نفس روانآنصد چو بر گذشت، صد دیگر آورد
هوش مصنوعی: هر لحظه، صد کاروان از بخشش و generosity تو در حال حرکت است؛ وقتی که یک کاروان از آنجا گذشت، باز صد کاروان دیگر میآیند.
هر شب مرا بدفع حوادث بخوابگاهعون تو صد حصار و دو صد لشگر آورد
هوش مصنوعی: هر شب برای محافظت از من در برابر حوادث، تو به من یاری میرسانی و مانند دژی مستحکم و ارتشی بزرگ، به کمکم میآیی.
خورشید را که رفته ز خاور بباختراز باختر دوباره سوی خاور آورد
هوش مصنوعی: خورشید که از سمت شرق (خاور) طلوع کرده، اکنون از سمت غرب (باختر) غروب میکند و دوباره به سمت شرق بازمیگردد.